Header

صفحه اول   اخبار   فیلم ها   نقد و یادداشت    ویدئو   هنرمندان   جدول فروش   نویسنده ها

پرسش و پاسخ   |  درباره ما   |   تماس با ما   |   تبلیغات  |   پیشخوان نشریات (جدید)

جدول ارزشگذاری نویسندگان بر فیلم های:

روی پرده  -  اکران 1396  -   اکران 1395  -   اکران 1394  -  اکران 1393  -  اکران 1392  -  اکران 1391  -  اکران 1390

جشنواره 36 فیلم فجر - جشنواره 35 فیلم فجر - جشنواره 34 فیلم فجر - جشنواره 33 فیلم فجر - جشنواره 32 فیلم فجرجشنواره 31 فیلم فجر

جستجو (فیلم ها، هنرمندان، نویسنده ها)                                                                                        انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

New Page 1
Cinetmag.com - Advertise

 

جدیدترین مطالب

  فهرست برندگان هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن

  از امروز بلیت سینماها تا قبل از افطار به صورت نیم بها به فروش خواهد رسید

  یک داستان واقعی که گزارش آن در نیویورک تایمز چاپ شده/ پروژه احتمالی اصغر فرهادی در آینده

  ابراز تاسف «ابراهیم حاتمی کیا» از ممنوع الخروج بودن «جعفر پناهی» در گفتگو با خبرگزاری فرانسه

  داعش به پردیس کورش رفت؛ حاتمی‌کیا عذرخواهی کرد + عکس

  یک گمانه زنی زودهنگام: «همه می‌دانند» در اسکار نماینده ایران خواهد بود یا اسپانیا؟

  با احمدی‌نژاد شوخی نکردیم با بی‌توجهی در برنامه‌ریزی برای کشور شوخی کردیم

  «گرگ بازی» در انتظار اکران مناسب پس از دریافت پروانه نمایش

  تاریخ نمایش فیلم‌های اصغر فرهادی و جعفر پناهی در جشنواره کن مشخص شد

  بازیگر «چطوری ایرانی» به ایران می‌آید

 

 

سی نت  >> اخبار و مطالب  >> مشاهده متن اخبار

نسخه سفید فیلم "فروشنده" (طنز)

:: 10 اسفند 1395  ::

پوستر فرانسوی فیلم سینمایی "فروشنده" اصغر فرهادی

 

سی نت: در جهت تولید آثار سفیدنما برای ارسال به جشنواره های خارجی و مقابله با سیاه نمایی موجود در فیلم های ایرانی ما سیناپس یک فیلمنامه مطلوب و کاملا سفید و مطابق با واقعیات جامعه را برای ارسال به اسکار سال بعد نوشته ایم که در اینجا برای اولین بار منتشر می کنیم:

رعنا و عماد یک زوج بازیگر تئاتر هستند. آنها در خانه شان نشسته اند و در مورد تاثیر کلم بروکلی بر پیشگیری از سرطان پانکراس صحبت می کنند که ناگهان متوجه لرزش شدید ساختمان می شوند. عماد با آرامش عینکش را از چشم بر می دارد و می گوید: رعنا جان! این لرزشی که مشاهده می فرمایید در اثر فروریزش زمین است که یک امر کاملا طبیعی است و در همه جای دنیا ممکن است اتفاق بیفتد، لذا نباید با سرزنش مسئولین زمینه سوءاستفاده رسانه های بیگانه را فراهم نمود.

رعنا: راست می گویی عماد. پس تا تو چایت را می خوری من می روم وسایل را جمع کنم تا به خانه ای دیگر برویم.

رعنا و عماد به خانه ای دیگر که بابک همکارشان در تئاتر به آنها معرفی کرده است می روند.

شب آن روز وقتی رعنا و عماد به همراه اعضای تیم در اتاق گریم تئاتر نشسته اند تعدادی از افراد نظارت و ارزشیابی می آیند و می گویند: ما سه مورد را اصلاح کردیم، یک پرده را هم کلا حذف کردیم. ناراحت که نشدید؟

عماد می گوید: این چه حرفیست؟ خیلی هم خوشحال شدیم. ای کاش می شد به طور کلی اجازه اجرای این نمایش های منحط غربی را در سالن های تئاتر کشور نمی دادید تا هنر کشور بیش از پیش متعالی گردد.

افراد نظارت و ارزشیابی می گویند «دیگه نه در این حد» و می روند. رعنا زودتر از عماد به خانه می رود تا در جهت گرم کردن کانون خانواده شامی مهیا سازد، عماد هم در جهت استحکام بنیان خانواده از سوپرمارکت اجناسی تهیه می کند. ناگهان زنگ خانه به صدا در می آید و رعنا در را باز می کند و خود به حمام می رود. اما غافل از این که کسی که پشت در بوده نه عماد بلکه پیرمردی مشکوک می باشد. پیرمرد با قلبی خسته از پله ها بالا می آید و وارد خانه می شود. جوراب هایش را در می آورد و نزدیک حمام می شود. چند ضربه با دست به در حمام می کوبد، رعنا می گوید: شما که هستید؟ پیرمرد می گوید: من پیرمرد حکیم و وارسته ای می باشم که تصویر سفید و زیبایی از ایران به نمایش جهانیان می گذارم. دخترم! چرا وقتی آیفون را می زنی ابتدا نمی پرسی کیه؟ شاید پیرمردی شیطان صفت -که البته ایرانیان اینگونه نیستند- پشت در باشد! رعنا می گوید: کاملا حق با شما می باشد پدرجان. پیرمرد می گوید: آفرین. حالا که درس گرفتی من با پاهای خونین خود از پله ها پایین می روم و وانتم را بعنوان جایزه نزد شما می گذارم. رعنا: تو رو خدا شرمنده نکنید. پیرمرد: نه بابا این چه حرفیه.
مدتی بعد عماد به خانه بر می گردد و با رد خون بر پله ها مواجه می شود. خود را به سرعت به خانه می رساند و می بیند رعنا ناراحت و افسرده گوشه ای کز کرده است.

عماد: چه شده است رعنا؟

رعنا ماجرای ورود پیرمرد مهربان را تعریف کرده و از این که بدون کسب اطلاع از هویت اشخاص در خانه را باز می کند ابراز ندامت و از موقعیت خود حین ورود پیرمرد اظهار شرمندگی می کند.

عماد می گوید: اگر در حمام پوشش مناسبی داشتی کار به اینجا نمی کشید.

و در پایان به عنوان حسن ختام جمله ای کلیدی را می گوید که منتقدان را به حیرت وا داشته و توطئه جشنواره های خارجی را خنثی می کند:

باز خدا را شکر که ما در کشور این معضلات را نداریم و افراد می توانند به راحتی در را باز کنند و به حمام بروند، اگر در کشورهای دیگری این اتفاق می افتاد معلوم نبود سرنوشتت چگونه رقم می خورد!

تصویر فید آوت می شود و همه چیز به خوبی و خوشی به پایان رسیده و تصویر زیبایی از کشور به جهانیان ارائه می گردد.

..............................
آیدین سیار سریع

 

منبع: بی قانون

2230 - احمد شاهوند

...............................................

  اثر مرتبط:

فروشنده - Forooshandeh        >> مشاهده اطلاعات کامل

Header

::  نقل مطالب و عکس های اختصاصی سی نت بدون ذکر منبع، نام نويسنده و نام عکاس ممنوع است  ::

....................................................................................................................................................................................................

صفحه اول  |   اخبار  |  فیلم ها  |   هنرمندان   |   نقد و یادداشت  |  نويسنده ها   |  ویدئو  |  پرسش و پاسخ   |  درباره ما    تماس با ما  |   جدول فروش   |   تبلیغات

 

.......................................................................................................................................................................

 

..............................................................................................................................

  كليه حقوق اين سايت براي سایت سی نت (cinetmag.com) محفوظ است.

Copyright © 2002 - 2013 Cinetmag.com All rights reserved

............................................................

طراحی و اجرا: استودیو سی نت