Header

شنبه 15 بهمن 1390

صفحه اول  -  درباره ما  تماس با ما  تبلیغات  پرسش و پاسخ  - آزمون سینمایی -  پرونده هاي وي‍ژه  -  نوشته های منتخب کاربران سایت

انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

جستجو (برای جستجوی هنرمندان، یا نام یا نام خانوادگی را وارد کنید)   

:: www.CINETMAG.com :: Cinema News :: اخبار سینمایی

جدیدترین اخبار سینمایی

مانلی شجاعی فرد: حدود 15 دقیقه از فیلم ما کم شد و این جریان لطمه‌ای بزرگ به قصه زد / گزارش نقد و بررسی فیلم "میگرن"

سعید سهیلی: من به خاطر احترام به مطبوعاتی ها آمده ام و خیلی نمی خواهم پاسخگو باشم / گزارش نشست نقد و بررسی "گشت ارشاد"

برنامه سینماهای مردمی روز شنبه 15 بهمن به تفکیک فیلم

"بوسیدن روی ماه " و "بی خود و بی جهت" در صدر انتخاب های مردمی روز اول جشنواره

ماجرای قطع صدای فیلم "حریم" در تالار ایوان شمس از زبان یکی از کاربران سی نت

قوی تن: آمادگی پاسخ به نقدها را ندارم / گزارش نشست نقد و بررسی "پرواز بادبادک‌ها" در برج میلاد

"اگر خبرنگار یک مملکت به این سادگی و بچه گانه فریب بخورد وای به حال بقیه مردم" / گزارش سی نت از نشست نقد و بررسی فیلم "یک سطر واقعیت"

ارزشگذاری نویسندگان سی نت بر فیلم های روز اول جشنواره / "تلفن همراه رئیس جمهور" بهترین فیلم روز اول

جابر قاسمعلی: "تلفن همراه رئیس جهور" یک فیلم نئورئالیسیتی برگرفت از سینمای ایتالیاست  /  گزارش سی نت از نشست نقد و بررسی "تلفن همراه رئیس جمهور" در برج میلاد

فرزاد اژدری: نسل جدیدی که امروز "ارباب حلقه‌ها" و "هری پاتر" را می‌بینند، خوب است که فیلمی همانند "سلام بر فرشتگان" را ببینند / گزارش نشست نقد و بررسی فیلم "سلام بر فرشتگان" در برج میلاد

برج میلاد با برد پرسپولیس لرزید

پیش شماره دوم خبرنامه آن لاین جشنواره منتشر شد

"مرهم" به شبکه نمایش خانگی آمد

سری دوم عکس های اختصاصی سی نت از مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر - کوچه انقلاب

سری اول عکس های اختصاصی سی نت از مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر - کوچه انقلاب

خیرمقدم باشکوه خزاعی به مهمانان جشنواره سی‏ام فیلم فجر / نگاهی گذرا به مراسم افتتاحیه

برنامه قطعی روز اول (پنج شنبه 13 بهمن) برج میلاد اعلام شد

برنامه نمایش پنج شنبه و جمعه جشنواره سی‌ام فیلم فجر درسینماهای مردمی

تحویل سال سینمایی ایران / جشنواره سی‌ام فیلم فجر فردا در تالار وحدت کلید می‌خورد

نمايش "ميگرن"، "تلفن همراه رييس جمهور"، "ملكه" و "يك سطر واقعيت" در روز اول برج ميلاد / اهالی رسانه به تماشای دربی پرسپولیس و استقلال خواهند نشست

>> همه اخبار سينماي ايران

New Page 1

چهره روز

مهتاب کرامتی

Mahtab Keramati

>> بازیگر فیلم  اسب حیوان نجیبی است

بیوگرافی:

متولد بیست و پنجم مهر 1349
همسر: بابک ریاحی پور (نوازنده گیتار)
تحصیلات: کارشناسی میکروبیولوژی از دانشگاه آزاد اسلامی.
پس از آنکه در کلاسهای کارگاه آزد بازیگری شرکت کرد، برای ایفای نقش هلن در فیلم / مجموعه مردان آنجلس برگزیده شد.
او برای بازی در فیلم "مرد بارانی" برای اولین بار کاندید دریافت جایزه از هجدهمین جشنواره فیلم فجر شد.
  ...

اطلاعات بيشتر    آلبوم عکس

دیگر چهره های روز

مهران احمدی

(اسب حیوان نجیبی است)

پارسا پیروزفر

(اسب حیوان نجیبی است)

الهام حمیدی

(اخلاقتو خوب کن)

حبیب رضایی

(اسب حیوان نجیبی است)

جواد رضویان

(اخلاقتو خوب کن)

رضا عطاران

(اسب حیوان نجیبی است، اخلاقتو خوب کن)

حمید فرخ نژاد

(شب واقعه)

محمدرضا گلزار

(در امتداد شهر)

آناهیتا نعمتی

(در امتداد شهر، پایان دوم)

کارن  همایونفر

(اسب حیوان نجیبی است)

حامد کمیلی

(اخلاقتو خوب کن)

حسین یاری

(پرنده باز، پاریس تا پاریس)

>>  اطلاعات بیشتر


روي پرده

:: سینمای ایران ::

شیرین

پرنده باز

مامان بهروز منو زد

پایان دوم

در امتداد شهر

اسب حیوان نجیبی است

پاریس تا پاریس

به هدف شلیک کن

اخلاقتو خوب کن

شب واقعه

>>  برنامه سينماها


برنامه آينده سينماها

پرستوهای عاشق

ساعت شلوغی

قبرستان غیر انتفاعی

جعبه موسیقی

>>  فيلمهای آماده اکران


تولیدات جدید

دزدان خیابان جردن

کلاه قرمزی و بچه ننه

شیر تو شیر

اکباتان

میگرن

تهران 1500

بی تابی بیتا

خودزنی

یک سطر واقعیت

روییدن در باد

>>  فيلمهاي در حال توليد

فرهاد خالدار

>> يادداشت هاي جديد

>> پست الكترونيك

>> سايت شخصي


بیننده ها (از 30 اردیبهشت 1387):

15 بهمن 1390 321
14 بهمن 1390 243
13 بهمن 1390 231
12 بهمن 1390 174
11 بهمن 1390 133
مجموع

265,059

 


لينك هاي منتخب:

انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران

مصطفي جلالي فخر

كيوان كثيريان

اميد نجوان

محسن آزرم

سعيد مستغاثي

سجاد صاحبان زند

اميررضا نوري پرتو

عليرضا معتمدي

وحید فرازان

سعيد خنشا

سينما،تلويزيون،تئاتر

معبد ميوزها

آريانو


لیست نوشته ها:

برج ميلاد،ساعت شش بعد از ظهر   /  نمايش شهرآورد پايتخت در سالن رسانه ها

عذاب الیم  /  نگاهی به فیلم "در امتداد شهر"

قطار سرنوشت  /  نگاهی به فیلم یک مرد،یک ترن ساخته رابرت الدریچ

اوج ها و فرودها  /  نگاهی گذرا به کارنامه برخی از بازیگران مرد سینمای ایران در دهه 80

تلخ بازار  /  پخش سری جدید خنده بازار از شبکه سوم سیما

عملیات سکوت  /  گفت و گو با حمید بهمنی،کارگردان فیلم گلوگاه شیطان

سفره کاملاً ایرانی  /  نگاهی به برنامه های آشپزی سیما

اوج ها و فرودها  /  نگاهی گذرا به کارنامه برخی از بازیگران مرد سینمای ایران در دهه 80

حالا نابغه ها بزرگ شده اند!  /  نگاهی به شعرهای کتاب "لطفاً برایم اسپند دود کنید"

سوار نامدار  /  نگاهی به فیلم جوزی ولز یاغی به بهانه پخش از شبکه سوم سیما

مناسبتی ها  /  بازخوانی سریال​های ماه رمضان از آغاز تا امروز؛

جای خالی معنویت  /  نگاهی به سریال های و برنامه های مناسبتی سیما در ایام ماه مبارک رمضان

بهشت اینجا نیست  /  نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت

اعتباری وِیژه برای سلطان  /  نگاهی به بازی عرب نیا در مختارنامه

قدم زدن در سطح  /  نگاهی به سریال سه،پنج،دو

درباره ی الی...  / 

کارگردانی با انرژی مضاعف  /  نگاهی به کارنامه کارگردانی رامبد جوان

سوپر استار  /  به بهانه کسب تندیس بازیگری انجمن منتقدان

بازیگری که بازی نمی کند!   /  نگاهی به بازی حامد بهداد به بهانه درخشش در فیلم جرم

فیلمسازی دغدغه مند  /  نگاهی به شاخصه های کاری علیرضا داودنژاد

کارگردانی واقع گرا  /  نگاهی به شاخصه های کارگردانی رضا عطاران

دست خالی  /  برنامه های نوروزی سیما

زمانی برای مستی کهکشانی ها  /  سریال ال کلاسیکو

بلوغ زودرس   /  نگاهي به شاخصه هاي کارگرداني "اصغر فرهادي"

دست پخت مخصوص رفقای خوب  /  تاملي چند در باب رازهاي محبوبيت "کلاه قرمزي" و "پسرخاله"

بزن در رو  /  نگاهی به سریال راه در رو

سینماگران از ادبیات داستانی برداشت درستی ندارند  /  اقتباس در سینما و تلویزیون

کنایه های زندگی   /  نگاهی به فیلم "لطفاً مزاحم نشوید"

گره های کور...  /  نگاهی به فیلم کیفر

در انتظار عدالت خداي فوتبال!  /  جام جهاني و باقي قضايا

ژانر ترکیبی؟!  /  نگاهی به فیلم دموکراسی تو روز روشن

پرسه در مه  /  يادداشت هاي پيش از جشنواره

چند دقيقه وقت براي اهداء جوايز  /  سومين شب منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران

يك كمدي نه‌چندان جدي   /  نگاهي به فيلم سينمايي "نيش زنبور"

پازلي ناتمام  /  نگاهي به فيلم سينمايي "كتاب قانون" ساخته مازيار ميري

اسير شعارزدگي  /  نگاهي به فيلم "خاك آشنا"

به آهستگي...  /  يك هشدار دوستانه و ...

باز هم فيلم خوب داري؟!  /  نگاهي به وضعيت اكران سينماي ايران در سال 88

معصوميت از دست رفته  /  نگاهي به فيلم درباره الي...ساخته اصغر فرهادي

الي آمد  /  اكران درباره الي

استقلال قهرمان شده!  /  خدا مي دونه كه حقشه!

قلم قرمز  /  تراژدي شكست آبي ها

بهترين هاي 87  /  در سالي كه گذشت

يادداشت هاي جشنواره  /  نگاهي به برخي از فيلم هاي جشنواره 27 فيلم فجر

تنهايي پر هياهو*  /  نگاهي به فيلم "به دل طبيعت وحشي"،ساخته "شان پن"

پيروزي بزرگ  /  اصغر فرهادي،برنده خرس نقره اي برلين

الي،اشكان و چند فيلم ديگر  /  بهترين هاي جشنواره از نگاه من

سخيف تر از سخيف!  /  درباره ي اخراجي ها

شنبه روز خوبي بود!  /  درباره الي و ...

قابل تامل  /  درباره عيار 14

بالاتر از نقد؟!  /  درباره "مي زاك" و حواشي پيرامونش

كنجكاوي برانگيزها  /  جشنواره بيست و هفتم و فيلم هايش

حيف نيست؟  /  جاي خالي "درباره الي"

نگريستن با چشم دل  /  به بهانه تماشاي "ويكي كريستينا بارسلونا"

چرا و چگونه؟  /  سريال هاي تاريخي و ...

تيزرهاي سوال برانگيز  / 

دروغ هاي واقعي  /  نگاهي گذرا به فيلم سينمايي "كاتين" ساخته آندره وايدا

اسطوره اي كه ذوب شد!  /  نگاهي به فيلم "مارادونا،دست خدا"

نفوذ خزنده لمپنيسم در فوتبال ايران*  / 

تلخ ترين تساوي قرن  /  تيم ملي فوتسال ايران و باقي قضايا

بودن يا نبودن؟ مساله اين است!  /  تاملي بر خداحافظي تلويحي گلشيفته با سينماي ايران

ذوب شدن تدريجي يك اسطوره  /  رويكرد تازه افشين قطبي و ...

مجموعه دروغ ها  /  گلشيفته فراهاني و ماجراهايش!

آوازي در فرجام  /  من،تو،او،ما و شش سالگي سي نت

جاي خالي بزرگان  /  نگاهي به دومين جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران

نگاهي به فيلم هاي آماده اكران سينماي ايران  / 

او هست براي هميشه  /  درگذشت ناباورانه خسرو شكيبايي و ...

باشكوه،اما نه چندان تكان دهنده  /  نگاهي به فيلم سينمايي تاوان

قصه سيمرغي كه تقسيم شد!  /  حكايت سيمرغ بلورين طراحي صحنه و لباس جشنواره فيلم فجر

شب رويايي  /  شب قهرماني بي چون و چراي اسپانيا

تقابل غم و شادي  /  حذف ايتاليا و صعود اسپانيا و ...

بزرگان بزرگي مي كنند  /  صعود ايتاليا،قهرماني استقلال،خداحافظي منصوريان و باقي قضايا

ايتاليا همچنان اميدوار است!  /  همگام با جام ملتهاي اروپا

ايتاليا به جام بازمي گردد  /  همگام با جام ملت هاي اروپا

حقيقت گمشده  /  نگاهي به فيلم سينمايي تلافي

او رفت تا بماند!  /  خداحافظي افشين قطبي و ...

معجزه ي فوتبال  /  فوتبال،قطبي و ...

نگاه سطحي به عشق  /  نگاهي به فيلم سينمايي "مجنون ليلي"

كمدي واقعيت  /  نگاهي به فيلم دايره زنگي ساخته پريسا بخت آور

چند گام به جلو  /  نگاهي به سريال مرد هزار چهره

نشاني از طنز نيست!  /  نگاهي به سريال هاي نوروزي سيما

در جستجوي آينده از دست رفته  /  نگاهي به فيلم "فرزندان انسان" ساخته "آلفونسو كوارون"

هميشه پاي يك فيلم در ميان است! (2)  /  يادداشت هاي بر فيلم هاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر

هميشه پاي يك فيلم در ميان است!  /  يادداشت هاي بر فيلم هاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر

پله پله تا ملاقات سيمرغ  /  نگاهي به كارنامه بازيگري باران كوثري

ميم مثل گلي  /  نگاهي به كارنامه بازيگري 'گلشيفته فراهاني

(1)خانم بازيگر  /  نگاهي به كارنامه بازيگري ترانه عليدوستي

واقعيت محض  / 

بهترين هاي جشن بيست و ششم  / 

در كمال صداقت  /  نگاهي به سه فيلم از بخش مسابقه

نفس عميق يك مرد مرده  /  يادداشت هاي جشنواره (روز هفتم)

يوسف گم گشته بازآيد به كنعان ...  /  يادداشت هاي جشنواره (روز پنجم)

سينما حقيقت  /  يادداشت هاي جشنواره (روز سوم)

يادداشت هاي جشنواره   /  يادداشت هاي جشنواره (روز اول)

سوداي سيمرغ ايراني  /  در آستانه جشنواره فيلم فجر

ترس و معنويت  /  نگاهي به فيلم سينمايي

بهار سينما   /  به بهانه در پيش بودن جشنواره فيلم فجر

کيومرث پوراحمد و نسل ما   /  نگاهي به كارنامه سينمايي كيومرث پوراحمد و آخرين فيلمش "اتوبوس شب"

مصائب عبور از تونل كودكي  /  نگاهي به فيلم سينمايي "بچه هاي ابدي" ساخته پوران درخشنده

دردسر هاي ستاره بودن  / 

شش شخصيت در جستجوي منبع عشق  /  نگاهي دوباره به فيلم "مادر" به بهانه سالروز درگذشت زنده ياد علي حاتمي

چهارگاه  /  نگاهي به نمايش كوارتت

جديت مضاعف  /  نگاهي به نمايش گسترده ي فيلم هاي تلويزيوني

رفقاي خوب  /  نگاهي به فيلم سينمايي ((رفيق بد))

بازيگري مطابق جريان  /  نگاهي به كارنامه ي بازيگري هانيه توسلي

واقعيت و خيال  /  نگاهي به فيلم پسران آجري

سينما پر !  /  نگاهي به فيلم سينمايي كلاغ پر

لزوم نوآوري در سريال هاي روتين  /  نگاهي به سريال چارخونه

ضعف در خط پايان  /  تاملي بر پايان بندي سريال ميوه ممنوعه

حريم عشق  /  نگاهي به سريال ميوه ممنوعه

مناسبتي ها   /  نگاهي به سريال هاي سيما در ماه مبارك رمضان

ماموريت غير ممكن  /  سينماي ايران و اسكار

موقعيت از دست رفته  /  نگاهي به فيلم پاداش سكوت

نقطه اميد  /  نگاهي به فيلم كلاهي براي باران

سرنوشت محتوم  /  نگاهي به فيلم مردگان

هر عدد شعري ست!  /  به بهانه پنج سالگي سي نت!

ما نيز مقصريم!  /  ما و مسعود كيميايي!

آماتورها به بهشت نمي روند!  /  نگاهي به اجراي فرزاد حسني

دلزده از ليلي ها!  / 

كليشه ها در ميدان جنگ  /  نگاهي به فيلم پيك نيك در ميدان جنگ

بوسه بر خاك  /  نگاهي به فيلم روز سوم

نعش گرگ  /  نگاهي به فيلم رئيس

به سلامتي مرگ  /  نگاهي به فيلم گرداب

راز بقاء  /  نگاهي به فيلم ((صحنه جرم؛ورود ممنوع))

خودشيفته!  /  نگاهي به برنامه ي ((شب شيشه اي)) و حضور ((فريبرز عرب نيا))

فردا دير است!  /  نگاهي به حواشي پيرامون اكران فيلم ((سنتوري))

روزگار ناخوش سيما!!!  /  نگاهي به سريال هاي نوروزي سيما

انتخاب به سبك ايراني  /  بهترين هاي من، در سالي كه گذشت!

بدون فيلمفارسي هرگز!  /  نگاهي به فيلم ((مهمان))

كمدي الهي  /  نگاهي به فيلم اخراجي ها

ميم مثل مرگ  / 

شب يلدا  /  نگاهي به فيلم اتوبوس شب

عروسي خون  /  نگاهي به فيلم خون بازي

شاهكار   /  نگاهي به فيلم سنتوري


 برج ميلاد،ساعت شش بعد از ظهر

نمايش شهرآورد پايتخت در سالن رسانه ها

روز اول جشنواره است. فيلم ها يکي پس از ديگري به نمايش در مي آيند. سه فيلم نود دقيقه اي چنگي به دل نمي زنند و نوبت به نود دقيقه اي ديگر رسيده است.فيلمي که قرار است به صورت زنده به روي پرده برود. فيلمي که براي به تصوير کشيدنش هيچ فيلمنامه نويسي ماه ها با خودش و افکارش کلنجار نرفته است، هيچ کارگرداني اعصابش خط خطي نشده است و هيچ بازيگري براي هيچ و پوچ ادا در نياورده است.فيلمي که نياز به بازبيني و مميزي هم ندارد. تصوير که روي پرده مي افتد شور و هيجان به يکباره به سالن برمي گردد.انگار نه انگار که اين سالن همان سالن سوت و کور يک ساعت پيش است. شهرآورد پايتخت آغاز شده است. آبي ها و قرمزها دوباره به سر شوق آمده اند و براي هم رجز مي خوانند. بايد تعجب کرد از کساني که مدام در اين قبيل بازي ها به دنبال فوتبال زيبا مي گردند.اين تنها بازي است که زيبايي و لذتش را بايد در همين کري خواني هاي پيش و پس از بازي جستجو کرد. در طول بازي اعتراضات و سوال هاي عده اي در گوشم طنين انداز مي شود.آنها مي پرسيدند پس استقلال سينما چه مي شود؟چرا بايد بخاطر يک بازي نه چندان جذاب از ديدن يک فيلم خوب محروم شويم؟ فوتبال کجا،سينما کجا؟ در همين گير و دار استقلال به گل مي رسد. سالن منفجر مي شود و آبي ها در ابرها سير مي کنند. نيمه دوم،گل دوم هم وارد دروازه سرخ ها مي شود تا همه چيز طبق بر وفق مراد آبي ها باشد.اما انگار بناست يک بار ديگر نيروي ماورايي فوتبال خودش را به رخ بکشد.نيرويي عجيب که در بسياري از لحظات سر و کله اش پيدا شده است تا ضمن يادآوري غيرقابل پيش بيني بودن اين ورزش دوست داشتني،از شباهت هاي بي حد و حصر آن با سينما حکايت کند. پايان دراماتيکي که در پايان شهرآورد پايتخت رقم خورد، خوب يا بد،سينمايي ترين پايان ممکن بود. يک پايان بندي بي نقص و غافلگيرکننده براي بيننده اي که گمان مي کرد قرار است همه چيز به خير و خوشي به پايان برسد.پنجشنبه غروب،يک بار ديگر به اثبات رسيد که مي توان فوتبال را همچون فيلمي جذاب پنداشت که در لحظه اتفاق مي افتد. سال ها پيش فرانسيسکو رگوئيرو،کارگردان اسپانيايي،فيلم خوب را اينطور توصيف کرده بود: "فيلم بايد زنده باشد.اگر بود،هر سيناپس،طرح و داستاني را در هم مي شکند.به حرف مي آيد و خود را توضيح مي دهد. مدام شکل عوض مي کند و شخصيت ها مي روند و مي آيند. در هر بار نمايش بازي بازيگران فرق مي کند." و از اين منظر فوتبال، نه تنها فيلمي خوب،که شاهکاري جاودانه است!

لينك  - شما هم بنويسيد - 14/11/1390


 عذاب الیم

نگاهی به فیلم "در امتداد شهر"

هرساله در سینمای ایران فیلم های متوسط ،زیرمتوسط و ضعیف بسیاری ساخته و به نمایش درمی آیند. این قبیل فیلم ها را می توان در دو دسته قابل تحمل ها و غیرقابل تحمل ها جای داد.قابل تحمل ها آن هایی هستند که علیرغم ضعف های متعدد ساختاری،حاوی پیام ها و مضامین گوناگون بوده و به ضرب و زور این پیام ها و نگاه های غالباً اخلاق گرایانه می توانند رضایت نسبی تماشاگر مشتاق را برآورده سازند. غیر قابل تحمل ها اما فاقد ابتدایی ترین فاکتورهای لازم برای جذب و کسب رضایت مخاطبان خود هستند.
دو فیلم اخیر علی عطشانی را می توان در دل این دو گروه جای داد.دموکراسی تو روز روشن هرچند که در پاره ای سکانس ها با استانداردهای لازم فاصله داشت و بیش از هر چیز استفاده ابزاری از برخی بازیگران در آن توی ذوق می زد اما حداقل از مضمونی جسورانه برخوردار بود که نه تنها تماشایش را برای بیننده قابل تحمل می نمود بلکه می توانست در برخی موارد پیش رو و ساختارشکن نیز جلوه کند.
در امتداد شهر اما یک سقوط آزاد کامل است.سقوط آزاد کارگردانی که گمان می کردیم در سینمای بدنه حرف های تازه تری برای گفتن خواهد داشت.اینک اما با فیلمی رو به روییم که به سختی می توان آن را تا به پایان تحمل کرد.
فیلم شروع به ظاهر جذابی دارد. آیه ای از قرآن مجید در عنوان بندی ابتدایی فیلم حک می شود که اشاره به آن دارد که سرنوشت هر یک از انسان ها در گرو اعمالشان است و پس از آن بخش هایی از یک سرقت مسلحانه به نمایش درمی آید. با نمایش تیتراژ ابتدایی،سیر نزولی فیلم به سرعت آغاز می شود. خیلی زود متوجه می شویم با سه داستانک و روایت موازی مواجهیم که باز هم ظاهراً قرار است که به یک نقطه مشترک ختم شوند.فرمی کلیشه ای که در طول این سال ها آن قدر بی ذوق و خلاقیت در سینمای ایران به تصویر درآمده که اکنون دستمالی شده و بدون کارکرد می نماید.
بیشترین بار فیلم اما بر دوش کسانی است که با هویت واقعی شان در فیلم حضور دارند و لابد قرار بوده است نقشی کلیدی در رونق گیشه ی فیلم ایفا کنند:محمدرضا گلزار و سه مجری تلویزیونی:رضا رشیدپور،فرزاد حسنی و امیرحسین مدرس.
تکلیف گلزار که از پیش معلوم است.سوپر استار خوش سیمای سینمای ایران همان است که قرار است باشد.هنوز درگیر امضاء دادن به پیر و چوان و شنیدن به به و چه چه این و آن.همچنان اسیر زرق و برق شهرت و فارغ از هنر و استعدادی که پس از این همه سال نقش آفرینی باید بیش از گذشته در کارش به چشم آید.فرزاد حسنی هم که انگار یک شوی تبلیغاتی تمام عیار را اجرا می کند.مدام از جسارتش و شهامتش در اجرا تعریف می کند و مدیران بالادستی و پائین دستی را به سخره می گیرد.امیرحسین مدرس هم که نقشی چندان کلیدی برعهده ندارد. بیشترین انتقاد اما بر رضا رشیدپوری وارد است که حضور شوخ و شنگش در نقش یک مدیر برنامه،وردست های فیلم فارسی های نخ نماشده را تداعی می کند.
فیلم بیشترین لطمه را از تفاوت لحن می بیند.فیلمی که جدی به نظر می رسد به یکباره با حضور مهران رجبی و سرباز وظیفه،لحنی کمیک به خود می گیرد و تا جایی پیش می رود که تشخیص این که با کدام روی سکه ی فیلم مواجه هستیم بسیار دشوار می نماید. این مساله به خصوص در سکانس عجیب و غریب گروگان گیری به چشم می آید. تماشاگر هاج و واج می ماند که باید به این همه سیر بی منطقی در روند فیلمنامه بخندد یا هرطور که هست آن را باور کند. چرا باید کسی که خواسته یا ناخواسته تا آستانه قتل پیش رفته است بی دلیل خود را درگیر ماجرایی به مراتب پیچیده تر کند. انگار این موضوع که آقای سوپر استار به گروگان گرفته شود و سپس شبکه های خبری بین المللی! خبر آن را بصورت زنده به روی آنتن ببرند،آن قدر برای فیلمنامه نویس و کارگردان فیلم جذاب و حیاتی بوده که چندان به دنبال پیدا کردن منطق استواری برای توجیه این مساله نباشند. به این ها اضافه کنید حضور عجیب و غریب پلیس در این صحنه و نحوه ختم ماجرا که بیش از آن چه که باید،مضحک می نماید.
در عین حال باید به نحوه نمایش دادن تبلیغات متعدد اسپانسر فیلم اشاره کرد که آنقدر ناشیانه و غیرحرفه ای در هر جای ممکن به تصویر در می آیند که خیلی زود نه تنها کارکرد تبلیغی اش را از دست داده بلکه به یک ضد ارزش بر ضد فیلم و البته همان اسپانسر تبلیغاتی تبدیل می شود.
فیلم اما از معدود آثار سینمای ایران است که در آن بحث کنترل پروژه به شدت جدی گرفته شده و با همکاری مسئول کنترل پروژه طول زمان فیلمبرداری و صد البته هزینه های زمانی،مالی و انسانی آن مدیریت شده است. با این همه به نظر می رسد تدوین مجدد فیلم و افزودن دو،سه سکانس که حتی منجر به تغییر نام فیلم از شش نفر زیر باران به در امتداد شهر شده است،زحمات گروه تولید را آنچنان بر باد داده است که تماشای فیلم را به عذابی الیم برای سینمادوستان تبدیل کرده است.

لينك  - شما هم بنويسيد - 29/10/1390


 قطار سرنوشت

نگاهی به فیلم یک مرد،یک ترن ساخته رابرت الدریچ

یک مرد،یک ترن که نام اصلی و صحیح آن امپراطور شمال (Emperor Of The North) می باشد،یکی از ساخته های متاخر رابرت آلدریچ،کارگردان شهیر آمریکایی به حساب می آید. کارگردانی که بارها و بارها ثابت نمود توانایی هایش به فیلم ساختن در ژانری خاص محدود نبوده و در هر گونه ی سینمایی می توان تماشای شاهکاری دیگر از وی را به انتظار نشست. به عنوان نمونه وی همان قدر که در ژانر وسترن با فیلم هایی نظیر آپاچی(1954)،وراکروز (1954) و البته آخرین غروب(1961) معروف است در ژانر نوآر با بوسه مرگبار (1955) و در ژانرهای اکشن و جنگی با دوازده مرد خبیث (1967) یک اسطوره به حساب می آید.
یک مرد،یک ترن محصول دورانی است که آلدریچ پس از سال ها تجربه اندوزی در ژانرهای مختلف، سبک و شیوه منحصر بفرد فیلم سازی اش را در قالب فیلمی ماجراجویانه به علاقمندان سینمایش عرضه می کند. فیلم که در حقیقت اقتباسی از بخش هایی از کتاب های "جاده" نوشته جک لندن و "از ساحل تا ساحل با جک لندن توسط شماره یک" به قلم لئون ری لیوینگستون می باشد در ظاهر قصه شاک (با بازی ارنست بورگناین) مامور و نگهبان خشن و سنگدل قطار است که بی رحمانه مسافران غیرقانونی قطار شماره 19 را به هلاکت می رساند. قطاری که به واسطه حضور وی تبدیل به دژی تسخیرناپذیر برای محرومان و بی خانمان هایی شده است که در اوج سال های رکود اقتصادی و بحران سراسری آمریکا (1933) سعی می کنند از هر راهی برای رساندن خویش به مقصود بهره جویند. حضور شخصیتی به نام "الف،شماره یک" (لی ماروین) خیلی زود فیلم را به صحنه چالش میان قهرمان و ضد قهرمان اثر تبدیل می کند.قهرمانی کهنه کار و زیرک که به مثابه ی سمبل و نشانه ای از امیدهای همچنان بارور و و زنده طبقه فرودست جامعه برای احقاق حقوق از دست رفته شان به حساب می آید. به واقع سرتاسر فیلم حکایت نبرد و رقابت تنگاتنگ این دو شخصیت خستگی ناپذیر است.
لوکیشن اصلی فیلم (قطار) را می توان وجه سمبلیکی از جامعه سراسر آشفته آن سال های امریکا دانست .سال هایی که قدرت حاکم به شیوه های گوناگون اقشار مختلف را به بازی گرفته و به نوعی عوام فریبی پیشه می کند.این مساله به خصوص در جایی از فیلم که سخنان روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا از رادیو پخش می شود خود را نشان می دهد.آنجا که همگان را به مبارزه با بیکاری و انجام کار شبانه روزی فرامیخواند بدون آن که ابتدایی ترین بسترهای لازم برای تحقق این امر در جامعه فراهم شده باشد.
یک مرد،یک ترن از جمله فیلم های کم شخصیت محسوب می شود. به جز دو شخصیت اصلی فیلم (شاک و شماره یک) که اکثر حوادث و اتفاقات فیلم حول محور رقابت و مبارزه آن ها جریان دارد،تنها یک شخصیت است که دارای هویتی مستقل و شناسنامه ای جالب توجه است. شخصیت سیگارت با بازی کیت کارادین نمونه ای از انسان های فرصت طلبی است که سعی می کنند در موقع مقتضی از آب گل آلود ماهی بگیرند یا به عبارتی بهتر از هر نمدی،کلاهی برای خویش دست و پا کنند. او گستاخانه چندین بار موفقیت های شماره یک را به نام خود سند می زند و مدام در پی این است که با سفر با قطار شماره 19 نامش بر سر زبان ها بیفتد.
تفاوت شماره یک و سیگارت از همین جا ناشی می شود.اولی هدف والایی چون خدمت به محرومان فلک زده را دنبال می کند و دومی مدام در پی این است که چطور خر خودش را از پل بگذراند. اولی در راه نیل به هدف از اعطای جان خویش نیز باکی ندارد و دومی دو دستی کلاهش را چسبیده است که باد نبرد. اولی باتجربه،پیشرو و باهوش است و دومی جوانی خام است که ناشیانه دنباله روی این و آن را پیشه می کند.
این چنین است که در سکانس نهایی فیلم،سیگارت خیلی زود در مقابل شاک کم می آورد و میدان را خالی می کند. در عین حال وقتی شماره یک دلاورانه جان وی را نجات و شاک را شکست داده و به سزای اعمالش می رساند به ناگاه سر و کله سیگارت پیدا می شود که باز قصد دارد خود را در موفقیت های وی شریک کند. اما این بار شماره یک با پرت کردن وی در رودخانه ضمن جدا کردن مسیر خویش،با ذکر جملاتی قصد می کند به او درس زندگی دهد. جملاتی که هرچند شعاری و کلیشه ای می نماید ولی به نظر می رسد شعار و پیام غایی فیلمساز را باید در دل آن ها جستجو کرد:ما برای دلمون اینکارو کردیم...برای راحتی آدمای بیچاره...تو میخوای کار خیر ما رو کاملاً بی اجر کنی...
مشکل اصلی فیلم را می بایست در دل همین قصه آشنا و پرداخت کلیشه ای آن جستجو کرد بطوریکه از همان آغاز بیننده قادر است به راحتی پایان کار شخصیت های فیلم و قطاری که به قطار سرنوشت موسوم گشته است را حدس بزند. از سویی دیگر در پاره ای از لحظات،فیلم کمی تا قسمتی لحن کمیک به خود می گیرد که چندان با جدیت بخش های دیگر همخوانی ندارد.به عنوان نمونه می توان به سکانس مضحکه گرفتن پلیس اشاره کرد که گرچه در خدمت مقصود نهایی فیلمساز قرار دارد ولی با سکانس های قبل و بعد آن تناسب منطقی برقرار نمی کند.
با این همه نمی توان از یک مرد،یک ترن گفت و اشاره ای به سکانس های دشوار و شرایط ساخت طاقت فرسای آن نکرد. تصور کنید چیزی در حدود چهل سال پیش فیلمی ساخته شده باشد که مهیج ترین سکانس هایش بر روی یک قطار در حال حرکت اتفاق می افتد. در عین حال باید به فیلمبرداری درخشان جوزف بیروک و موسیقی متن شنیدنی فرانک دی ول اشاره کرد که نقشی بسزا در جذابیت بخشی و تزریق تعلیق افزون تر به فیلم ایفا کرده اند.
در جایی از فیلم،از زبان شخصیت شماره یک دیالوگی با این مضمون بیان می شود: "زندگی سراسر مبارزه است.کسی که از مبارزه نترسد،بالاخره پیروز می شود". دیالوگی که هم می تواند به عنوان راهکاری باشد برای محرومان و ستمدیدگانی که همواره به دنبال راه حلی برای غلبه بر مشکلاتشان می گردند و هم به منزله تاکید بر راه و روشی که رابرت آلدریچ در طول حیات سینمایی اش در پیش گرفت. کارگردانی که همچنان با فیلم هایش در اذهان سینمادوستان،زنده و جاودان می نماید.

*این یادداشت در شماره دی ماه (114) ماهنامه صنعت سینما به چاپ رسیده است.

لينك  - شما هم بنويسيد - 19/10/1390


 اوج ها و فرودها

نگاهی گذرا به کارنامه برخی از بازیگران مرد سینمای ایران در دهه 80

دهه 80 را مي توان دهه حضور ستارگان نوظهور در آسمان نه چندان پرستاره سينماي ايران دانست. ستارههايي که به واسطه آزادي نسبي و موقعيت ويژه اي که در سالهاي ابتدايي اين دهه ايجاد شده بود توانستند يکي پس از ديگري از راه هاي مختلف به بدنه سينماي ايران وارد شده و هر يک راه و مسير ويژه خود را بپيمايند.اگر در دهههاي گذشته و سال هاي نه چندان دور اين استعداد ذاتي و تلاش بي حد و حصر بازيگران بود که آنها را به مراتب بالاتر هنري مي رساند در اين دهه شاهد بوديم که عده اي توانستند با تکيه بر زيبايي هاي خدادادي و استعدادي نصفه، نيمه به دنياي پرهياهوي سينما راه يافته و خيلي زود در زمره چهره هاي پولساز سينماي ايران جاي گيرند.

محمدرضا گلزار،بهرام رادان

وقتي صحبت از زيبايي هاي ظاهري ستاره هاي سينماي ايران به ميان مي آيد بي درنگ نام دو بازيگر به ذهن متبادر مي شود:محمدرضا گلزار و بهرام رادان.
دو بازيگري که در سال هاي پاياني دهه 70 به واسطه جذابيت هاي ظاهري و بدون طي کردن مراحل و مدارج لازم، نقش هاي اول دو فيلم سام و نرگس (ايرج قادري) و شور عشق (تادر مقدس) را تصاحب کردند تا سينماي ايران به يکباره خود را در وضعيت جديد ببيند. اين دو در ادامه راه، دو مسير کاملا متفاوت را پيمودند. اولي (گلزار) کاملا خود را به جريان سينماي بدنه سپرد تا همچنان به عنوان يک چهره جذاب (و نه بازيگري ممتاز) شناخته شود و دومي (رادان) هوشمندانه کوشيد با افزودن بر دانش بازيگري و نيز نقشآفريني در نقش هايي هرچند کوچک در فيلم هاي کارگردانان مطرح (همچون گيلانه رخشان بني اعتماد)،خود را از لقب جوان چشم آبي سينماي ايران مبرا کرده و پيشوند بازيگر را برازنده نام خود ببيند. اوج کار رادان در سنتوري ساخته تحسين برانگيز داريوش مهرجويي بود که علي رغم بي مهري سوال برانگيز مسوولان،سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر و ستايش منتقدان و مخاطبان جدي سينماي ايران را برايش به ارمغان آورد. اين مساله نشان مي داد که اراده و خواست يک بازيگر تا چه حد مي تواند در روند صعودي يا نزولي کارنامه وي ايفاي نقش کند.

محمدرضا فروتن،امين حيايي

در اين ميان چهره هايي هم بودند که سعي کردند موفقيت و اعتبار به دست آمده در سال هاي پاياني دهه 70 را حفظ کرده و به نوعي تداوم بخشند. محمدرضا فروتن چهره اي که در نيمه دوم دهه 70 با دو زن (تهميه ميلاني) و البته قرمز (فريدون جيراني) نام خود را بر سر زبان ها انداخته بود،در نخستين سال دهه 80 با شب يلدا يکي از به يادماندني ترين نقش آفريني هايش را ثبت کرد. نقش آفريني در اثر خاطره انگيز کيومرث پوراحمد که در لحظاتي تماشاگر را به ياد بازي زنده ياد خسرو شکيبايي مي انداخت، فروتن را به يکي از معدود ستارگان قابل اعتناي آن روزهاي سينماي ايران بدل ساخت. با اين وجود فروتن در ادامه در انتخاب نقش هايش چندان موفق نبود تا تعداد فيلم هاي حائز اهميتش در اين دهه به زحمت به تعداد انگشتان يک دست برسد.
امين حيايي يکي از پرکارترين بازيگران دهه 80 بود.او اين دهه را با فيلم مزاحم (سيروس الوند) شروع کرد که نقشي مهم در تثبيت وي در بدنه سينماي ايران ايفا کرد. با اين حال وي خيلي زود به يکي از ستارگان محبوب سينماي کمدي تبديل شد و در عرض چند سال چندين فيلم کمدي و شبه کمدي (از عروس خوش قدم گرفته تا اخراجي ها 3) به کارنامه خود افزود. کارنامه اي که به رغم رشد کمي از بار کيفي لازم برخوردار نبوده و جز يکي دو فيلم قابل تامل همچون مهمان مامان (داريوش مهرجويي) و شب (رسول صدرعاملي) از آثار قابل اعتنا تهي مي باشد.

حامد بهداد،صابر ابر

حامد بهداد و صابر ابر به واقع پديده بازيگري سينماي ايران در دهه 80 بودند.پديده هايي که با نقش هايي کوچک در بوتيک (حميد نعمت اله) و ميناي شهر خاموش (امير شهاب رضويان)قابليت هايش را شناسانده و آهسته آهسته به جمع نامداران سينماي ايران در عرصه بازيگري پيوستند.بهداد در روز سوم (محمدحسين لطيفي) فوق العاده ظاهر شد و با جرم (مسعود کيميايي) سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر را از آن خود کرد.با اين وجود خطر افتادن در ورطه کليشه ها و تکرار مکررات آينده بازيگري وي را به شدت تهديد مي کند.
صابر ابر اما در چندين فيلم مهم نيمه دوم دهه 80،در قالب نقش هاي فرعي آن چنان خيره کننده ظاهر شد که بازي اش ناخودآگاه بر اهميت اين نقش ها اضافه مي کرد. به عنوان نمونه مي توان به نقش آفريني وي در فيلم هاي دايره زنگي (پريسا بختآور)،هيچ (عبدالرضا کاهاني) و درباره الي (اصغر فرهادي) اشاره کرد که در هر سه اين فيلم ها وي توانست مکمل خوبي براي تيم بازيگران حرفه اي آنها باشد. شايد بخاطر درخشش در همين فيلم ها بود که بهرام توکلي در واگذاري يکي از کليدي ترين شخصيت هاي فيلم اينجا بدون من به صابر ابر ترديدي به دل راه نداد.او نيز به خوبي پاسخ اين اعتماد را داد تا در سال پاياني دهه 80 يکي از بهترين فيلم هاي کارنامه سينمايي اش را شاهد باشيم.

حميد فرخ نژاد،شهاب حسيني

بدون شک حميد فرخ نژاد و شهاب حسيني را مي توان در زمره بهترين هاي سينماي ايران در دهه 80 جاي داد.دو بازيگري که در سال هاي پاياني دهه به ترتيب با اکران فيلم هايي چون به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتمي کيا) و پرسه در مه (بهرام توکلي) نشان دادند که از استعداد،ذوق و قريحه بالايي در بازيگري برخوردار بوده و مي توانند پس از مدت ها سينماي ايران را صاحب بازيگراني درجه يک کنند. بازيگراني که با درک صحيحشان از مناسبات سينماي ايران،خيلي زود راهشان را از ساير همتايانشان جدا کرده تا دهه اي به يادماندني را پشت سر گذاشته باشد.
هردوي آنها اين توفيق را يافتند تا با بازي در آثاري از شاخص ترين کارگردان اين دهه،اصغر فرهادي بيش از سايرين از شانس ديده شدن برخوردار باشند. فرخ نژاد در چهارشنبه سوري و حسيني در درباره الي و جدايي نادر از سيمين کاملا خود را با مولفه هاي مطلوب سينماي فرهادي همسو کرده تا نقشي تاثيرگذار در موفقيت اين فيلم ها ايفا نمايند.

خسرو شکيبايي و ديگران

در عين حال در دهه 80 شاهد تداوم حضور بازيگران پيشکسوت سينماي ايران نيز بوديم. بازيگراني نظير مهدي هاشمي،رضا کيانيان، پرويز پرستويي،فرامرز قريبيان و... که با ايفاي نقش هاي تازه نشان دادند که سينماي ايران نمي تواند و نبايد از بازيگران نسل گذشته خود غافل باشد. اين سينما مي بايست اين نسل را که حالا کم کم در حال سپري کردن سنين ميان سالي است بيش از اينها درنظر گرفته و نقش هايي در خور شان و شخصيت آنها در دست داشته باشد. چيزي شبيه همان اتفاقي که در آن سوي آب ها براي بازيگر فوق العاده اي چون آل پاچينو افتاده است.
نمي توان از دهه 80 گفت و يادي از بزرگمرد دوست داشتني سينماي ايران نکرد. مردي که چهره و صدايش همچنان زنده،گرم و تاثيرگذار جلوه مي کند و به نظر نمي رسد تا مدت ها کسي قادر باشد جاي خالي اش را پر کند. زنده ياد خسرو شکيبايي در آخرين دهه عمرش با ايفاي نقشي متفاوت در اتوبوس شب (کيومرث پوراحمد) يک بار ديگر نامش را بر سر زبان ها انداخت تا در نهايت با مرگ ناباورانه اش همگان را غافلگير کند.

منبع: مردمسالاری

لينك  - شما هم بنويسيد (1) - 4/10/1390


 تلخ بازار

پخش سری جدید خنده بازار از شبکه سوم سیما


تلخ بازار
فرهاد خالدار
f.khaldar@gmail.com
با تولید و پخش سری سوم مجموعه طنز خنده بازار،به نظر می رسد قصه خنده بازاری ها همچنان سر دراز دارد و حالا حالاها مهمان بینندگان تلویزیونی خواهند بود.مجموعه ای که در ابتدا برای پخش در تعطیلات نوروز در نظر گرفته شده بود در ادامه با پخش سری دوم در ایام ماه مبارک رمضان بود که توانست جای پایی برای خودش باز کند.یکی از علل محبوبیت این برنامه در آن برهه زمانی،ایجاد تغییرات در تیم نویسندگان مجموعه و استفاده خلاقانه از برخی سوژه های مورد نظر بود.
حال در سری سوم نیز با ایجاد یک سری تغییرات مواجه هستیم. از حذف برخی آیتم ها نظیر هشت و اضافه شدن آیتم های مکتب خانه،خیمه شب بازی و... گرفته تا کناره گیری سامان گوران که با تقلید حرکات و صدای چند چهره مشهور به واقع پدیده خنده بازار محسوب می شد. بی تردید سری جدید مجموعه که شتاب زدگی در جای جای آن به چشم می خورد هنوز نتوانسته است توجهات خاصی را به سوی خویش جلب کند.
تجربه نشان داده است که شبکه سوم سیما ید طولایی در کش دادن و رو به قهقرا بردن سریال ها و مجموعه های طنز موفق دارد. هنوز بلایی که بر سر مهران غفوریان در زیر آسمان شهر نازل شد از یادها نرفته است. مهدی مظلومی با بدون شرح،سروش صحت با چارخونه و حتی مهران مدیری در برخی از آثار نیز از قربانیان این سیاست عجیب و غریب در سال های نه چندان دور به حساب می آیند.در فوتبال مثلی مشهور وجود دارد که می گوید:بازیکنی که در اوج خداحافظی می کند همواره در یادها می ماند.گویا مدیران شبکه سوم سیما که خود داعیه ورزش دارند بیش از همه این قضیه را نادیده گرفته و آن قدر در پرداختن به یک مجموعه کم و بیش موفق تلویزیونی افراط می کنند که پس از مدتی،بعد از این که صدای انتقاد همگان از هر کوی و برزن بلند شد،خودشان تیشه به ریشه آن مجموعه و عواملش می زنند.
ناگفته پیداست که در مورد خنده بازار نیز بیم تکرار این رویکرد تلخ وجود دارد. اکنون این پرسش در اذهان موج می زند که در صورت اصرار بر ادامه پخش،آیا نمی شد پخش مجدد این مجموعه به بعد از ماه های عزاداری محرم و صفر موکول می شد تا گروه خنده بازار،با ایده های تازه تر،سازماندهی بهتر وانرژی مضاعف تری به ادامه کار می پرداختند؟

منبع: همشهری 24

لينك  - شما هم بنويسيد - 2/10/1390