Header

چهارشنبه 19 اسفند 1388

صفحه اول  -  درباره ما  تماس با ما  تبلیغات  پرسش و پاسخ  - آزمون سینمایی -  پرونده هاي وي‍ژه  -  نوشته های منتخب کاربران سایت

انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

جستجو (برای جستجوی هنرمندان، یا نام یا نام خانوادگی را وارد کنید)   

فرهاد خالدار

>> يادداشت هاي جديد

>> پست الكترونيك

>> سايت شخصي


بیننده ها (از 30 اردیبهشت 1387):

19 اسفند 1388 29
18 اسفند 1388 111
17 اسفند 1388 121
16 اسفند 1388 136
15 اسفند 1388 270
مجموع

124,220

 


لينك هاي منتخب:

انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران

مصطفي جلالي فخر

كيوان كثيريان

اميد نجوان

محسن آزرم

سعيد مستغاثي

سجاد صاحبان زند

اميررضا نوري پرتو

عليرضا معتمدي

وحید فرازان

سعيد خنشا

سينما،تلويزيون،تئاتر

معبد ميوزها

آريانو


لیست نوشته ها:

پرسه در مه  /  يادداشت هاي پيش از جشنواره

چند دقيقه وقت براي اهداء جوايز  /  سومين شب منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران

يك كمدي نه‌چندان جدي   /  نگاهي به فيلم سينمايي "نيش زنبور"

پازلي ناتمام  /  نگاهي به فيلم سينمايي "كتاب قانون" ساخته مازيار ميري

اسير شعارزدگي  /  نگاهي به فيلم "خاك آشنا"

به آهستگي...  /  يك هشدار دوستانه و ...

باز هم فيلم خوب داري؟!  /  نگاهي به وضعيت اكران سينماي ايران در سال 88

معصوميت از دست رفته  /  نگاهي به فيلم درباره الي...ساخته اصغر فرهادي

الي آمد  /  اكران درباره الي

استقلال قهرمان شده!  /  خدا مي دونه كه حقشه!

قلم قرمز  /  تراژدي شكست آبي ها

بهترين هاي 87  /  در سالي كه گذشت

يادداشت هاي جشنواره  /  نگاهي به برخي از فيلم هاي جشنواره 27 فيلم فجر

تنهايي پر هياهو*  /  نگاهي به فيلم "به دل طبيعت وحشي"،ساخته "شان پن"

پيروزي بزرگ  /  اصغر فرهادي،برنده خرس نقره اي برلين

الي،اشكان و چند فيلم ديگر  /  بهترين هاي جشنواره از نگاه من

سخيف تر از سخيف!  /  درباره ي اخراجي ها

شنبه روز خوبي بود!  /  درباره الي و ...

قابل تامل  /  درباره عيار 14

بالاتر از نقد؟!  /  درباره "مي زاك" و حواشي پيرامونش

كنجكاوي برانگيزها  /  جشنواره بيست و هفتم و فيلم هايش

حيف نيست؟  /  جاي خالي "درباره الي"

نگريستن با چشم دل  /  به بهانه تماشاي "ويكي كريستينا بارسلونا"

چرا و چگونه؟  /  سريال هاي تاريخي و ...

تيزرهاي سوال برانگيز  / 

دروغ هاي واقعي  /  نگاهي گذرا به فيلم سينمايي "كاتين" ساخته آندره وايدا

اسطوره اي كه ذوب شد!  /  نگاهي به فيلم "مارادونا،دست خدا"

نفوذ خزنده لمپنيسم در فوتبال ايران*  / 

تلخ ترين تساوي قرن  /  تيم ملي فوتسال ايران و باقي قضايا

بودن يا نبودن؟ مساله اين است!  /  تاملي بر خداحافظي تلويحي گلشيفته با سينماي ايران

ذوب شدن تدريجي يك اسطوره  /  رويكرد تازه افشين قطبي و ...

مجموعه دروغ ها  /  گلشيفته فراهاني و ماجراهايش!

آوازي در فرجام  /  من،تو،او،ما و شش سالگي سي نت

جاي خالي بزرگان  /  نگاهي به دومين جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران

نگاهي به فيلم هاي آماده اكران سينماي ايران  / 

او هست براي هميشه  /  درگذشت ناباورانه خسرو شكيبايي و ...

باشكوه،اما نه چندان تكان دهنده  /  نگاهي به فيلم سينمايي تاوان

قصه سيمرغي كه تقسيم شد!  /  حكايت سيمرغ بلورين طراحي صحنه و لباس جشنواره فيلم فجر

شب رويايي  /  شب قهرماني بي چون و چراي اسپانيا

تقابل غم و شادي  /  حذف ايتاليا و صعود اسپانيا و ...

بزرگان بزرگي مي كنند  /  صعود ايتاليا،قهرماني استقلال،خداحافظي منصوريان و باقي قضايا

ايتاليا همچنان اميدوار است!  /  همگام با جام ملتهاي اروپا

ايتاليا به جام بازمي گردد  /  همگام با جام ملت هاي اروپا

حقيقت گمشده  /  نگاهي به فيلم سينمايي تلافي

او رفت تا بماند!  /  خداحافظي افشين قطبي و ...

معجزه ي فوتبال  /  فوتبال،قطبي و ...

نگاه سطحي به عشق  /  نگاهي به فيلم سينمايي "مجنون ليلي"

كمدي واقعيت  /  نگاهي به فيلم دايره زنگي ساخته پريسا بخت آور

چند گام به جلو  /  نگاهي به سريال مرد هزار چهره

نشاني از طنز نيست!  /  نگاهي به سريال هاي نوروزي سيما

در جستجوي آينده از دست رفته  /  نگاهي به فيلم "فرزندان انسان" ساخته "آلفونسو كوارون"

هميشه پاي يك فيلم در ميان است! (2)  /  يادداشت هاي بر فيلم هاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر

هميشه پاي يك فيلم در ميان است!  /  يادداشت هاي بر فيلم هاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر

پله پله تا ملاقات سيمرغ  /  نگاهي به كارنامه بازيگري باران كوثري

ميم مثل گلي  /  نگاهي به كارنامه بازيگري 'گلشيفته فراهاني

(1)خانم بازيگر  /  نگاهي به كارنامه بازيگري ترانه عليدوستي

واقعيت محض  / 

بهترين هاي جشن بيست و ششم  / 

در كمال صداقت  /  نگاهي به سه فيلم از بخش مسابقه

نفس عميق يك مرد مرده  /  يادداشت هاي جشنواره (روز هفتم)

يوسف گم گشته بازآيد به كنعان ...  /  يادداشت هاي جشنواره (روز پنجم)

سينما حقيقت  /  يادداشت هاي جشنواره (روز سوم)

يادداشت هاي جشنواره   /  يادداشت هاي جشنواره (روز اول)

سوداي سيمرغ ايراني  /  در آستانه جشنواره فيلم فجر

ترس و معنويت  /  نگاهي به فيلم سينمايي

بهار سينما   /  به بهانه در پيش بودن جشنواره فيلم فجر

کيومرث پوراحمد و نسل ما   /  نگاهي به كارنامه سينمايي كيومرث پوراحمد و آخرين فيلمش "اتوبوس شب"

مصائب عبور از تونل كودكي  /  نگاهي به فيلم سينمايي "بچه هاي ابدي" ساخته پوران درخشنده

دردسر هاي ستاره بودن  / 

شش شخصيت در جستجوي منبع عشق  /  نگاهي دوباره به فيلم "مادر" به بهانه سالروز درگذشت زنده ياد علي حاتمي

چهارگاه  /  نگاهي به نمايش كوارتت

جديت مضاعف  /  نگاهي به نمايش گسترده ي فيلم هاي تلويزيوني

رفقاي خوب  /  نگاهي به فيلم سينمايي ((رفيق بد))

بازيگري مطابق جريان  /  نگاهي به كارنامه ي بازيگري هانيه توسلي

واقعيت و خيال  /  نگاهي به فيلم پسران آجري

سينما پر !  /  نگاهي به فيلم سينمايي كلاغ پر

لزوم نوآوري در سريال هاي روتين  /  نگاهي به سريال چارخونه

ضعف در خط پايان  /  تاملي بر پايان بندي سريال ميوه ممنوعه

حريم عشق  /  نگاهي به سريال ميوه ممنوعه

مناسبتي ها   /  نگاهي به سريال هاي سيما در ماه مبارك رمضان

ماموريت غير ممكن  /  سينماي ايران و اسكار

موقعيت از دست رفته  /  نگاهي به فيلم پاداش سكوت

نقطه اميد  /  نگاهي به فيلم كلاهي براي باران

سرنوشت محتوم  /  نگاهي به فيلم مردگان

هر عدد شعري ست!  /  به بهانه پنج سالگي سي نت!

ما نيز مقصريم!  /  ما و مسعود كيميايي!

آماتورها به بهشت نمي روند!  /  نگاهي به اجراي فرزاد حسني

دلزده از ليلي ها!  / 

كليشه ها در ميدان جنگ  /  نگاهي به فيلم پيك نيك در ميدان جنگ

بوسه بر خاك  /  نگاهي به فيلم روز سوم

نعش گرگ  /  نگاهي به فيلم رئيس

به سلامتي مرگ  /  نگاهي به فيلم گرداب

راز بقاء  /  نگاهي به فيلم ((صحنه جرم؛ورود ممنوع))

خودشيفته!  /  نگاهي به برنامه ي ((شب شيشه اي)) و حضور ((فريبرز عرب نيا))

فردا دير است!  /  نگاهي به حواشي پيرامون اكران فيلم ((سنتوري))

روزگار ناخوش سيما!!!  /  نگاهي به سريال هاي نوروزي سيما

انتخاب به سبك ايراني  /  بهترين هاي من، در سالي كه گذشت!

بدون فيلمفارسي هرگز!  /  نگاهي به فيلم ((مهمان))

كمدي الهي  /  نگاهي به فيلم اخراجي ها

ميم مثل مرگ  / 

شب يلدا  /  نگاهي به فيلم اتوبوس شب

عروسي خون  /  نگاهي به فيلم خون بازي

شاهكار   /  نگاهي به فيلم سنتوري


 پرسه در مه

يادداشت هاي پيش از جشنواره

نمي دانيد چقدر دشوار است كه بخواهيد در مورد فيلم هايي بنويسيد كه درباره آن ها فقط و فقط چيزهايي شنيده ايد و هنوز چشمتان به جمال هيچ كدام روشن نگشته است. شايد بهترين واژگان براي تجسم اين موضوع،همان عنوان فيلم بهرام توكلي باشد؛ پرسه در مه!
با اين توضيح مختصر نگاهي مي اندازيم به برخي از فيلم هاي حاضر در بخش مسابقه سينماي ايران در بيست و هشتمين دوره جشنواره فيلم فجر:
آل/بهرام بهراميان
"آل" را شايد بتوان كنجكاوي برانگيزترين فيلم جشنواره امسال قلمداد كرد. فيلمي به تهيه كنندگي علي معلم،كه ازهمان نخستين روزهاي فيلمبرداري،با انتشار عكس ها و خبرهايش،جو رسانه اي مناسبي پيرامونش پديد آمد.مهمترين دليل اين امر حضور بازيگري بود كه پس از پخش سريال حضرت يوسف،انگار به جوان اول سينما و تلويزيون ايران تبديل شده بود.عكس هاي مصطفي زماني با گريم تازه در فيلم سينمايي آل،حتي مورد توجه بسياري از رسانه هاي زرد نيز قرار گرفت تا نام فيلم خيلي زود بر سر زبان ها افتد.
آل كه گفته مي شود تلاشي است جدي به منظور پياده ساختن قواعد ژانر دلهره در سينماي ايران، داستان زن و شوهري است كه براي يك سفر كاري به ايروان مي‌روند و در اين راه با حوادث عجيبي روبرو مي‌شوند.فيلم را "بهرام بهراميان" كه با سريال خوش ساخت اما جنجال بر انگيز "ساعت شني" به شهرت رسيد،كارگرداني كرده است و به جز مصطفي زماني،همايون ارشادي،آنا نعمتي،هنگامه حميدزاده و تعدادي از بازيگران ارمني در آن به ايفاي نقش پرداخته اند.

آناهيتا/عزيزاله حميدنژاد
برخلاف آل،"آناهيتا" در سكوت خبري كامل ساخته،پرداخته و آماده نمايش شد. عزيزا... حميد نژاد كه زماني با فيلم تماشايي "اشك سرما" توانايي هايش را به رخ كشيده بود،اين بار با فيلمي به جشنواره بازگشته است كه با دست مايه قرار دادن يك نظريه علمي (درباره ساختارهاي مولكول هاي آب) درامي اجتماعي را شكل مي بخشد. ميترا حجار پس از بازگشت دوباره اش به سينماي ايران،يكي از كليدي ترين نقش هاي فيلم را بر عهده گرفته است و شهاب حسيني و پوريا پورسرخ،جمع بازيگران جوان فيلم را كامل مي كنند. سوژه تازه و بكر "آناهيتا" به همراه سابقه درخشان كارگردانش مي تواند آن را در زمره يكي از پراميدترين فيلم هاي جشنواره بيست و هشتم قرار دهد.

به رنگ ارغوان/ابراهيم حاتمي كيا
ابراهيم حاتمي كيا را شايد بتوان خوش حالترين كارگردانان حاضر در بخش مسابقه سينماي ايران ناميد،چه اينكه "به رنگ ارغوان" كه از محصولات سال 82 سينماي ايران مي باشد، پس از سال ها توقيف،بالاخره با مساعدت معاونت سينمايي،توفيق نمايش عمومي را پيدا كرد تا يكي از بخت هاي مسلم ربودن سيمرغ هاي بلورين جشنواره امسال باشد. "به رنگ ارغوان" كه عده اي آن را بهترين ساخته فيلمسازش در سال هاي اخير مي دانند،قصه يك مامور امینتی است كه به دنبال دستگیری یك عامل نفوذی به نام شفق كه برای دیدن دخترش بطور پنهانی وارد ایران شده، ارغوان (دختر شفق) را به شكلی كاملا حرفه ای زیر نظر می گیرد و ...
علاوه بر موضوع حساسيت برانگيز فيلم،آن چه بيش از همه جلب توجه مي كند بازي بازيگران فيلم (حميد فرخ نژاد،فرهاد قائميان،خزر معصومي و ...) است كه گفته مي شود از جمله نقاط قوت فيلم به حساب مي آيد.



بيداري روياها/محمد علي باشه آهنگر
"محمد علي باشه آهنگر" در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر،با فيلم تاثيرگذار "فرزند خاك" حضور داشت كه با توجه به رويكرد به برخي موضوعات كمتر پرداخته شده در حوزه سينماي دفاع مقدس مورد توجه بسياري قرار گرفت. نقطه قوت آن به فيلم به تحقيقات فراوان و پشتوانه قوي اطلاعاتي برمي گشت كه پيش از نگارش فيلمنامه،باشه آهنگر و فيلمنامه نويسش "محمدرضا گوهري" اقدام به جمع آوري آن نموده بودند."بيداري روياها" نيز كه روايتگر فضايي متاثر از روابط اجتماعي ناشي از جنگ است، بر اساس ايده اي از باشه آهنگر و با فيلمنامه اي از گوهري،تكرار موفقيت نسبي "فرزند خاك" را نويد مي بخشد. امين حيايي،حميد فرخ نژاد و هنگامه قاضياني از جمله بازيگران فيلم هستند و موسيقي فيلم را آريا عظيمي نژاد ساخته است كه او نيز پيش از اين در فرزند خاك با ساخت موسيقي متناسب، تجربه موفقي را پشت سر نهاد.

پرسه در مه/بهرام توكلي
دومين ساخته سينمايي بهرام توكلي،فيلمساز جواني كه فيلم متفاوت "پابرهنه در بهشت" را در كارنامه دارد،داستان جواني سي ساله به نام امين است كه در پي نوشتن قطعه‌اي موسيقي است كه آرمان زندگي‌اش محسوب مي‌شود، اما به دليل مشكلات زندگي و روزمرگي به جايي مي‌رسد كه تعادل روحي‌اش را از دست مي‌دهد. به نظر مي رسد فيلم به لحاظ مضموني شباهت بسياري با "پابرهنه در بهشت" دارد و اگر ساختار آن نيز همچون اين فيلم،غير كليشه اي و جذاب باشد،مي بايست از حالا آن را در زمره فيلم هاي پراميد جشنواره بيست و هشتم جاي داد.به خصوص آن كه حضور دو بازيگر عنوان دار سينماي ايران،شهاب حسيني و ليلا حاتمي ناخوداگاه توقعات را از آن بالا مي برد.

پرواز مرغابي ها/علي شاه حاتمي
تازه ترين ساخته "علي شاه حاتمي" روايتگر قصه رحمان، یک محیط‌ بان است که مرغابی زخمی را جهت مداوا به پسرش علی می‌سپارد. در طول درمان، علاقه شدیدی بین علی و مرغابی ایجاد می‌شود. این علاقه ماجراهایی را منجر می‌شود.
فيلم كه پيش از اين در بيست و سومين جشنواره فيلم كودك همدان مورد تقدير قرار گرفته است،از تركيب بازيگران نه چندان همگوني بهره برده است. از رضا ناجي و مهران رجبي گرفته تا مهران غفوريان كه پيش از اين حضوري بسيار كمرنگ در فيلم هاي جدي تر سينماي ايران برعهده داشته است.با اين اوصاف به نظر مي رسد نمي توان شانس چنداني براي اين فيلم قائل بود.

پسر آدم،دختر حوا/ رامبد جوان
آخرين ساخته رامبد جوان كه در اكثر روزهاي سال جاري با سريال طنز مسافران مهمان خانه هاي بينندگان تلويزيوني بوده است،به طرزي عجيب در ميان فيلم هاي بخش مسابقه سينماي ايران جاي گرفته است تا سطح كيفي اين بخش به شدت زير سوال رود.پسر آدم،دختر حوا كه از وجود بازيگراني چون مهناز افشار،حامد كميلي ليلا اوتادي و البته رامبد جوان بهره برده فیلمی است کمدی – اجتماعی که به لجبازی های حرفه ای دو وکیل تازه کار می‌پردازد. بدون اينكه بخواهيم پيش داوري كرده باشيم،با توجه به شناختي كه از علايق و رويكرد رامبد جوان وجود دارد،،مي توان حدس زد كه تماشاگر با اثري نه چندان ملموس و باور پذير رو در رو خواهد بود!
تسويه حساب/تهمينه ميلاني
"تهمينه ميلاني" كه سال گذشته با "سوپر استار" در جشنواره فيلم فجر حضور پيدا كرد اين بار با فيلمي پاي به عرصه رقابت گذاشته است كه پيش از فيلم ياد شده، مهيا و آماده نمايش شده بود. سياست هاي جديد معاونت سينمايي اين فرصت را به ميلاني داد تا اين بار نيز حضوري پررنگ در معتبرترين جشنواره سينماي ايران داشته باشد.گفته مي شود « تسویه حساب » نقدی است اجتماعی در مورد آسیب‌های اجتماعی، به ویژه در میان زنان و علل بزهكاری آنها. با توجه به مضمون فيلم اين اميد مي رود كه ميلاني اين بار با نگاهي ژرف تر،پرداختن به مسائل و معضلات اجتماعي را در دستور كار قرار داده باشد.

چهل سالگي/عليرضا رئيسيان
نام عليرضا رئيسيان همواره با سينمايي كه آن را با عنوان هنري و فرهنگي مي شناسيم پيوند خورده است. كارگردان فيلم هاي ريحانه،سفر و ايستگاه متروك كه "پرونده هاوانا"يش هنوز به اكران عمومي در نيامده است،در پنجمين ساخته سينمايي اش با اقتباسي آزاد از رماني به نويسندگي ناهيد طباطبايي، از دوراني روايت مي كند كه برخي آن را آغاز ميان سالي قلمداد مي كنند.دوراني كه خيلي‌ها در آن ياد گذشته مي‌کنند و عشق‌هاي قديمي‌شان را به ياد مي‌آورند و قصه‌هايشان را مرور مي‌کنند. حضور محمدرضا فروتن در اين فيلم،ياد و خاطره "شب يلدا" را كه از مضموني مشابه برخوردار بود در ذهن متبادر مي كند.در عين حال به نظر مي آيد نقش آفريني عزت ا... انتظامي و البته ليلا حاتمي بر غناي فيلم افزوده است. بايد منتظر ماند و ديد كه "چهل سالگي" تا چه حد مي تواند رضايت سينمادوستان را جلب كند.

خواب هاي دنباله دار/پوران درخشنده
پوران درخشنده در ادامه علاقمندي هايش به پرداختن به موضوعات مربوط به كودكان،خواب‌هاي دنباله‌دار دختري هشت ساله به نامه ريحانه را روايت مي كند كه موجب پيدا شدن معلم گم شده‌اش مي‌شود و حوادثي را به دنبال مي‌آورد. فيلم كه نحوه نمايش آن در جشنواره فيلم كودكان و نوجوانان همدان،اعتراضات كارگردان و برخي از عوامل فيلم را در پي داشت،از بازي پانته آ بهرام،عليرضا خمسه،مهران احمدي و البته فرشته صدرعرفايي بهره مند بوده و موسيقي آهنگساز باسابقه اي چون كامبيز روشن روان مي تواند از جمله امتيازهاي آن باشد.

شب واقعه/شهرام اسدي
شهرام اسدي پس از گذشت سال ها از ساخت فيلم به ياد ماندني "روز واقعه"،اين بار "شب واقعه" را بر اساس فيلمنامه اي از همايون شهنواز و با حضور همسرش،لادن مستوفي،باران كوثري و حميد فرخ نژاد مقابل دوربين برده است.فيلم كه داستان زندگي درياقلي سوراني يكي از نيروهاي مردمي خرمشهر است كه پس از رشادت‌هاي فراوان به شهادت مي‌رسد،بنا به گفته تهيه كننده فيلم مصداق كامل يك پروژه ملي است.سكانس هاي مربوط به جنگ در فيلم بسيار سنگين و نفس گير بوده و تلاش شده است كه با وسواس و حساسيت مضاعفي به تصوير درآِيند. به نظر مي رسد "شب واقعه" خواهد توانست خاطرات خوش "روز واقعه" را در اذهان بينندگان تكرار كند.

عصر روز دهم/مجتبي راعي
زنده ياد رسول ملاقلي در راه آماده سازي فيلم "عصر روز دهم" دار فاني را وداع گفت تا مجتبي راعي كارگرداني كه فيلم به نمايش درنيامده "سفر به هيدالو" را كارگرداني كرده،ادامه كار را در دست بگيرد.فيلم قصه يك خانواده است كه جنگ ايران و عراق باعث جدايي اعضاي آن از يكديگر مي شود. داستان از دوران جنگ ايران و عراق آغاز مي شود و تا پايان جنگ و سقوط صدام حسين و حمله آمريكا به عراق ادامه دارد.هانيه توسلي،احمد مهرانفر،صغري عبيسي و الهام حميدي از بازيگران فيلم هستند.فيلمي كه اميد است همچون فيلم هاي مرحوم ملاقلي پور تاثيرگذار از آب در آمده باشد.

ملك سليمان/شهريار بحراني
ملك سليمان كه از توليدات فاخر سينماي ايران به حساب مي آيد،پس از صرف چهار،پنج سال براي ساخت آن اينك در حالي به نمايش عمومي در خواهد آمد كه مدتهاست توقعات بسياري را برانگيخته است. هزينه هاي بسيار و استفاده از عوامل بين المللي،فيلم را از آثار معمول سينماي ايران جدا مي سازد. امين زندگاني، محمود پاک‌نيت، حسين محجوب از جمله بازيگران فيلم هستند و. گفته مي شود در آن مقدمات برپايي ملك سليمان و تسخير اجنه، ‌شياطين و باد به تصوير كشيده شده است.

هفت دقيقه تا پائيز/عليرضا اميني
عليرضا اميني پس از ساخت چندين فيلم ستايش شده كه البته هيچ كدام توفيق نمايش عمومي را نيافتند،بالاخره با "استشهادي براي خدا" اكران عمومي را تجربه كرد و به نظر مي رسد اين بار با "هفت دقيقه تا پائيز" قصد فتح گيشه ها را داشته باشد. فيلم كه بازگشت مجدد هديه تهراني به سينماي ايران را موجب گشته است از قصه اي پركشش برخوردار است. در خلاصه فيلم آمده است: زندگی مریم و فرهاد در آستانه فروپاشی است. میترا خواهر بزرگ تر مریم، برای کمک به این زندگی تلاش می کند. میترا، مریم و نیما (شوهر میترا) عازم سفر می شوند و اتفاق هایی در طول سفر رخ می دهد که همه چیز را برخلاف پیش بینی ها می سازد.ناگفته پيداست كه حضور حامد بهداد و محسن طنابنده كه فيلمامه فيلم را نيز نوشته است بر جذابيت هاي فيلم مي افزايد و افق تازه اي در برابر ديدگان عليرضا اميني،اين كارگردان مستعد سينماي ايران مي گشايد.

يك گزارش واقعي/داريوش فرهنگ
يك گزارش واقعي،وقايع نگاري سه سال از زندگي دو رفيق قديمي است كه پس از سال ها به طور اتفاقي رو در روي يكديگر قرار مي گيرند. داريوش فرهنگ پس از هفت سال دوري از عالم سينما،با فيلمي به ميدان بازگشته است كه مضمونش شباهتي غريب به سريال "بي گناهان" دارد. موضوع وقتي جالب تر مي شود كه بدانيم فيلمنامه "يك گزارش واقعي" و سريال ياد شده را سعيد شاهسواري به رشته تحرير درآورده است. با اين حال گفته مي شود فيلمنامه اين دو، چندان شبيه به هم از كار در نيامده است. كامبيز ديرباز،مهرداد ضيايي و خود داريوش فرهنگ از جمله بازيگران فيلم هستند.فيلمي كه بايد ديد آيا خواهد توانست اعتبار دوباره اي براي كارگردان فيلم "طلسم" دست و پا كند؟

لينك  - شما هم بنويسيد (2) - 14/11/1388


 چند دقيقه وقت براي اهداء جوايز

سومين شب منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران

1- سومين شب منتقدان،خودماني تر از آني بود كه فكرش را مي كرديم.آنقدر خودماني كه انگار كسي يادش نمانده بود در چنين مراسماتي،براي تغيير ذائقه حضار،اندكي ميان برنامه هاي متنوع نيز ضروري است. مراسم پس از تشريفات ابتدايي مرسوم،با اهداء جوايز به برگزيدگان سينماي ايران شروع،با اهداء جوايزي ديگر دنبال و بالاخره با اهداء جوايز به برگزيدگان نخستين جشنواره مطبوعات سينمايي پايان رسيد!
در اين ميان اگر نبود بعضي طنازي هاي شهرام شكيبا،مجري مراسم، دست برگزاركنندگان اين جشن خالي تر از هميشه به نظر مي رسيد.
2- همچون همه جشن هاي ايراني،داوري اين مراسم نيز خالي از شائبه نبود. باز هم داوران محترم سعي وافري در تقسيم جوايز بين كانديداهاي مختلف داشتند تا باز هم نه سيخ بسوزد،نه كباب!در ميان ناباوري جايزه بهترين كارگرداني به حسن فتحي اهدا شد تا زمينه مناسبي براي تجليلي كه قرار بود در ادامه از اين كارگردان به عمل آمد،فراهم آيد.
در اين ميان اهداي جايزه بهترين سايت سينمايي به سايتي كه بنا به نقل قول مديرش،تنها 28 روز از شروع به كار آن مي گذرد از عجيب ترين بخش هاي مراسم ديشب بود. در حالي كه سايت هاي قديمي و پربازديد سينماي ايران همچون سينماي ما،آدم برفي ها و البته سي نت،هيچ بهره اي از اين مراسم نبردند،سايتي كه به تازگي افتتاح شده و بسياري هنوز اسم و آدرسش را به درستي نمي دانند به عنوان بهترين سايت سينمايي ايران برگزيده شد تا علامت سوال هاي بسياري را به وجود آورد.اين در حالي است كه فرم هاي شركت در اين جشنواره،مي بايست قريب يك سال پيش تكميل و تحويل دبيرخانه انجمن منتقدان سينمايي ايران مي گرديد!
3- يك تبريك مخصوص به رضا كاظمي عزيز كه با ربودن دو جايزه،در كنار شهرام مكري نازنين،ستاره بي چون و چراي اين شب بود. اميد كه شيريني دريافت اين جوايز را با يادآوري برخي تنگ نظري ها و احتمال بروز برخي واكنش هاي منفي،به كام خود و دوستان تلخ نكند.

لينك  - شما هم بنويسيد (3) - 28/10/1388


 يك كمدي نه‌چندان جدي

نگاهي به فيلم سينمايي "نيش زنبور"

كمدي جدي است، كاملا جدي. هرگز سعي نكنيد خنده‌دار باشيد! بازيگران بايد جدي باشند، فقط موقعيت بايد مسخره باشد.
مل بروكس

«حميدرضا صلاحمند» براي مطرح ساختن خويش در سينماي ايران راه چندان دور و درازي را در پيش نگرفت. او كه تجربه دستياري كارگردانان نام‌آشنايي چون بهرام بيضايي، محسن مخملباف، محمدرضا بزرگ‌نيا و... را در كارنامه داشت و از زمان پيش‌توليد «زمانه»، نخستين تجربه فيلمسازي‌اش، با كنار هم قرار دادن ستاره بي‌چون و چراي آن روزهاي سينماي ايران، هديه تهراني و چهره‌هاي نوظهوري چون محمدرضا گلزار و گلشيفته فراهاني، توجهات بسياري را به خود و فيلمش جلب كرده بود و در ادامه با اكران ناموفق و مايوس‌كننده اين فيلم، رفته‌رفته از عالم سينما فاصله گرفت تا پس از گذشت قريب به هفت سال، بار ديگر حضور بر پرده‌ها را تجربه كند.
صلاحمند اين‌بار با كارگرداني فيلمي قدم به ميدان رقابت گذاشت كه مي‌شد از پيش مطمئن بود كه اگر صلاح آخرت را در پي نداشته باشد، لااقل خير دنيا را برايش به ارمغان خواهد آورد. «نيش زنبور» قصه دو دوست شارلاتان و خلافكار است كه به شيوه خاص خود زنان مسن ثروتمند را فريب داده و از آنان اخاذي مي‌كنند، غافل از آنكه بازي روزگار عاقبت روزي خود آنها را نيز غافلگير خواهد ساخت.
قصه‌اي كه گرچه در نگاه نخست شباهت بسياري به «نقاب»، يكي از جنجالي‌ترين فيلم‌هاي اين سال‌ها دارد، اما در ادامه با پرداختن به موضوعات ديگر و البته افزودن چاشني طنز، بسيار از فيلم ياد شده فاصله گرفته به‌طوري كه نقطه اشتراك‌شان تنها در حد همان ايده اوليه باقي مي‌ماند.
فيلمنامه نيش زنبور را «سروش صحت» براساس طرحي از «رضا كيانيان» به نگارش درآورده است كه اين موضوع از دو جهت كنجكاوي تماشاگران علاقه‌مند را برمي‌انگيزد؛ نخست به جهت مشاهده جديدترين دست‌نوشته «سروش صحت» كه در طول اين سال‌ها به سبب تجربه‌هاي مختلف در نگارش فيلمنامه‌هاي طنز به نوعي پختگي دست يافته و ديگري به‌خاطر نام و اعتبار «رضا كيانيان» كه پيشينه درخشانش، وي و آثارش را در جايگاهي قابل تامل قرار مي‌دهد. افزون بر اينها اضافه كنيد حضور رضا عطاران را كه هنوز خاطره خوش سريال‌هاي پربيننده تلويزيوني‌اش (چه در مقام كارگردان و چه در مقام بازيگر) در اذهان عمومي زنده است و اين روزها بيش از هر زمان ديگري بر روي پرده‌هاي نقره‌اي خودنمايي مي‌كند.
فيلم از همان آغاز بر اصل غافلگير ساختن تماشاگر بنا نهاده شده است. توجه كنيد به نحوه بيان ديالوگ‌هاي اسد (رضا كيانيان) و دخترش (بيتا سحرخيز) در تيتراژ ابتدايي فيلم كه در ابتدا ذهن بيننده را به سوي گفت‌وگوي يك زوج خوشبخت منحرف مي‌سازد و در ادامه آنها را در شمايل يك پدر و دختر نشان مي‌دهد اما غافلگيري اصلي قرار است در سكانس ديدار اسد و رضا (رضا عطاران) در ماشين اتفاق بيفتد كه به‌دليل بيش از حد ساختگي و دم‌دستي بودن سكانس پيشين (تقابل رضا، مامور تقلبي، اسد و پيرزن در رستوران)، كاركرد خويش را از دست داده و نمي‌تواند تاثير لازم را بر تماشاگر بر جاي گذارد. دامنه اين غافلگيري‌ها به سكانس‌هاي مياني فيلم نيز كشيده مي‌شود تا جايي كه در حادثه برخورد غيرمترقبه اسد و رضا در خانه افسانه (مريلا زارعي) به طرز غيرملموس و باورناپذيري جلوه‌گر مي‌شود. اينكه رضا پس از آزادي از زندان، به بهانه يافتن موقعيتي مناسب روزنامه‌ها را زيرورو كند و بلافاصله از خانه‌اي سر درآورد كه اسد در آنجا حضور دارد، حتي در فيلمي چون نيش زنبور كه چندان بر رويكرد واقعگرايانه تكيه ندارد، نچسب و غيرواقعي مي‌نمايد.
همانطور كه از پيش هويداست فيلم‌هاي به اصطلاح كمدي اين چنيني، غالبا از شخصيت‌پردازي مناسب بي‌بهره بوده و همه چيز براساس قابليت‌ها و توانايي‌هاي بالقوه بازيگراني به پيش مي‌رود كه قرار است تيپ‌هاي از پيش مشخص شده را جان بخشند.گاه حتي پيش از نگارش فيلمنامه، بازيگران نقش‌هاي اصلي، تعيين شده و با توجه به سابقه ذهني از آنها، شوخي‌هاي فيلم به رشته تحرير در مي‌آيند. در اينجا نيز رضا عطاران بار ديگر ايفاگر نقشي است كه بارها و بارها مشابهش را در سينما و تلويزيون تجربه كرده است؛ آدمي زرنگ و بي‌خيال كه از هر وسيله‌اي براي دستيابي به مقصودش استفاده مي‌كند و البته هميشه هشتش گرو نه‌اش است!
اما مساله‌اي كه نيش زنبور را از اسلافش متفاوت جلوه مي‌دهد، نقش‌آفريني بازيگري است كه پيش از اين كمتر در چنين فضاهايي ديده شده است. اگرچه رضا كيانيان در برخي از فيلم‌هايش (به‌خصوص فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است (كمال تبريزي) علاقه‌مندي و البته توانايي‌هايش را در حضور در موقعيت‌هاي كميك نشان داده بود اما چندان قابل انتظار نبود كه روزگاري وي در كنار ديگر چهره‌هاي سينماي كمدي، مجموعه‌اي از شوخي‌هاي يك فيلم را جان بخشند. در شرايطي كه سينماي بدنه ايران به روي آوردن به چهره‌هاي كليشه‌اي عادتي ديرينه دارد و كمتر تهيه‌كننده و كارگرداني ريسك سپردن نقش‌هاي كمدي به بازيگران جدي‌تر سينما را پذيرفته و در آن سو كمتر بازيگري هم هست كه چنين چالش مخاطره‌آميزي را به جان بخرد، به نظر مي‌رسد بايد فارغ از نتيجه مثبت يا منفي كار، اين حضور را به فال نيك گرفت و آرزو كرد هرازگاهي اين چنين ماجراجويي‌هايي در سينماي ايران به وقوع بپيوندد. هنوز فراموش نكرده‌ايم كه بازيگري جدي با سيماي خشني چون «فتحعلي اويسي» چگونه در ظرف مدتي كوتاه به بازيگر سريال‌هاي طنز تلويزيوني و حتي فيلم‌هاي كمدي سينمايي مبدل شد.
اما كيانيان براي نقش‌آفريني در اين فيلم چندان از بازي هميشگي خويش فاصله نگرفته و سعي كرده است با رها كردن خويش در قالب طنزهاي موقعيت، لبخندي را بر لبان تماشاگر بنشاند. او البته در اجراي برخي صحنه‌ها كه نياز به طنازي ذاتي بازيگر دارد چندان موفق نمي‌نمايد. نگاه كنيد به سكانس سخنراني در جمع خيرين مدرسه‌ساز كه نحوه سخنراني وي واكنش حاضران، بيش از آنكه بامزه باشد خسته‌كننده و ملال‌آور مي‌نمايد.
فارغ از شوخي‌هاي كليشه‌اي فيلم كه به شدت به بداهه‌پردازي بازيگرانش نيز وابسته است، دو گونه شوخي ديگر نيز در فيلم به گونه‌اي پررنگ به‌چشم مي‌خورد. شوخي‌هاي جنسيتي و سياسي! در مورد اول با توجه به مضمون قصه، دست فيلمنامه‌نويس براي پرداختن به كنايه‌هاي جنسيتي چندان بسته نبوده است و نمونه‌هاي متعددي در جاي جاي فيلم وجود دارد كه به‌طور آشكار نيت و منظور حقيقي كاراكترها را افشا مي‌سازد. اين مساله در سكانس‌هاي رودررويي اسد و پيرزن‌ها به اوج مي‌رسد كه غالبا نقاط گريز مناسبي براي لوث نشدن قضيه پيش‌بيني شده است. در عين حال همزماني توليد فيلم با روزهاي حساس پيش از انتخابات باعث شده كه ردپاي برخي از اصطلاحات و تكيه كلام‌هاي خاص مناظرات انتخاباتي نيز به فيلم كشيده شود. مساله‌اي كه گرچه با توجه به اكران زودهنگام فيلم، در حال حاضر مي‌تواند جالب و بامزه باشد اما فيلم را به‌شدت داراي تاريخ مصرف مي‌سازد به‌طوري كه بعيد است تا چندي ديگر كسي را به ياد چيزي بيندازد.
با اين وجود آنچه كه بيش از هر چيز آزاردهنده مي‌نمايد نحوه شخصيت‌پردازي زنان فيلم است. آنها كه انگار آفريده شده‌اند تا ساده‌لوحانه، آنچه را كه از زبان مردان مي‌شنوند بي‌چون و چرا باور كنند و اسير و بازيچه آنان باشند. تمامي پيرزناني كه در طول فيلم فريب چرب‌زباني‌هاي اسد و حيله‌گري‌هاي رضا را مي‌خورند از اين خصوصيت برخوردارند و اوج اين مساله در پرداختن به شخصيت دختر اسد (بيتا سحرخيز) نمايان مي‌شود كه در لحظه‌اي با يك وعده غذا به راحتي فريب مي‌خورد و آنچه را كه با چشم ديده و از وقوع آن مطمئن است فراموش كرده و ناديده مي‌گيرد. اگرچه به‌نظر مي‌آيد پرداختن افراطي به اين مساله به جهت همان بحث غافلگيري و وارد ساختن شوك نهايي به تماشاگري باشد كه قاعدتا نبايد انتظار داشته باشد افسانه و مرجان (اليزابت اميني) كپي برابر اصل اسد و رضا باشند، با اين حال اين شگرد نيز آنچنان كه بايد جواب نداده و در رويكردي جالب، اين تماشاگر است كه باور نمي‌كند زناني تا اين حد ساده‌لوح به ناگاه اين‌چنين هوشيار و زرنگ از آب درآيند!
شايد اگر با فيلمي جدي‌تر رو‌به‌رو بوديم سكانس نهايي فيلم كه يادآور كابوس اسد در سكانس‌هاي ابتدايي فيلم است مي‌توانست اشاره‌اي آگاهانه و ظريف به فيلم تحسين شده «كتابخوان (استيون دالدري)» به‌حساب آيد اما نگاهي واقع‌بينانه به كليت فيلم، آدمي را از چنين برداشت خوش‌بينانه‌اي منصرف مي‌سازد.
حميدرضا صلاحمند در گفت‌وگويي اشاره كرده است كه «براي ساخت اين فيلم نخواستم از كليشه‌هاي رايج ژانر كمدي دور شوم، برعكس سعي كردم در قالب همان كليشه‌ها كار كنم ولي آنها را درست اجرا كنم!»
از سوي ديگر نمي‌توان از آخرين ساخته حميدرضا صلاحمند ياد كرد و به وجود دوگانگي درعنوانش اشاره‌اي نكرد. در حالي كه در تيتراژ فيلم، عنوان نيش و زنبور آمده است، در آنونس‌هاي تلويزيوني و بيلبوردهاي تبليغاتي از آن با عنوان «نيش زنبور» ياد مي‌شود كه به‌نظر مي‌رسد عنوان بامسماتري باشد. جالب‌تر آنكه در گفت‌وگوهاي رسانه‌اي از هر دو عنوان براي اشاره به فيلم استفاده شده است.
به‌نظر مي‌رسد كه صلاحمند بيش از آنكه در قالب اجراي درست كليشه‌ها كامياب بوده باشد، در زدودن كليشه اطلاق يك عنوان به يك فيلم موفق بوده است!

ليتك اصلي يادداشت در تهران امروز

لينك  - شما هم بنويسيد - 10/10/1388


 پازلي ناتمام

نگاهي به فيلم سينمايي "كتاب قانون" ساخته مازيار ميري


تازه ترين ساخته مازيار ميري بطور كامل وي را در جايگاه ويژه فيلمسازان تجربه گراي سينماي ايران جاي مي دهد.فيلمسازي كه كارش را با فيلم مستند گونه "قطعه ناتمام" آغاز كرده و در ادامه با "به آهستگي" پرداختن به سوژه اي معناگرايانه را در دستور كار قرار داده بود و "پاداش سكوت" ش پاي او را به ژانر دفاع مقدس نيز گشوده بود،اينك با فيلمي به پرده سينماها بازگشته است كه شباهت چنداني با ديگر ساخته هايش ندارد. فيلمي با فضايي مفرح و شاد كه البته هدف اصلي اش وارد ساختن تلنگري به فكر و ذهن آناني است كه مدتهاست به برخي عادت هاي ناپسند خو كرده اند.
"كتاب قانون" قصه آشنايي و در نهايت ازدواج رحمان (پرويز پرستويي) و زني لبناني (داربن حمسه) است. داستاني به ظاهر ساده و كليشه اي كه مي تواند هر فيلمي را در حد اثري نازل و پيش پا افتاده تنزل بخشد. اما هوشمندي ميري در آن است كه عليرغم دستمايه قرار دادن عنصر طنز،فيلم را از ورطه هولناك ابتذال مي رهاند و سعي مي كند در قالب شوخي هاي متعدد فيلم، پيام ها و بيانيه هاي اخلاقي اش را نيز به مخاطب گوشزد كند.
فيلم را مي توان به دو بخش تقسيم كرد. بخش نخست روايتگر سفر رحمان و همكاران به لبنان و آشنايي با زن و بخش دوم به اتفاقات پس از ازدواج اين دو مي پردازد. در واقع بخش نخست بهانه اي براي راه يافتن به بخش دوم و قوام يافتن و شكل گيري پيامي است كه قرار است از طريق اين بخش به تماشاگر منتقل شود. شايد بخاطر همين كم اهميت گماردن بخش نخست است كه يكي از ضعف هاي اساسي فيلم رخ مي نمايد. قضيه اسلام آوردن ژوليت و تحول او آنچنان ناگهاني و به سرعت برگزار مي شود كه بيننده مجالي براي درك و باور اين مساله پيدا نمي كند. آنچنان كه گويي اين عدم باور شخصيت رحمان و ديگر كاراكترهاي فيلم را نيز در مي نوردد و ماجراهاي تامل برانگيز بخش دوم را شكل مي بخشد.
در بخش دوم،پرداختن به رفتارهاي مذموم اجتماعي و عادات ناپسند (نظير دروغ،غيبت،تهمت و ...) برخي از ايرانيان است كه وجه انتقادي فيلم را آنچنان پررنگ مي سازد تا جايي كه آن را به آيينه تمام نماي آدم هايي مبدل مي سازد كه انگار قرن هاست به اين شيوه زندگي خو كرده اند. آن ها كه وقتي يك تازه مسلمان، اشتباهاتشان را به آنان يادآور مي شود سخت برآشفته مي شوند و خود را مسلماني واقعي مي خوانند بي آنكه يادشان باشد ذره اي از آداب مسلماني را به جا آورند. شايد مهمترين نكته در اين بخش از فيلم حضور پرويز پرستويي با گريم هاي متفاوت در قالب چند تيپ مختلف باشد كه ضمن اثبات چند باره قدرت بازيگري پرويز پرستويي،به گونه اي ظريف مؤكد اين نكته است كه انگار همه آدم هاي اين شهر شبيه رحمان هستند!
با اين وجود سكانس هاي پاياني فيلم،همچون بخش نخست نشان دهنده شتاب فيلمنامه نويس و فيلمساز در نتيجه گيري از قصه اي است كه مي توانست منطقي تر از شكل كنوني ختم به خير گردد. پاياني به شدت هندي وار،كه اين قابليت را دارد كه ارزش هاي ديگر فيلم را به شدت زير سوال برد. هرچند نمي توان از تيغ تيز سانسور كه سبب توقيف چندماهه فيلم شده بود و حذف چند دقيقه از فيلم را در پي داشت بي تفاوت گذشت، با اين حال نبايد از ياد برد كه مخاطب در نهايت با فيلمي كه روي پرده مي بيند سر و كار دارد و بر اساس شنيده ها به قضاوت يك اثر هنري نمي نشيند.
با اين اوصاف مي توان "كتاب قانون" را بسان پازلي ناتمام قلمداد كرد. پازلي كه قصد دارد نمايانگر مجموعه اي از نهي بدي ها و و توصيه به خوبي ها باشد اما به دلايل مختلف قطعات مختلفش كنار هم چيده نشده و نمي توانند نمايشگر مقصودي واحد باشند.

پ ن: اين مطلب در شماره آذرماه ماهنامه فرهنگ و سينما به چاپ رسيده است.

لينك  - شما هم بنويسيد - 26/9/1388


 اسير شعارزدگي

نگاهي به فيلم "خاك آشنا"

رضا كيانيان و بابك حميديان در نمايي از خاك آشنا

"خاك آشنا" براي راهيابي به اكران مسير پر پيچ و خمي را پشت سر نهاد. مسيري كه از روزهاي نخست بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر و تب و تاب حضور يا عدم حضور آن در جشنواره آغاز و با درخشش پر هياهوي آن در دوازدهمين جشن خانه سينما ادامه و حتي دامنه آن به جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر نيز كشيده شد.
تمامي اين حواشي از جايي رقم خورد كه مساله حذف يكي از سكانس هاي كليدي و چند مورد جزئي ديگر فيلم به ميان آمد. حذفياتي كه فرمان آرا در ابتدا هيچ گاه زير بار آن نمي رفت تا اكران فيلمش بيش از دو سال به طول بينجامد.اما در نهايت با پذيرش حذفيات مورد اشاره،فيلم به نمايش عمومي درآمد تا علاقمندان سينما بيش از اين از تماشاي آن محروم نمانند.
"خاك آشنا" قصه دو نسل است. دو نسلي كه انگار در دو سوي متضاد طي طريق مي كنند. يكي خود را متعهد به آرمان هايي مي داند كه يك عمر براي دستيابي به آن ها عرق ريخته است و ديگري به دنبال اين است كه از قيد هر چه تعهد است رها گردد.يكي مدام در گذشته و اتفاقات رخ داده سير و خاطرات تلخ و شيرينش را مرور مي كند و ديگري نه تنها به گذشته توجه چنداني ندارد بلكه آينده را هم خيلي دور مي بيند و در زمان حال، روزمرگي را تمرين مي كند.
شايد به همين خاطر است كه مام نامدار (نماد نسل گذشته) عزلت و خلوت گزيني را برگزيده است تا در آتليه اش با بوم نقاشي و رنگ هاي تيره،عشق بازي كند و بابك (نماد نسل حاضر) آشفته و پريشان،ميان ماندن و نماندن سرگشته و حيران است.
بازي رضا كيانيان در نقش بهمن نامدار (ملقب به مام نامدار)،ما را به ياد نقش آفريني كلينت ايستوود در يكي از تازه ترين ساخته هايش،"گرن تورينو" مي اندازد. آدمي عبوس كه بدون توجه به اطراف و اكنافش در عوالم شخصي خويش به سر مي برد و سعي مي كند تا حد امكان هيچ كس را به دنياي درون خويش راه ندهد.اما انگار بايد باور كرد كه قدرت دنياي بيرون بيش از اين هاست كه كسي بخواهد آن را پس بزند و براي هميشه ناديده انگارد.چه اينكه بهمن نامدار نيز همچون همتايش " والت كوالسكي" در گرن تورينو،در نهايت ناچار مي شود از پيله تنهايي خويش به درآيد و با واقعيات كنار آيد.
اما مشكل بزرگ فيلم در اين است كه براي رسيدن به چنين مقصودي،زمينه چيني مناسبي نمي كند،مجموعه دلايل منطقي و باورپذيري را كنار هم نمي چيند و تماشاگرش را مجاب نمي كند كه اتفاقات روي پرده را باور كند. از سويي ديگر بازگشت بابك (بابك حميديان) به زندگي و خو گرفتن وي با دايي اش نيز آنچنان كه بايد باورپذير و ملموس به تصوير در نيامده است. در حالي كه در ابتدا با يكسري ديالوگ هاي شعاري از زبان دو طرف قضيه مواجه هستيم كه يكي پس از ديگري بيان مي شوند تا نمايانگر فاصله زياد ميان دو نسل باشند،در ادامه بدون دليل مشخصي،رابطه اي نه چندان منطقي بين اين دو فرد برقرار مي شود.رابطه اي كه به ناگاه رد پايش به كوه بيستون نيز كشيده مي شود تا زمينه آشنايي بابك با اين خاك فراهم آيد و مهرش به دلش بنشيند!
هر چه فرمان آرا در به تصوير درآمدن احوالات دروني شخصيت مام نامدار كه به واقع نزديكي زيادي با دنياي شخصي فيلمساز و روشنفكران پيرامونش دارد و به نوعي حديث نفس وي تلقي مي شود،موفق نشان مي دهد در پرداختن به آداب و رفتارهاي نسل جوان ناموفق جلوه مي كند.از همين روست كه در پرداخت شخصيت بابك به برخي رفتارهاي به شدت كليشه اي،نظير استفاده از تكنولوژي روز متوسل مي شود و يا ديالوگ هايي كاملاً نخ نما شده و تكراري را مورد استفاده قرار مي دهد.
در اين ميان قضيه عاشق شدن آني بابك به دختري كه مثل طاووس راه مي رود!(رعنا آزادي ور) آنچنان سطحي و كم مايه پرداخته شده است كه بيشتر يادآور سريال هاي روتين تلويزيوني است تا فيلمي از كارگرداني كه فيلم هاي قابل تاملي چون بوي كافور،عطر ياس و خانه اي روي آب را در كارنامه دارد.از طرفي ديگر تاكيد چند باره بر عبارت "اي عشق چهره آبي ات پيدا نيست" بسيار سهل و آسان عشق تباه گشته نامدار و شبنم (رويا نونهالي) را برملا مي سازد، بدون آن كه آن را قوام بخشيده باشد.
در عين حال فرمان آرا با نگاهي موازي به داستان اصحاب كهف،و با توسل به شخصيت چوپان كه مدام از قيامت مي گويد،به نوعي به تشبيه سازي وضعيت حاضر و قيامت دست مي زند. تشبيهي كه شكل بيانش آنچنان نچسب مي نمايد كه چندان تماشاگر را با خود همراه نمي سازد.
با اين حال وقتي كارگردان فيلم با تعبير "همچون عكسي كه چشمهايش را در آورده اند" از فيلمش ياد مي كند، شايد چندان منصفانه نباشد كه بدون توجه به سكانس هاي حذف شده فيلم،كه بيش از 9 دقيقه از زمان فيلم را به خود اختصاص داده اند،به تحليل و ارزيابي آن پرداخت.در شرايطي كه حتي يك نما مي تواند در ارزش گذاري يك فيلم موثر باشد ناديده انگاشتن تعديل چنين مدت زمان قابل توجهي و نيز حذف كامل يكي از كاركترهاي فيلم،ممكن است به انكار برخي از ويژگي هاي موجود اما پنهان مانده اثر منجر گردد.در اين شرايط اين سوال در اذهان متبادر مي گردد كه آيا نمي شد در همان مرحله تصويب فيلمنامه،موارد مميزي گوشزد گردد تا فيلمساز در جهت اصلاح فيلمش تمهيداتي ديگر بينديشد؟

..............................................

پ ن :
1-اين مطلب در شماره مهر ماه ماهنامه فرهنگ و سينما به چاپ رسيده است.

2-نگاهي به طرح اكران ويژه فيلم هاي فرهنگي در آدم برفي ها

لينك  - شما هم بنويسيد (1) - 26/7/1388