صفحه اول  -  درباره ما   تماس با ما   تبلیغات  پرسش و پاسخ - آزمون سینمایی (جدید)

فيلمها  هنرمندان  آلبوم عكس   اخبار   نظرسنجي  نوشته ها   نويسنده ها  سينماها  جدول فروش  سايت هاي سينمايي

وب‏ لاگ نویسندگان سايت:  فرهاد خالدار  -   نرگس خرقانی  احمد شاهوند   وحید شاهوند   -  مسعود محمدی  -  حامد مقدم  -  علی نعیمی

 ویژه نامه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر

New Page 3

شيما ارديبهشت

(دبیر سینمای جهان)

>> يادداشت هاي جديد

>> پست الكترونيك

>> سايت شخصي


بیوگرافی:

متولد 16 فروردين 1359

مدرك تحصيلي: ليسانس كامپيوتر – نرم افزار

 آغاز فعاليت هنري: به عنوان مديرمسئول نشريه كانون فيلم دانشكده فني دانشگاه آزاد – واحد تهران مركز

دبير بخش سينماي جهان سايت سي نت از سال 1383

دبير بخش خبر خبرگزاري فيلم نيوز از سال 1386

>> اطلاعات بیشتر


بیننده ها (از 30 اردیبهشت 1387):

18 شهريور 1387 7
17 شهريور 1387 31
16 شهريور 1387 26
15 شهريور 1387 39
14 شهريور 1387 39
مجموع

3,465

 


لينك هاي منتخب:

فیلم نیوز

احمد شاهوند


لیست نوشته ها:

ممنون سی نت!  /  به مناسبت تولد شش سالگی « مجله سی نت »

صدای خوش «نشانی ها» رفت  /  28 تیر 1387

من اشتباهیم .....  /  مونولوگ ماندگار سریال «مرد هزار چهره»

از فردا یک رنگ میشم، رنگ قرمز، رنگ عشق  /  ديالوگهاي ماندگار سينماي ايران 1

جدید، تازه، نو ...  /  چه عجب !

روز اول ، دیر رسیدیم !!  /  روز نگار بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر

 ممنون سی نت!

به مناسبت تولد شش سالگی « مجله سی نت »

هر وقت که صحبتی از سی نت و تولد سی نت و ... میشه، یاد روزی میفتم که تو دانشگاه فیلم «گاو» و «تولد یک پروانه» رو دیدم و با کانون فیلم دانشکده آشنا شدم. اون موقع جمع کوچکی داشتیم اما طرفدادارهای کانون فیلم زیاد بودند اما ازاون جمع فقط احمد شاهوند باقی مونده.
یادش بخیر روزهایی که میخواستیم اولین شماره نشریه فیلم دانشکده – برشهای کوتاه- رو چاپ کنیم . چقدر باهم جنگ و دعوا کردیم که الان همه اون روزها با همه تلخیها و شیرینیهاش شده خاطره. اون روزی که به عنوان مدیر مسوول مجله انتخاب شدم. اون روزی که بخاطر اولین سالگرد نشریه، کاریکاتور همه اعضای نشریه رو کشیدم تا تو مجله چاپ کنیم ........ یادش بخیر.
یادمه که بعد از پایان دانشگاه –سال 81- از این جمع جدا شدم اما سال 83 بعد از 2 سال دوباره بخاطر جشن تولد سی نت باهم جمع شدیم و این شد شروع دوباره کار سینمایی من و حالا هم که با وجود مشغله کاری خیلی زیاد به عنوان دبیر خبر فیلم نیوز و نیز یکی از نویسنده های سی نت (البته خیلی کم کار !!!!) مشغولم.
بخاطر همینه که هر موقع جشن تولد سی نت میشه تمام این خاطرات توی ذهنم مرور میشه. چون این سی نت بود که دوباره من رو به این جمع بازگردوند. ممنون سی نت!!

لينك  - شما هم بنويسيد (2) - 9/6/1387


 صدای خوش «نشانی ها» رفت

28 تیر 1387

28 تیر 1387 ... ساعت 9 صبح ....
سخت است، باورش خیلی سخت است که سینمای ایران دیگر "شکیبایی" ندارد.
"هامون" رفت، پدر "کیمیا" رفت .... صدای خوش "نشانی ها" رفت، خسرو شکیبایی رفت.
وقتی خبر را شنیدم مات و مبهوت، خیره به صفحه تلویزیون ماندم، جز سکوت هیچ از من بر نیامد .. حیف و صد حیف. چهره مردی که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر، هر بار صدایش آغازگر نمایش فیلم بود جلوی چشمانم آمد.
دیگر کسی نیست که عاشقانه در این "خانه سبز"، "عاطفه" را صدا بزند .. کسی نیست که عاشقانه از "سهراب" بخواند.
سینمای ایران دیگرچون "شکیبایی" بر خود نخواهد دید.

روحش شاد.

لينك  - شما هم بنويسيد (3) - 28/4/1387


 من اشتباهیم .....

مونولوگ ماندگار سریال «مرد هزار چهره»

مهران مدیری در نمایی از سریال «مرد هزارچهره»

این بار به جای انتخاب دیالوگ ماندگار از سینما ، دیالوگی از سریال پرطرفدار «مرد هزار چهره» را براتون انتخاب کردم. من که این دیالوگ رو خیلی دوست دارم، شما چطور؟؟!!

داخلی- دادگاه
...............
مسعود شصت چی (مهران مدیری):
من چه دفاعی دارم از خودم بکنم آقای قاضی. من بی دفاعم. من شریف تربیت شدم، من شریف بزرگ شدم
نه کسی منو میشناخت، نه کسی بنده رو میدید.
نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگه.
همه سهم بنده از زندگی، کار کردن در زیرزمین اداره بایگانی بود، لای پرونده ها.
من ساده بودم ،من همه چیز رو باور میکردم، من با هیچکس مخالفت نمیکردم.
سرم به کار خودم بود و شریف بودم.
من نمیخواستم به بانک برم. من نمیتونستم طبابت کنم. من نمیتونستم سرهنگ باشم. من نمیخواستم شعر بگم.
من مقاومت کردم تا حد توانم، اما من توانم کم بود. بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران.
و من به همه احترام میگذاشتم، من به همه احترام میگذاشتم. و من شروع کردم به بازی کردن، و من شروع کردم به سرگرم شدن.
و بعضی وقنها یادم رفت که کجام و همه اینهایی که میگن، مال من نیست، حق من نیست.
و من اشتباهیم، من از اولش هم اشتباهی بودم.
بله من یادم رفت که اینها مال من نیست و من اشتباهیم. تقصیر من بود و تقصیر دیگران هم بود.
اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم. من هیج چیز رو توی جیبم نذاشتم. من از سهم کسی نزدم. من فقط اشتباهی بودم.
خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم. خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم. من فقط اشتباهی بودم.
جه دفاعی از خودم بکنم من بی دفاعم. حالا من مانده ام و تقاص اینهمه اشتباه دیگران و بازی گوشی خودم.
جناب قاضی من از هیچکس توقعی ندارم. خدایا تو منو ببخش.

لينك  - شما هم بنويسيد (2) - 11/3/1387


 از فردا یک رنگ میشم، رنگ قرمز، رنگ عشق

ديالوگهاي ماندگار سينماي ايران 1

قرمز
فریدون جیرانی-1377


داخلی – دادگاه
........
ناصر ملک (محمدرضا فروتن) : بازم کتکش مي‌زنم حاج آقا، زني كه جلوی مرداي غريبه بگو بخند راه بندازه ، کسیکه نيششو واكنه، رژه بره ... ، حقشه كتك بخوره .
هستی مشرقی (هدیه تهرانی) : حرفاش رو باور نکنید حاج آقا، شوهر من بیماره، روانیه
ناصر: تو دلت میخواد منو بیمار نشون بدی. تو دلت میخواد طلاقت رو از من بگیری بری زن اون مرتیکه شی. حاج آقا هنوزم با اون مرتیکه ارتباط داره.
هستی: دروغه.

لينك  - شما هم بنويسيد (5) - 15/2/1387


 جدید، تازه، نو ...

چه عجب !

از این تیتر به بعد میخوام هر از چند گاهی گریزی بزنم به تاریخ ،البته تاریخ سینمای ایران آنهم با یک تیتر جدید به نام ديالوگهاي ماندگار سينماي ايران

لينك  - شما هم بنويسيد (4) - 1/2/1387