Header

سه شنبه 20 بهمن 1388

صفحه اول  -  درباره ما  تماس با ما  تبلیغات  پرسش و پاسخ  - آزمون سینمایی -  پرونده هاي وي‍ژه  -  نوشته های منتخب کاربران سایت

انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

جستجو (برای جستجوی هنرمندان، یا نام یا نام خانوادگی را وارد کنید)   

حامد مقدم

>> يادداشت هاي جديد

>> پست الكترونيك

>> سايت شخصي


بیوگرافی:

-

>> اطلاعات بیشتر


بیننده ها (از 30 اردیبهشت 1387):

20 بهمن 1388 81
19 بهمن 1388 84
18 بهمن 1388 111
17 بهمن 1388 124
16 بهمن 1388 65
مجموع

67,581

 


لينك هاي منتخب:

هامون حسینی

وحید مرتضوی

جواد رهبر

امیررضا نوری پرتو

حسین گودرزی

محسن آزرم

مجید اسلامی

سعید مستغاثی

محمود مقدم


لیست نوشته ها:

سیمای یک هنرمند بریتانیایی  /  نگاهی به زندگی و کارنامه هنری جورایت

اول و آخر!  /  کوتاه درباره این روزها به همراه یک ترانه از ادی ودر

درباره یک خودشیفته!  /  گفتاری دیرهنگام درباب اهانت یک بازیگر نوآمده به منتقدی کارکشته!

این مجموعه را از دست ندهید!  /  معرفی انیمه «ناروتو/Naruto» ساخته ماساشی کیشی موتو

پسربچه ها کنار مینی بوس قرمز!  /  درباره یک عکس

خاطره ها  /  یک داستان کوتاه

پرها در باد  /  نگاهی به فیلم سینمایی«شک/DOUBT»ساخته جان پاتریک شنلی

لذت موسیقی3  /  ترانه «Shape Of My Heart» ساخته Sting از فیلم«لئون»

دیدار با جاودانه ها(9)  /  درباره «تس»(1979)/Tess ساخته رومن پولانسکی

درباره یک تابلو  /  «دختر شیردوش» اثر یان ورمیر

دیدار با جاودانه ها(8)  /  درباره ایتی موجودی فرا زمینی(1982)/ E.T. The Extra-Terrestrialساخته استیون اسپیلبرگ

فوق العاده بود!  /  پیروزی چلسی بر لیورپول

دیدار با جاودانه ها(7)  /  درباره سزار کوچک/Little Caesar ساخته 1930مروین لروی

بهار،تابستان،پاییز،زمستان و دوباره بهار  /  عیدتان مبارک باد!

ببین چه قدر تنهاست!  /  نگاهی به فیلم «به دل طبیعت وحشی» ساخته شان پن

اسکارِ خوبی بود...  /  درباره اسکار2009 و «میلیونر زاغه نشین» برنده بهترین فیلم سال

دیدار با جاودانه ها(6)  /  درباره«زنده باد زاپاتا!» ساخته الیا کازان

خوبی اش این است که آدم را جذب می کند!  /  اندکی درباره سریال «عمارت فرنگی» و چند چیز دیگر

معرفی فیلم های روز جهان(12)  /  درباره«دابلیو» و «جن زدگی مالی هارتلی»

دنی بویل یا دیوید فینچر؟  /  درباره نامزد های اسکار هشتاد و یکم

معرفی فیلم های روز جهان(11)  /  درباره فیلم های «غرور و افتخار» و «اره5»

تو فقط یک گذشته داری  /  نگاهی به فیلم سینمایی «کاتین/Katyn» ساخته آندره وایدا

معرفی فیلم های روز جهان(10)  /  درباره فیلم های «معجزه در خیابان آنا» و «ضدآتش»

سرما  /  اندکی درباره تجربه سرما در کوهستان و گرما در سریال «طفلان مسلم»

خب، ملوان پرسپولیس را برد!  /  کمی درباره بازی ملوان و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی

معرفی فیلم های روز جهان(بخش نهم)  /  درباره فیلم های«ایگور» و «چشم عقاب»

تجربهِ مفرح ِدوست داشتني  /  پرونده اي دير هنگام براي فيلم «جونو»( جيسن ريتمن،2007)

لذت موسیقی2  /  موسیقی فیلم «2046»ساخته وونگ کار وای

تصویر یک اسطوره  /  نگاهی به فیلم« مارادونا،دست پروردگار»

دیدار با جاودانه ها(قسمت پنجم)  /  درباره «مک کیب و خانم میلر/McCabe and Mrs. Miller» ساخته 1971 رابرت آلتمن

معرفی فیلم های روز جهان(بخش هشتم)  /  درباره «پس از خواندن بسوزان» و «خانواده ای که شکار می کند»

درباره 10 قاتل نقاب دار همه دوران  /  به مناسبت فرارسیدن هالووین 2008

دیدار با جاودانه ها(قسمت چهارم)  /  درباره «دونده ماراتن/ Marathon Man »ساخته1976 جان شله زینگر

معرفی فیلم های روز جهان(بخش هفتم)  /  درباره «قتل موجه» و «زنان»

تو ترانه، 35 سال داری؟  /  در حاشیه بازی ترانه علیدوستی در فیلم «کنعان» ساخته مانی حقیقی

لذت موسیقی  /  موسیقی فیلم «مالنا» ساخته انیو موریکونه

معرفی فیلم های روز جهان(بخش ششم)  /  درباره«خائن» و «بابل پیش از میلاد مسیح»

معرفی فیلم های روز جهان(بخش پنجم)  /  درباره «پسر جهنمی2:ارتش طلایی» و «فیلم فاجعه»

مرغانه*  /  نگاهی به برنامه سینما چهار

معرفی فیلم های روز جهان(بخش جهارم)  /  درباره«آینه ها» و «تندر استوایی»

معرفی فیلم های روز جهان(بخش سوم)  /  درباره«جنگ های ستاره ای:جنگ های کلون» و «مسابقه مرگ»

معرفی فیلم های روز جهان(بخش دوم)  /  درباره«سفر به مرکز زمین» و «ماما میا!»

معرفی فیلم های روز جهان  /  درباره «شوالیه تاریکی» و «مومیایی:مقبره اژدها»

من،شما،سی نت و البته یادداشت هایم!  /  به مناسبت تولد سایت سینمایی سی نت

منتقدان محبوب من (بخش دوم و پایانی)  /  در ستایش منتقدان یا درباره باسواد های توانایی که به ما سینما آموختند

درباره چند فیلم   /  مروری بر سه فیلم اکران شده در سال 87(دایره زنگی،زن دوم و همخانه)

بهترین های عمر: منتقدان محبوب من (بخش اول)  /  در ستایش آنان که به ما سینما می آموزند

دیدار با جاودانه ها(قسمت سوم)  /  درباره«روانی»/Psycho ساخته سال 1960 آلفرد هیچکاک

پرسه های شبانه زنی انتقام جو  /  درباره فیلم«شجاع»/The Brave One ساخته نیل جردن

او می دانست می رود!  /  مرگ خسرو شکیبایی، فقط و فقط همین.

غیرقابل دفاع  /  یادداشتی دیر هنگام بر فیلم «همخانه» ساخته مهرداد فرید

تاوانی برای همه دوران  /  نگاهی به فیلم«تاوان» ساخته جو رایت

گپ خودمانی  /  ماهنامه فرهنگ و سینما،احمد شاهوند،خانه فرهنگ رشت و بهزاد عشقی

...وما بردیم  /  برش هایی کوتاه از چند بازی یورو2008

حمایت از جالوت: هالیوود و هنر بلاک باستر  /  درباره پدیده «بلاک باستر»

زنده باد کودکی،زنده باد کارتون!  /  درباره «متی پسر غاز چران/Lúdas Matyi (آتیلا درژای،1979)» به بهانه نمایش از تلویزیون

دیدار با جاودانه ها(قسمت دوم)  /  دیداری دوباره با «فریاد ها و نجواها» شاهکار اینگمار برگمان

شبی که آسمان گریست!  /  شکست تراژیک چلسی و البته تماشای «آگراندیسمان» در کانون فیلم رشت

فقط حقیقت را تصور کنید  /  درباره «تاوان/Atonement» آخرین ساخته جو رایت

بازگشت فیلم های حماسی  /  درباره «بیوولف/Beowulf» آخرین ساخته رابرت زمه کیس

دیدار با جاودانه ها(قسمت اول)  /  درباره خاطره انگیز ترین فیلم های تاریخ سینما(لوک خوش دست و نیش)

حکایت مردی که هویج دوست داشت!  /  معرفی فیلم«به آن ها شلیک کن»(Shoot 'Em Up (2007

مکزیکی  /  نگاهی به کارنامه "آلفونسو کوارون"به بهانه اکران"فرزندان انسان"

همدردی با بانویی خانه دار  /  درباره "به همین سادگی"

صدایِ فردا  /  نگاهي به فيلم "فرزندان انسان"


 حمایت از جالوت: هالیوود و هنر بلاک باستر

درباره پدیده «بلاک باستر»

تابستان سینمایی هالیوود آغاز شده است و آنچه در این فصل بیشتر جلب توجه می کند اکران فیلم هایی پر سرو صدا و با پروداکشن بزرگ موسوم به بلاک باستر است. مقاله ای که در ذیل می آید تحلیل مانولا دارگیس ،منتقد برجسته روزنامه نیویورک تایمز، از این پدیده سینمایی است.

ترجمه: حامد مقدم
تابستان فصل فیلم های پر سر و صدا و احمقانه است. فصل تابستان زمان حماقت ماست. یک دوره ی بسیار طولانی که بزرگسالان سینما های ملی را به عده ای پاپکورن خور کم سن و سال تسلیم می کنند. گروهی که فهم سینمایی شان چیزی بیش از بازسازی دوباره ی بزرگ و بزرگتر و بزرگترین فیلم های پرفروش نیست.تابستان فصل گیج شدگی مردم اردو فیلم حادثه ای و بلاک باسترها ست.
بلاگ باسترفقط یک کلمه ی توصیفی است اما در واقع پرچمدار اثاری کم کیفیت است. مثل خیلی از تولیدات فرهنگ پاپ که با اتیکت ها و قیمت های جذب کننده وسیله ای مناسب برای تماشاگران جوان به نظر می رسند. منتقدان نیز با این تعبیر موافقند و بلاک باستر را به عنوان یک علامت اختصاری اسان برای ان دسته از تولیدات هالیوود که بیشتر مبتنی بر جلوه های ویژه هستند تا گفتار و شخصیت بکار می برند. تولیداتی که بیش از انکه تماشاگران را درگیر خود کند ان ها را اغفال می کند. منفی ترین جنبه بلاک باسترها این است که ان ها خبراز واقعیت چیرگی استراتژی بازار و در نتیجه مرگ هنر سینما می دهند. در حالیکه شما فکر می کنید فقط در حال تماشای پرسه های "توبی مگوایر" با ان لباس چسبناکش هستید.
اما فقط به خاطر یک فیلم نمی توان همه ی انها را بد دانست. یک بلاک باستر خوب مثل اخرین فیلم سری جیمز باند " کازینو رویال " شما را به جایی می برد که شاید به هیچ صورت دیگر نمی توانستید به انجا دست یابید وچیزی را به شما نشان می دهد که شما هرگز نمی توانستید ان را انجام دهید. این فیلم شما را به دنیاهای جدیدی می برد و جذابیت های تازه ای را به شما عرضه می کند. "کازینو رویال" جسم شما را به تسخیر خود در می اورد وبا ایجاد عواملی چون تشویش لذت خنده واسودگی شما را به هیجان می رساند. وقتی که بلاک باسترها شما را با خود همراه می کنند( "ماتریکس" را به یاد می اورم زمانیکه برای اولین بار به تماشایش نشستم و در کنار صدها نفر که از خود بیخود شده بودند) در واقع شما را در یک لذت دست جمعی شریک می کنند. به عنوان جزئی از فرهنگ سرگرمی سازی ان ها بیادتان می اورند که سینما رفتن چه معنایی می تواند داشته باشد.
همچنین باید یاد اور شد که بدون فاکتور انسانی بلاک باسترها چیزی بیشتر از یک جعبه ی توخالی نیستند. بلاک باستر ها تلاش می کنند که توجه و اهمیت یکسانی به موضوعات تماشایی و هیجان انگیز و مقولاتی چون نمایش باورنکردنی از توانایی های بشر مبذول دارند خواه نمایش پیتر اوتول در برابر یک بیابان بی انتها در "لورنس عربستان" باشد و یا کیانو ریوز در "ماتریکس" ان زمان که در می یابد که کنگ فو بلد است. یا می تواند بیان یک داستان حماسی امریکایی در یک خانواده ی نمونه ای در "پدرخوانده" باشد و یا یک کوسه ی مکانیکی در "ارواره" . ویا می تواند تام کروز اویزان شده به یک طناب در "ماموریت: غیرممکن" باشد ویا کریستین بیل در وسط انبوهی از خفاش ها در " بتمن شروع می کند" . و یا چشمان وحشی دیکاپریو در "تایتانیک" و یا چهره ی اندوهگین کرستن دانست در "مرد عنکبوتی".
یکی دیگر از مشخصه های بلاک باستر فروش رفتن این تولیدات با قیمت های هنگفت است حال این تولیدات می توانند فیلم نمایش اهنگ کتاب وحتی تولیدات مربوط به داروسازی باشند. لغت بلاک باستر شاید برگرفته از بمب های پرقدرتی موسوم به بلاک باستر باشد که نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم برای نابودکردن شهرهای المانی برضد این کشور استفاده کرد. این لغت بزودی وارد زبان انگلیسی شد و تا قبل از پایان جنگ در اگهی های تبلیغاتی از ان استفاده می شد وهمچنین به عنوان یک لغت درجدولی در همین روزنامه (نیویورک تایمز) در سال 1950 مورد استفاده قرار گرفت. در سال های ابتدایی 1950 قهرمان سنگین وزن راکی مارسیانو به براکتن بلاک باستر مشهور بود و کلمه ی بلاک باستر پس از نام شهر زادگاهش قرار می گرفت و همچنین به عنوان یک کلمه ی معمولی در مقالاتی که در باره ی تولیدات بزرگ سرگرم کننده ی هالیوود نوشته می شد به کار می رفت.
امروزه روشنفکران فیلم های بلاک باستر را جدی نمی گیرند چرا که این روزها چنین فیلم هایی اغلب مبتنی بر فانتزی هستند تا واقعیت. موردی که عموما" چیز خوبی نیست مگر در مورد ان دسته از اثار فانتزی که دارای پشتوانه ی ادبی قوی باشند موردی که درباره ی " ارباب حلقه ها " صدق می کند.
بلاک باسترها بیشترگرایش به ساخته شدن برای نوجوانان دارند تا اثاری برای افراد بزرگسال و این هم چیز بدی است زیرا نوجوانان مصرف کنندگان فرهنگی قابل اعتمادی نیستند. ( یک استثنا: بلاک باستر هایی که از کتاب های کودکان اقتباس می شوند و برای بزرگسالان نیز جذابیت دارند برای مثال سری "هری پاتر") بلاک باسترهایی که براساس اثار کمدی ساخته می شوند همواره سوال برانگیزند مگر انکه انها را اثاری برگرفته از نوول های گرافیکی بنامیم. بلاک باسترهایی که در هزاران سینما اکران می شوند هم مورد شک واقع می شوند چراکه هرچیزی که به نظر برای طیف وسیعی از تماشاگران جالب به نظر برسد ذاتا" مشکوک است. شاید به نظر برسد که شوخی می کنم اما واقعا" این طور نیست.
در سال های اخیر دیگر بدیهی است که بلاک باسترهای مملو از جلوه های ویژه ی دهه ی 70 نظیر "ارواره" و "جنگ ستارگان" به پایان دادن موج جدیدی ازعلاقه ی هالیوود ان زمان به موضوع ازادی(ناشویل را به یاد اورید) کمک کرده اند. با طلایه دارانی چون "مهاجمین صندوقچه ی گمشده" در عصر سرگرمیهای نوجوانانه. هیچ مهم نیست که "ارواره" فیلم خوبی است حتی خیلی بهتر از "ناشویل" دست کم ازنظر بعضی ها. همان طور که مارتین اسکورسیزی درتاریخچه ی پیتر بیسکیند از سینمای امریکا در دهه ی 70 "ایزی رایدر گاوخشمگین" می گوید: " جنگ ستارگان بود. اسپیلبرگ حضور داشت. ما به پایان رسیده بودیم." البته نه به طور کامل با نظر به مجسمه ی کوچک طلایی رنگی که درفوریه توسط استیون اسپیلبرگ جرج لوکاس و فرانسیس فورد کاپولا (کسی که بلاک باستر سال 1972 اش " پدر خوانده " به یک شاهکار تبدیل شده است. ) به او اهدا شد.
صنعت سینما ازهمان اغاز این کسب و کار مشغول داد و ستد های بزرگ بوده است از ستاره های بزرگ گرفته تا داستان های بزرگ و تولیدات بزرگ و سینماهای بزرگ و ... . و از زمانیکه فیلم ها تعریف کردن داستان را اغاز کردند از این وسیله جهت فروش قصه های خود استفاده کرده اند. در عصر سینما ی صامت نیز تهیه کنندگان از این ابزار برای تمایز قائل شدن بین این مدیوم جدید وتئاتر استفاده می کردند. اثاری که بلاک باسترهای اولیه بوده اند. در سال های 1950هم صنعت فیلمسازی وارد ساخت فیلم های بسیار بزرگ شد با داستان هایی در ابعاد حماسی و بر روی پرده هایی بزرگ به منظور متمایز کردن این اثارجهت مقابله با تهدیدی به نام تلویزیون. در این چند دهه خیلی چیزها تغییر کرده است اما نه در استفاده از تکنیک ها و چشم انداز های متفاوت و نه در همه ی طرق تاثیرگذاری سینمایی.
امروزه ارتش هایی با سربازان شمشیر به دست در فیلم ها تاحد زیادی بوسیله ی کامپیوتر ساخته می شوند مانند فیلم "300". اما کارهایی که برای تماشایی کردن فیلم ها انجام می شود کم و بیش به مانند همان چیزی است که مثلا" در سال 1912 برای فیلم حماسی ایتالیایی " Quo Vadis ? " انجام شد. تحت تاثیر قرار دادن پرده های سینما با هزاران بازیگر و صحنه های پر تحرک افراطی و در شکل و شمایل مسابقه های ارابه رانی. که شکوه فیلم و گلادیاتورها و مسیحیان فداکارش تصدیق مشتاقانه ی اگوست رودین مجسمه ساز را بدست اورد. کسی که ان فیلم را "یک شاهکار" نامید. ( در واقع هرکسی یک منتقد است.) . ایتالیایی ها در تجارت فیلم های باشکوه جزو اولین ها بودند اما امریکایی ها با ساخت اثاری گرانقیمت جلوتر رفتند فیلم هایی چون شاهکاردرک نشده ی دیوید وارک گریفیث "تولد یک ملت" که از لحاظ دراماتیک سبب پیشرفت هنر شد.
باشکوهی فقط تماشاگران را مفتون خود نکرده است بلکه در توسعه ی تولید فیلم موثر بوده وبه کارگردانان اموخته که چگونه سرگرمی هایی طولانی مدت تر بسازند.
در سال 1923 یک منتقد گمنام نیویورک تایمز نوشت که "ده فرمان" سیسیل ب. دمیل به دو بخش تقسیم می شود "نمایش پرشکوه و ملودرام" که ممکن است توسط دو شخص مختلف کارگردانی شده باشد. تحسین منتقد در مورد قسمت پرشکوه ( "ساخته شده با دقت و باریک بینی" )بخش زیادی از نقد را تشکیل می داد.حالا در جایی جری بروکهایمر سرخود را تکان می دهد و از این متعجب است که چرا نمی تواند نظر مشابهی از منتقدان امروزی دریافت کند.
با این حال اگر تماشاگران چنین بخش هایی را جستجو کنند منتقدان باز با بدگمانی در مورد انها قضاوت می کنند. البته نکات منفی که در مورد بلاک باسترها وجود دارد تا حدی به دلبستگی ادبی منتقدان برمی گردد. کسانی که به گفتار بیش از تصاویر اهمیت می دهند و بیشتر میل به نقد فیلمنامه دارند تا اینکه ادغام دو عامل صدا و تصویر را در کنار ان مد نظر قرار دهند. البته پوزخند های منتقدان گاه نشان از نوعی نگرانی است.
در دهه ی 1980"تاپ گان" فقط یک اگهی بازرگانی خوش اب و رنگ نبود. بلکه گواهی بر این مدعا بود که MTV همچون یک ویروس مرگ اور فیلم ها را تحت تاثیر قرار داده است . در مورد فیلم "300" هم اینگونه است فیلم نشان دهنده ی نفوذ یک نیروی خارجی به نام بازی های کامپیوتری در پیکره ی سینما است.
تهدیدات در طول سال ها تغییر کرده است از تلویزیون تا ویدیو کلیپ ها کتاب های کمیک تکنولوژی دیجیتال و ... . با این حال انچه که هنوز ثابت باقی مانده این است که فیلم ها هنوز تحت محاصره هستند. اما اگر فیلم ها چیزی به ما می اموزند نشان دهنده ی اینست که ان ها خوب خود را با شرایط وفق می دهند . ان ها تغییر می دهند و تغییر می کنند بسط می یابند و تعدیل می کنند و مانند یک ارگانیسم که موادمغذی را جذب می کند تهدیدات را خنثی می کنند. ما امروز از تعقیب و گریز ماشین ها در فیلم ها شکایت می کنیم در حالیکه فراموش کرده ایم که دیوید وارک گریفیث نخستین کسی بود که چنین کاری را در فیلم ها انجام داد. ما بلاک باسترها را محکوم می کنیم بخاطر اینکه(اگرخوش شانس باشیم) خیلی چیز ها را که ما از فیلم ها می خواهیم انجام می دهند: یک دلیل بیار تا این فیلم را تماشا کنم.
پی نوشت1: این ترجمه یکبار در روزنامه بانی فیلم چاپ شده است.
پی نوشت2: اگر مسابقات یورو2008 را دنبال می کنید می توانید یادداشت های کوتاهم درباره این مسابقات را بخوانبد:
ویوااسپانیا
هلند را به خاطر بسپار

لينك  - شما هم بنويسيد - 27/3/1387

ثبت نظرات برای یادداشت فوق

نام و نام خانوادگي

پست الكترونيك

وب سايت شخصي

http://

متن پيام