Header

پنجشنبه 27 ارديبهشت 1391

صفحه اول  -  درباره ما  تماس با ما   تبلیغات  پرسش و پاسخ  - آزمون سینمایی -  پرونده هاي وي‍ژه   - تالار گفتگو

انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

جستجو (برای جستجوی هنرمندان، یا نام یا نام خانوادگی را وارد کنید)   

وب‏ لاگ نویسندگان:  احمد شاهوند  -  فرهاد خالدار  -  حامد مقدم   -   مسعود محمدی  -   هامون حسینی

سيدجواد صفوي

>> يادداشت هاي جديد

>> پست الكترونيك

>> سايت شخصي


بیننده ها (از 27 اردیبهشت 1388):

27 ارديبهشت 1391 7
26 ارديبهشت 1391 3
24 ارديبهشت 1391 4
23 ارديبهشت 1391 3
22 ارديبهشت 1391 4
مجموع

18,650

 



لیست نوشته ها:

يك ویترین دوست داشتنی  /  نگاهي كوتاه به "بی پولی"

قولنج  /  همراه با سعدی افشار

ناشناحته  /  درباره"درباره الی..."...فیلمی که باید دید

"با واقعیت و رویا" در اینترنت  /  ملاحظاتی درباره سایت ماهنامه "فیلم"

"دابل ديت" *  /  درباره كتاب"به خاطر يك فيلم بلند لعنتي"

نامه هاي وظيفه!  / 

يك اقتباس تازه  / 

عصر خانگی !  / 

دونده به ترتیب الفبا  /  به مناسبت تولد63 سالگی امیر نادری

یک فیلم با دو بلیت  / 

دیشب ترانه رادیدم!  / 

براي عباس كيارستمي  /  در حاشيه جشنواره شصتم كن

آخرالزمان!  /  درباره آپوكاليپتو ساخته مل گيبسن


 يك ویترین دوست داشتنی

نگاهي كوتاه به "بی پولی"

تلخي آزاردهنده و در عين حال دل چسب"بوتيك" اولين ساخته بلند حميد نعمت الله باعث شد تا به رغم رفتن اين فيلم به بخش مهمان جشنواره فجر بازهم نظرها را به خود جلب كند و در همان سال به يكي از محبوبترين فيلمهاي جشنواره تبديل شود. آن فيلم بهترين بازي "محمدرضا گلزار" را هم به همراه داشت و نعمت الله هرچند كمي دير اما به هر حال نام خود را بعنوان يك فسلمساز قابل اعتنا در سينماي اجتماعي ايران مطرح نمود. بعد از يك وفقه چند ساله اكنون شاهد دومين فيلم بلند وي ، "بي پولي"، هستيم. شايد برخي رخدادهاي اجتماعي و يا مسائلي از اين دست ، به گمانم واژه "فراسينمايي" توضيح خوبي براي اين مسائل است، باعث شده تا "بي پولي" با آن لحن پيچ و تاب خورنده خود ميان اشك و لبخند و هارموني سينوسي جدي و شوخي ، همچون بوتيك "دلچسب" نباشد. نه اينكه با پرداخت ضعيفي روبرو باشيم، بلكه روشن نشدن تكليف تماشاگر و فيلم مساله اي باشد كه انتظارها را از سازنده "بوتيك" برآورده نمي كند.
وضعيت "بي پولي" با حركت پاندولي خود بين يك رئاليسم جادويي كه تقريبا براي همه مخاطبان فيلم ملموس و تجربه شده است، و طنزي كه معلوم نيست مي خواهد تماشاگر را شاد كند و يا تلختر از خنده بنمايد، كمي بغرنج به نظر مي آيد و شايد بهتر بود كه فيلمساز تكليف ريتم فيلم را يكسره مي كرد .
"بي پولي" جزو فيلمهاي به اصطلاح بدنه اي سينماي ايران است و بي شك از تاثير تهيه كننده فيلم بر آن نمي توان گذشت. كما اينكه ويترين سينماهاي نمايش دهنده فيلم هم مصداق خوبي است از اين مساله كه چه قصه فيلم به عمد يا سهو موجب شده باشد، با طيف وسيعي ازالبسه و آراستگيهاي ستاره اصلي فيلم مواجهيم. شايد همين توجه به "ويترين" سبب شده تا بازي ستاره هاي فيلم در قياس كلي ، منهاي اجراي خوب بابك حميديان و حبيب رضايي، قابل مقايسه با بازيهاي به ياد ماندني "ويترين" بوتيك نباشد.
تمام حسرت نگارنده براي فيلمي است كه مي توانست به راحتي و به دست همين فيلمساز با لحني يكدست تر ساخته شود.فيلمي كه فقط برخي نماهاي آن ، همچون برخي لحظه هاي دفتر دئست قديمي ايرج، در"بي پولي" فعلي به جا مانده است.

لينك  - شما هم بنويسيد - 5/8/1388


 قولنج

همراه با سعدی افشار

تماشاخانه سنگلج تا دیروز خیل عظیمی از تماشاگران را در اقشار مختلف به خود می دید که برای هنرنمایی پیر سیاه بازی ایران، سعدی افشار به این سالن می آمدند.نمایش سیاه بازی"قولنج" به قلم داود فتحعلی بیگی و بازی و کارگردانی حسین بابایی و صد البته هنرنمایی همیشه جاودان سعدی افشار توانست کاری بزرگ انجام دهد و در این روزها و ماهها خنده ای از ته دل را برای تماشاگران مشتاقش به ارمغان آورد. این نمایش تخت حوضی بی ادعا بدون لحظه ای افت و نزدیک به دو ساعت فقط تماشاگران را خنداند و چون همیشه با متلکها و اشاره های سربسته چو افتد و دانی اش نشان داد که تماشاگر را دست کم نگرفته است. کاری که تقریبا اکثر فیلمهای ایرانی این روزهای سینمای ما می کنند.

لينك  - شما هم بنويسيد - 17/6/1388


 ناشناحته

درباره"درباره الی..."...فیلمی که باید دید

تا قبل از اینکه پای "درباره الی" بنشینم فکر نمیکردم که اینقدر نوشت درباره این فیلم سخت باشد.به نظر من آخرین کار اصغر فرهادی جزو فیلمهایی است که چندان قابل نقد نیست و این تعبیر نقد ناشدنی بودن به دو دسته فیلم تعلق می گیرد.یکی فیلمهایی که از فرط بدساختی و بی محتوایی قلم راندن درباره آنها کاری بی دلیل است و دیگر فیلمهایی که آنقدر خوش ساخت و کامل هستند که نقد به معنای تفکیک سره از ناسره برای آنها عملا کار سختی است. "درباره الی" خود فیلمی درباره نقد و انتقاد است و به عنوان یک کار گروهی واقعی(که در کشور ما کار بسیار سخت و نادری هم هست) فقط می شود درباره اش ستایش نامه نوشت.فیلم گویای حقیقتی درباب پیچیدگی افکار انسانهایی است که در شرایط عادی آنقدر کامل و خوب به نظر می رسند که بعید است یک حقیقت فداشده از جمع خود را به خاطر عقوبتی که نمی دانند چیست ، زیر پا بگذارند. ترس از ناشناخته ها و بزدلی اتفاقا جزو صفاتی هستند که هنوز هم می توان درباره آنهه فیلم ساخت و به نظر من اصغر فرهادی فراتر از قضاوت، در ساخت "درباره الی" بزدلی همه گیر را هم به عنوان نمودی از آثار شرایط اجتماعی در برخوردهای انسانی مد نظر قرار داده است. جمعی که هیچ تلاشی نکرد تا فرد تازه وارد را بشناسد و فقط پس از ناپدید شدنش درباره هویتش گمانه زنی کرد و به آنچه خود از او دیده بود باور نداشت و آنچه نمی دانست را آنگونه که خود می خواست ، باور کرد. امتناع فیلمساز از عدم نشان دادن واضح صورت جسد در سردخانه هم شاید تاکیدی بود بر همین مکتوم ماندن همه چیز "درباره الی".

لينك  - شما هم بنويسيد - 17/4/1388


 "با واقعیت و رویا" در اینترنت

ملاحظاتی درباره سایت ماهنامه "فیلم"

اینکه بالاخره پس از 27سال با"واقعیت و رویا"، ماهنامه عزیز"فیلم" دست به تهیه و راه اندازی یک سایت اینترنتی زده ، در جای خود مایه مسرت بسیار است اما از آنجایی که مدیران فرهیخته این جریده جزو حرفه ای ترین مطبوعاتی های عرصه سینمای کشور ما هستند و به گفته خودشان هم سالها بوده که به ضرورت ایجاد سایت اینترنتی برای ماهنامه "فیلم" پی برده بوده اند، این همه سال تاخیر و کیفیت کنونی سایت ایجاد شده اصلا قابل توجیه نیست. کما اینکه آنچه که اینک به آدرسwww.film-magazine.comسر به سپهر رسانه های دیجیتال ساییده اثری از سر وشکل حرفه ای "فیلم" را ندارد و به جز بخش اشتراک اینترنتی مجله دیگر هیچ جای آن ، نشانی از سایت یک مجله تخصصی سینما ندارد. از قالب و رنگ تا چیدمان و گرافیک، هیچکدام د ر حد و اندازه های "فیلم" نیست.توجیه مسوولان "فیلم" برای عدم انتشار اینترنتی مجله (صفحه 14 شماره 395)به لحاظ حرفه ای کاملا قابل قبول است و سایت اینترنتی مجله که به معنی جایی برای دانلود فایلهای PDF شماره های قدیمی مجله نیست اما آیا نباید تناسبی بین غنای محتوایی مجله و سر و شکل سایت مربوط به آن برقرار باشد؟استفاده از عکسهای منتشر نشده در مجله ، شبیه به کاری که در تقویم سینمایی فیلم انجام می شود، تا اطلاعات و صفحه شخصی نویسندگان ثابت مجله و ارتباط راحت تر با آنها، پرسش و پاسخهای اینترنتی ، با توجه به اینکه دیگر نامه مکتوب به جز در شهرستانهای کوچک بی اینترنت دیگر خیلی جایی ندارد، گزارشهای تصویری خوب از جشنواره های خارجی و حتی پخش آن لاین حضور مهمانهای سینمایی در بخش اشتراک، همه و همه می تواند به شکل گیری نهادی مستقل و به روز و کارآمد در سایه سار نام "فیلم" کمک کند.توقع همه سینماروها و سینمادوستان پیر و جوان ایرانی از "فیلم" چیزی دیگر است و همین می شود که به جای تبریک راه اندازی سایت، به سرعت به بوته نقد گذاشته می شوند.

لينك  - شما هم بنويسيد - 5/3/1388


 "دابل ديت" *

درباره كتاب"به خاطر يك فيلم بلند لعنتي"

"به خاطر يك فيلم بلند لعنتي" يك غافل گيري ديگر از سازنده"سنتوري" است.داريوش مهرجويي با اولين رمانش بار ديگر پا به عرصه كتاب گذاشت اما اين بار و در واقع براي اولين بار او را در كسوت يك رمان نويس مي بينيم و مي شناسيم.قبل از اين، از داريوش مهرجويي فيلمساز در مقام مترجم و مولف 6 كتاب ديگر نيز منتشر شده بود و البته همه اينها به جز فيلمنامه هايي است كه او براي فيلمهاي خودش نگاشته است. "به خاطر يك فيلم بلند لعنتي" روايتي شيرين، صريح، روان و بازيگوش از جواني بيست و سه ساله است در تهران امروز كه دغدغه فيلمسازي دارد و كم كم ساختن فيلم بلند در زندگيش بدل به بخشي غير قابل چشم پوشي مي شود و همه آدمها و احساسات و آينده اش را تحت تاثير خود قرار مي دهد. علاوه بر متن روان و خودماني كتاب، چيزي كه خيلي زياد ذهن كسي را كه مهرجويي فيلمساز را مي شناسد مشغول مي كند، روح شاداب و جواني است كه مهرجويي در قالب كلمات و گفتار و انديشه هايي كه راوي با مخاطب خود در ميان مي گذارد، از "سليم" ، جوان اول داستان خود نشان مي دهد.كارگردان "هامون" هر چند حدود بيست سال بعد از اين اثر جاودانه با "سنتوري" دوباره خود را آگاه به حال بخشي از جوان جامعه امروز خود نشان داد اما اين حس و حال جوانانه مواج در كلمات كتاب كمي فراتر از انتظار مخاطب اثر از يك كهنه كارگردان پا به سن گذاشته است.البته خدا را شكر جناب مهرجويي هنوز هم خوب و سرحال مانده و با اين رمان مي توان چشم انتظار نوشته هاي داستاني ديگر او نيز ماند. جنبه ديگر جذابيت كتاب، بياني روان و جامع از همه عاشقان فيلمسازي و ورود به عرصه سينماي حرفه است كه همه علاقه مندان جدي سينما به يقين با آن همذات پنداري خاصي خواهند يافت.اين را اضافه كنيد به لحن رك گو، طناز و جسور مهرجويي كه كاملا يادآور برخي ديالوگهاي معروف فيلمهاي به يادماندني اوست. "به خاطر يك فيلم بلند لعنتي" را نشر قطره منتشر كرده است.

لينك  - شما هم بنويسيد - 27/2/1388