New Page 3

احمد شاهوند

(سردبیر و طراح سایت)

>> يادداشت هاي جديد

>> پست الكترونيك

>> سايت شخصي


بیوگرافی:

- تاريخ تولد: 1355 در تهران

- تحصيلات: ليسانس كامپيوتر / سخت افزار

- شروع فعاليت سينمايي: از سال 1376 با نويسندگي در كارگاه نقد ماهنامه « گزارش فيلم »

- دبير هيئت تحريريه و صفحه آراي نشريه داخلي كانون فيلم دانشكده فني دانشگاه آزاد اسلامي: « برشهاي كوتاه » (79-80)

>> اطلاعات بیشتر


بیننده ها (از 30 اردیبهشت 1387):

18 شهريور 1387 2
17 شهريور 1387 320
16 شهريور 1387 175
15 شهريور 1387 155
14 شهريور 1387 159
مجموع

19,145

 



اعتراف هاي عاشقانه

(داستان كوتاه)


یادداشت های من درباره هر 31 بازی جام ملتهای 2008 سوییش و اتریش


یادداشت های من درباره هر 64 بازی جام جهانی 2006 آلمان


لينك هاي منتخب:

بهروز تورانی (فانوس خیال ما)

جام ملتهای اروپا 2008

فيلم نيوز

وحيد شاهوند

شيما ارديبهشت

ترانه عليدوستي

جدول فروش سينماهاي آمريكا

سايت هاي سينمايي

علي نعيمي

فرهاد خالدار

نرگس خرقاني

حامد مقدم

رايانمهر

مجيد اسلامي


لیست نوشته ها:

در یک چشم برهم زدن  /  یک سال دیگر هم گذشت

سوار بر اتوبوس مرگ  /  خسرو شکیبایی رفت، باورتان می شود؟

تصاوير رقمي!!   /  نگاهي به "ده رقمي" ، "عمليات 125" و نقش آفريني هاي حامد بهداد و بهاره رهنما در سال 87

فقط برای عرض اندام D:  /  یادش بخیر ...

براي جبران يك غيبت نچندان طولاني ...  /  جام ملتهاي اروپا، تيغ زن، بهترين هاي فصل بهار و توجيه غيرقابل قبول يك بدقولي

جام ملتهای اروپا و سایت جدید سی نت  /  "سی نت ورزشی" راه اندازی شد

زدی ضربتی، ضربتی نوش کن  /  نگاهی به "زن ها فرشته اند"

باز هم قرمز  /  غافلگیری باران و قهرمانی منچستر پس از 9 سال

هنوز فوتبال حرف اول را می زند ...  /  در متن و حاشیه اکران خصوصی "ژانی گه ل"

یک پایان بندی باشکوه، مثل یک سینمای ناب  /  رستگاری در 6+90

این تیم ششم جهان نبود ...  /  ژاپن 0 - ایران 1 (بهترین باخت ژاپن برابر ایران!!!)

تا شنبه صبر کنید  /  فعلا فقط فوتبال ...

روز پیروزی فوتبال بر سینما !!!  /  فوتسال، پرسپولیس، منچستر یونایتد و اینترمیلان

فردین و آبگوشت و فیلمفارسی در سینماهای تهران ...  /  اینجا تهران است ...

داستان هاي دسته جمعي !!!  /  بياييد داستان بنويسيم ...

روز از نو و ...  /  مجنون لیلی، دایره زنگی، مرد هزار چهره، قرارگاه مسکونی

بهترین های سینمای ایران در سال 1386  /  از میان فیلم های اکران شده + سنتوری

آنهایی که « به خوشی » جایی در دلمان باز کردند  /  به جای بهاریه ...

خوب، متوسط، ضعیف ...  /  بهترین های جشنواره بیست و ششم

و ... پایان  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 11

سراشیبی سقوط  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 10

آرامش پس از طوفان ...  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 9

جدول ارزشگذاري نويسنده هاي سي نت  /  بر فيلم هاي ايراني جشنواره بيست و ششم

روز هشتم و ...  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 8

هميشه پاي يك فیلم خوب در میان است  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 7

خواب پنهان !!  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 6

به چیزی که دل نداره، دل نبند ...  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 5

در جشنواره خبری نیست، هست؟  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 4

انگیزه ای نیست ...  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 3

خبر می رسد خبری در راه است !!  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 2

سالی که نکوست !!  /  روزنوشت جشنواره بیست و ششم - 1

همه می شناسند، جز آنهایی که "باید" بشناسند!!!  /  در متن و حاشیه اولین روز پیش فروش بلیطها

معرفی اسامی فیلم های بخش مسابقه و ...  /  عدم حضور فیلم های سامان مقدم، پریسا بخت آور، محمدعلی طالبی و ...

حرفها و حدیثها  /  جشنواره بیست و ششم؛ پیش درآمد

سیمرغ بلورین: توفیق اجباری یا فرصتی که از "دست" در رفته است؟  /  نگاهی گذرا به "توفیق اجباری"

"فیلم خوب" خونمان کم شده ...  /  سیروس الوند، رفیق بد، دلتنگی برای یک فیلم خوب و چند چیز دیگر

آزمون سینمایی و ...  /  سیستم اعضای سایت راه اندازی شد

فیلم نویسی یا فیلم سازی؛ مساله این است  /  مطالبی برای توجیه! یک غیبت نچندان طولانی

اعاده حیثیت یا کل کل مرگبار  /  نگاهی به فیلم « حیثیت » (The Prestige)

« تقاطع » مناسب تر، « زمستان است » موفق تر  /  سینمای ایران و اسکار 2008

یه جوری بود!!  /  متن و حاشیه یازدهمین جشن خانه سینما

سپیده سیاه  /  بالاخره کلید خورد

چهار سال گذشت  /  سی نت و ...

پیشکسوت نای راه رفتن ندارد!!  /  ماهنامه فیلم و ...

حکایت آفتابه لگن و شام و نهار  /  نگاهی به « رئیس »

رئیس آمد ...  /  باز هم اکران فیلم دیگری از مسعود کیمیایی و یک اتفاق مهم دیگر

لنگه کفشی در بیابان!  /  نگاهی به فیلم « نقاب »

بهترین های سینمای ایران در سال 1385  /  بدون احتساب « چهارشنبه سوری »

مسافر نیمه شب  /  نگاهی گذرا به کارنامه سینمایی زنده یاد رسول ملاقلی پور

بلمی به سوی مرگ  /  میم مثل ملاقلی پور

شکنجه از نوع تصویری  /  نگاهی به مجموعه تلویزیونی « زیر تیغ »

زنگ تفریح  /  نگاهی به فیلم « رازها »

بهترین های جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر  /  از میان آثار مطرح، فیلمهای رئیس، مخمصه، مثل یک قصه، سینه سرخ، دست های خالی و قفل ساز را ندیدم

روز آخر: اتوبوسی در لانگ شات  /  نگاهی به فیلم « اتوبوس شب » و مراسم اختتامیه

روز نهم: شاهکار جشنواره رو شد  /  نگاهی به فیلم های « روز سوم » ، « پاداش سکوت » و « فرش ایرانی »

مثل همیشه ... عین همیشه !  /  نگاهی به اسامی کاندیداها و حرف و حدیث ها

روز هشتم: آدم هال باحال  /  نگاهی به فیلم « اخراجی ها »

روز هفتم: خون و خنده و خشونت  /  نگاهی به فیلم های « آدم » و « پارک وی »

روز ششم: مهرجویی حالمان را جا آورد  /  نگاهی به فیلم های روز ششم: روز بر می آید، بچه های ابدی و سنتوری

نیمه اول جشنواره به پایان رسید  /  خون بازی بهترین است

یک بسته سیگار و دیگر هیچ  /  نگاهی به فیلم « پابرهنه در بهشت »

رخشان بنی اعتماد هم آمد  /  امسال نوبت باران کوثری است


 در یک چشم برهم زدن

یک سال دیگر هم گذشت

در یک چشم برهم زدن یک سال دیگر گذشت و سی نت وارد سال ششم فعالیت خود شد.
طبق آمار سایت الکسا، سی نت یکی از دو سایت برتر سینمایی ایرانی است و مهم تر و سخت تر از همه چیز، حفظ این جایگاه است. عاشق شدیم و حالا باید ثابت کنیم که عاشق خواهیم ماند.
وحید، علی نعیمی، فرهاد خالدار، نرگس خرفانی، حامد مقدم، مسعود محمدی و شیما اردیبهشت عاشقانه با "سینما" زندگی می کنند و عاشقانه سی نت را همراهی. اگر "عشق به سینما" نبود من مانده بودم و حوضم. بابت حضور گرم و حرفه ای در سی نت از تک تک شان صمیمانه تشکر می کنم.

بدقولی ها
عدم ثبت کاغذدیواریهای جدید که مدتهاست قولش را به همراهان همیشگی سی نت داده ام، عدم ثبت آزمون تصویری جدید که می دانم طرفدارهای بیشماری داشت و هنوز هم دارد، عدم آپدیت گالری عکس آنچنان که باید و ... عدم ثبت فروش فیلمها در سینمای پس از انقلاب از سال 1363 تا 1383، عدم تکمیل آرشیو فیلم های دهه هشتاد سینمای ایران و ...
بدقولی ها هنوز ادامه دارد و می دانم که "مشغله فراوان" توجیه اصلا مناسبی نیست و شاید معذرت خواهی هم دردی دوا نکند.

کامنت ها و یادداشت ها
عدم تایید بیش از هفتاد درصد کامنت های روزانه صفحات هنرمندان، فیلمها، اخبار و مقاله ها به دلایل متعدد از جمله غلطهای املایی فاحش، غلبه تمام و کمال احساس بر محتوا، موضع گیری یک جانبه و مغرضانه نسبت به دیگر کامنت ها، نسبت به هنرمندان و فیلمها و ... شاید سوال بی جواب دوست داران سی نت باشد که امیدوارم هرچند کوتاه و موجز پاسخ سوالشان را گرفته باشند.

یادش بخیر
شیما اردیبهشت از سال های دانشکده گفت و مرا برد به خاطرات. به هشت نه سال پیش. زمانی که پس از آغاز فعالیت مطبوعاتی که متاسفانه دوام چندانی نداشت، فرصتی خوبی دست داده بود تا با تمام توان "عشق به سینما"یمان را به بهترین شکل ممکن ابراز کرده و در کنارش روزنامه نگاری را تجربه کنیم و چه دلنشین بود این ابراز و تجربه.
از کانون فیلم و اعضای منحصربفردش فقط شیما اردیبهشت مانده و تنها مریم امیرریاحی است که از دور همچنان نظاره گر است و گه گداری خودی نشان می دهد. یاد زهیر میرمحمدی، جعفر قدیم خانی، سهراب نوربخش، سهیل شهبازلو، فرزاد امامی و ... بخیر.

بهترین های این یکسال
در طول این یکسال – از شهریور 1386 تا شهریور امسال – "روزگار قریب" و "دایره زنگی" را عاشقانه و بدون هیچ دلیل و مدرکی دوست داشتم. به قول رضا کیانیان، به خاطر دلم دوستشان دارم. دست کیانوش عیاری را برای خلق تک تک نماهای "روزگار قریب" که می دانم به راحتی به دست نیامده می بوسم و و در برابر یکی از معدود عاشقانه ترین مجموعه هایی که تا به حال دیده ام، کلاه از سر برمی دارم. چقدر جای کیانوش عیاری و مهدی هاشمی در سینمای این سالها خالی است. و چقدر پرونده مجموعه "روزگار قریب" در سی نت خالی تر. "سفره ایرانی" را حتما ببینید. خالص و صددرصد عیاری وار است.
"دایره زنگی" را هم بخاطر فیلمنامه معرکه و کولاک اصغر فرهادی، کارگردانی صادقانه و بی عیب و نقص پریسا بخت آور، بازی های تحسین برانگیز تیم بازیگری، تدوین استادانه هایده صفی یاری، فیلمبرداری ماهرانه مرتضی پورصمدی و گریم سنگین و پرحجم ایمان امیدواری دوست دارم. "دایره زنگی" یکی از بهترین های این سالهاست.
ویژه نامه بازیهای جام ملتهای 2008 را خیلی دوست دارم. همان چیزی که در حد و حجم کوچک خود، بینهایت راضی ام کرد، کافی است. تجربه بسیار خوبی بود و سند ماندگاری شد از یک واقعه تاریخی ورزشی جهانی در دنیای وب.

حرف آخر
بیش از چهل روز از مرگ نابهنگام خسرو شکیبایی می گذرد و بیش از چهل روز این وبلاگ تنها و تنها برای احترام به خسرو شکیبایی آپدیت نشد. هنوز هم رفتنش را باور نمی کنم. روحش شاد

این روزها و ماه ها و سال هم می گذرد. چشم برهم بزنیم، بار دیگر باید تولد سی نت را جشن بگیریم. البته نه به بی رونقی امسال که علی رغم میل باطنی و بر حسب یک سری اتفاقات غیرقابل پیش بینی به شکل ساده فعلی برگزار شد.

تنها چیزی که در گذر پرشتاب زمان در کنج ذهن باقی خواهد ماند، خاطره است. پس چه بهتر اینکه خاطرات خوب و دلنشین در کنج ذهن ثبت شود تا با مرورش "حسرت" به سراغمان نیاید.
تولد سی نت مبارک.

لينك  - شما هم بنويسيد (8) - 12/6/1387


 سوار بر اتوبوس مرگ

خسرو شکیبایی رفت، باورتان می شود؟

آخرین عکس اختصاصی سی نت از خسرو شکیبایی - روی سن تالار وحدت و آخرین جایزه / عکس: وحید شاهوند

صبح جمعه. 28 تیر سال 1378. مثل همیشه پای سیستم بودم و اینترنت و سایت و ... که خبر فوری خبرگزاری مهر بصورت زیرنویس شوکه ام کرد: خسرو شکیبایی درگذشت.

تمام شد. باید باور می کردم ...

بلافاصله در ذهنم تصاویر ناواضحی نقش می بندد. تصاویر مردی با سبیل پرپشت و با صدایی زنگ دار با عصبانیت هر چه تمام تر با پسری کر و لال برخورد می کند: "رابطه" (پوران درخشنده، 1365)
همان مرد با کلاهی بر سر و کیفی در دست ... قطار ... فرار ... علی نصیریان: "دزد و نویسنده" (کاظم معصومی، 1365)
تصاویر واضح می شود. اما رنگ پریده است و کهنه و عتیقه و بیش از پیش دوست داشتنی.
همان مرد اینبار با صورتی صاف و صوف آشفته و پریشان از عشق می گوید و از مهشید و علی و ابراهیم و اسماعیل: "هامون" (داریوش مهرجویی، 1368)
همان مرد با همان ظاهر با سرعت هر چه تمام تر از پلکانی بالا می رود. می گویند او دیوانه شده است: "ابلیس" (احمدرضا درویش، 1369)
همان مرد با همان ظاهر اما خشن و بشدت منفور حرف از چک می زند و خانم حسام و بانک و عشق: "سارا" (داریوش مهرجویی، 1371)
همان مرد با ظاهری نچندان آراسته شمرده و نشمرده حرف از کار می زند و ژاپن و پاسپورت: "یک بار برای همیشه" (سیروس الوند، 1371)
همان مرد با چهره ای شکسته و رنج دیده خسته و آرام می آید و حرف از فرزندی می زند که کیمیا شده است: " کیمیا" (احمدرضا درویش، 1373)
همان مرد با حوله ای روی گردن شاد و خندان و عاشق از مادرش می خواند: "خواهران غریب" (کیومرث پوراحمد، 1374)
همان مرد دیوانه وار پشت دوربین ایستاده و از ویزور نگران گرفتگی غروب در چشم بازیگرش است: "دختردایی گمشده" (داریوش مهرجویی، 1378)
همان مرد با موهای فرفری و سبیل پرپشت با چهره ای خسته و غیرتی عاشق دخترخاله اش هست هنوز: "سالاد فصل" (فریدون جیرانی، 1383)
همان مرد با موهایی ژل زده و سبیلی آنکارد شده با کلاه شاپویی بر سر دستهایش را باز می کند تا عزت الله انتظامی را در یک شات دو نفره در آغوش بگیرد: "حکم" (مسعود کیمیایی، 1383)
همان مرد با ریش و سبیلی رنگ و رو رفته و چهره ای تکیده و خسته در سکوت وهم انگیز تئاتر پارس در رثای عشقش عاشقانه می گرید: "ستاره ها: ستاره بود" (فریدون جیرانی، 1385)
همان مرد با همان ریش و سبیل و با چهره ای پا به سن گذاشته و خسته سوار بر اتوبوسی قدیمی و زه وار در رفته در سیاهی شب گم شد و دیگر پیدایش نشد: "اتوبوس شب" (کیومرث پوراحمد، 1385)

این مرد طول تاریخ سینمای ایران را از اواخر دهه شصت تا آغاز نیمه دوم دهه هشتاد چنان ماهرانه و ماندگار طی کرد که نامش بر عرصه بازیگری سینمای پس از انقلاب محکم و استوار به یادگار حک شد.

نه بحث مرثیه است
نه بحث آه و افسوس

حرف از مردی است که به گردن سینما حق دارد.
حرف از مردی است که 18 روز پیش آرام و بی سر و صدا به روی سن تالار وحدت آمد، جایزه یکی از پنج بازیگر برتر سینمای پس از انقلاب را از منتقدان و نویسندگان گرفت و آرام سن را ترک کرد. او یکشنبه 30 تیر برای همیشه تالار وحدت را به مقصد آرامگاه ابدی ترک خواهد کرد.

روحش شاد

لينك  - شما هم بنويسيد (14) - 28/4/1387


 تصاوير رقمي!!

نگاهي به "ده رقمي" ، "عمليات 125" و نقش آفريني هاي حامد بهداد و بهاره رهنما در سال 87

نمايي از "عمليات 125"

ششمين فيلم "سينمايي" همايون اسعديان كه به سختي مي توان نام فيلم "سينمايي" بر آن گذاشت، در واقع شايد ضعيف ترين فيلم كارنامه "سينمايي" كارگردانش باشد. داستاني به شدت كهنه و نخ نما، شخصيت هايي كاملا تكراري، عدم ذره اي تلاش براي خلاقيت، ظرافت و نوع آوري در روايت، يك تك بازي ماندگار از بهاره رهنما، يك جواد رضويان بي نهايت خنثي و يك همايون اسعدياني كه گويا در انتهاي راه بي پايانش شوخي اش گرفته.
اولين "تله فيلم" همايون اسعديان، اثر خوب و قابل قبولي است از يك تيم سينمايي / تلويزيوني. اين "تله فيلم" مي توانست يك بعدازظهر جمعه از تلويزيون پخش شده و به مدت يك ساعت و نيم مخاطب را سرگرم كند. حداقل از تله فيلم "ستاره هاي سوخته" كارگردان باسابقه اي چون سيروس الوند به مراتب بهتر است. همين براي اسعديان كافي است تا كارنامه تلويزيوني اش همچنان آبرومند بماند.

....................................

مجموعه "عمليات 125" يك نمونه ي مثال زدني است كه نشان مي دهد كارگردانش براي سفارشي كه گرفته، وقت گذاشته است. 8 قسمت اول اين مجموعه را افخمي كارگرداني كرده و انصافا از پس كار برآمده است. بارزترين ويژگي مجموعه "عمليات 125" شخصيت پردازي است. انتخاب چهره هايي ناآشنا براي مخاطب باعث شده تا همذات پنداري عجيبي با شخصيت ها صورت گيرد. حتي سعي شده شخصيت هايي كه عبدالرضا اكبري، فلور نظري، اكرم محمدي و از همه مهمتر رضا رويگري ايفاگر آنها هستند هم قابل باور باشند. اين سعي و تلاش ستودني است و ارزش مجموعه را دوچندان كرده است. پنج شخصيت اصلي داستان كه هر يك به نحوي قصد دارد وارد حرفه آتش نشاني شود آنقدر پخته پرداخت شده اند كه هر يك براي يك فيلم سينمايي كافي است.
تا اينجا همين چند خط براي دفاع از كار افخمي كافي است. بقيه اش بماند پس از پايان مجموعه و مقايسه دو كارگرداني افخمي و راما قويدل.

....................................

"حامد بهداد" تا پايان تيرماه چهره برتر سال 87 است. بازي تحسين برانگيز او را در "حس پنهان" ببينيد و نقش آفريني اش در "مجنون ليلي" و "دايره زنگي" را داشته باشيد تا پايان سال ببينيم كدام بازيگر مي تواند اين ركورد را از آن خود كند: سه فيلم، سه بازي ماندگار.
"بهاره رهنما" را هم با دو بازي كاملا متفاوت از هم و متفاوت از بازيهاي كارنامه سينمايي رهنما در دو فيلم "دايره زنگي" و "ده رقمي" يادتان باشد، به اينها اضافه كنيد بازي اش در "مرد هزار چهره " را. او مي تواند چهره سال باشد به شرطي كه گلشيفته فراهاني با فيلم هاي "ديوار" و "هميشه پاي يك زن در ميان است" به روي پرده هاي سينماها نيايد و يا اتفاق ديگري مثل اكران "درباره الي ... " كه با آمدن "كنعان" مي تواند رقابت ترانه عليدوستي و گلشيفته را بيشتر كند و ديگر فيلم هاي تازه از تنور درآمده رخ ندهد.

لينك  - شما هم بنويسيد (10) - 22/4/1387


 فقط برای عرض اندام D:

یادش بخیر ...

جام ملتها خیلی وقته که تموم شده.
اسپانیا قهرمان شد. حقش بود. تمام و کمال. حرفی نیست. جام به خوبی و خوشی تمام شد. دیگه دوران قهرمانی تیمهایی چون یونان و دانمارک گذشته.

***

دومین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان هم خیلی وقته که برگزار شده.
امشب میشه 8 روز !!!
حرف و حدیث و حاشیه زیاد داشت این جشن ...
از انتخاب ده نویسنده &#