Header

صفحه اول  -  درباره ما   تماس با ما   تبلیغات  پرسش و پاسخ - آزمون سینمایی (جدید)  -   پرونده هاي وي‍ژه

جمعه 12 تير 1388

::  ویژه نامه نوروز 1388  ::     ::  ویژه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر  ::

::  تازه هاي سايت   -  جدول ارزشگذاري فيلم ها  ::

فيلمها  هنرمندان  آلبوم عكس   اخبار   نظرسنجي  نوشته ها   نويسنده ها  سينماها  جدول فروش  سايت هاي سينمايي

وب لاگ ها:  احمد شاهوند - علی نعیمی فرهاد خالدار - شيما ارديبهشت -  حامد مقدم  -  مسعود محمدی  -  هامون حسینی  -  جواد صفوي  -  وحید شاهوند

انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

جستجو (برای جستجوی هنرمندان، یا نام یا نام خانوادگی را وارد کنید)   

فرهاد خالدار

>> يادداشت هاي جديد

>> پست الكترونيك

>> سايت شخصي


بیننده ها (از 30 اردیبهشت 1387):

13 تير 1388 9
12 تير 1388 115
11 تير 1388 88
10 تير 1388 134
9 تير 1388 137
مجموع

86,265

 


لينك هاي منتخب:

انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران

مصطفي جلالي فخر

كيوان كثيريان

اميد نجوان

محسن آزرم

سعيد مستغاثي

سجاد صاحبان زند

اميررضا نوري پرتو

عليرضا معتمدي

سعيد خنشا

سينما،تلويزيون،تئاتر

معبد ميوزها

آريانو


لیست نوشته ها:

الي آمد  /  اكران درباره الي

استقلال قهرمان شده!  /  خدا مي دونه كه حقشه!

قلم قرمز  /  تراژدي شكست آبي ها

بهترين هاي 87  /  در سالي كه گذشت

يادداشت هاي جشنواره  /  نگاهي به برخي از فيلم هاي جشنواره 27 فيلم فجر

تنهايي پر هياهو*  /  نگاهي به فيلم "به دل طبيعت وحشي"،ساخته "شان پن"

پيروزي بزرگ  /  اصغر فرهادي،برنده خرس نقره اي برلين

الي،اشكان و چند فيلم ديگر  /  بهترين هاي جشنواره از نگاه من

سخيف تر از سخيف!  /  درباره ي اخراجي ها

شنبه روز خوبي بود!  /  درباره الي و ...

قابل تامل  /  درباره عيار 14

بالاتر از نقد؟!  /  درباره "مي زاك" و حواشي پيرامونش

كنجكاوي برانگيزها  /  جشنواره بيست و هفتم و فيلم هايش

حيف نيست؟  /  جاي خالي "درباره الي"

نگريستن با چشم دل  /  به بهانه تماشاي "ويكي كريستينا بارسلونا"

چرا و چگونه؟  /  سريال هاي تاريخي و ...

تيزرهاي سوال برانگيز  / 

دروغ هاي واقعي  /  نگاهي گذرا به فيلم سينمايي "كاتين" ساخته آندره وايدا

اسطوره اي كه ذوب شد!  /  نگاهي به فيلم "مارادونا،دست خدا"

نفوذ خزنده لمپنيسم در فوتبال ايران*  / 

تلخ ترين تساوي قرن  /  تيم ملي فوتسال ايران و باقي قضايا

بودن يا نبودن؟ مساله اين است!  /  تاملي بر خداحافظي تلويحي گلشيفته با سينماي ايران

ذوب شدن تدريجي يك اسطوره  /  رويكرد تازه افشين قطبي و ...

مجموعه دروغ ها  /  گلشيفته فراهاني و ماجراهايش!

آوازي در فرجام  /  من،تو،او،ما و شش سالگي سي نت

جاي خالي بزرگان  /  نگاهي به دومين جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران

نگاهي به فيلم هاي آماده اكران سينماي ايران  / 

او هست براي هميشه  /  درگذشت ناباورانه خسرو شكيبايي و ...

باشكوه،اما نه چندان تكان دهنده  /  نگاهي به فيلم سينمايي تاوان

قصه سيمرغي كه تقسيم شد!  /  حكايت سيمرغ بلورين طراحي صحنه و لباس جشنواره فيلم فجر

شب رويايي  /  شب قهرماني بي چون و چراي اسپانيا

تقابل غم و شادي  /  حذف ايتاليا و صعود اسپانيا و ...

بزرگان بزرگي مي كنند  /  صعود ايتاليا،قهرماني استقلال،خداحافظي منصوريان و باقي قضايا

ايتاليا همچنان اميدوار است!  /  همگام با جام ملتهاي اروپا

ايتاليا به جام بازمي گردد  /  همگام با جام ملت هاي اروپا

حقيقت گمشده  /  نگاهي به فيلم سينمايي تلافي

او رفت تا بماند!  /  خداحافظي افشين قطبي و ...

معجزه ي فوتبال  /  فوتبال،قطبي و ...

نگاه سطحي به عشق  /  نگاهي به فيلم سينمايي "مجنون ليلي"

كمدي واقعيت  /  نگاهي به فيلم دايره زنگي ساخته پريسا بخت آور

چند گام به جلو  /  نگاهي به سريال مرد هزار چهره

نشاني از طنز نيست!  /  نگاهي به سريال هاي نوروزي سيما

در جستجوي آينده از دست رفته  /  نگاهي به فيلم "فرزندان انسان" ساخته "آلفونسو كوارون"

هميشه پاي يك فيلم در ميان است! (2)  /  يادداشت هاي بر فيلم هاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر

هميشه پاي يك فيلم در ميان است!  /  يادداشت هاي بر فيلم هاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر

پله پله تا ملاقات سيمرغ  /  نگاهي به كارنامه بازيگري باران كوثري

ميم مثل گلي  /  نگاهي به كارنامه بازيگري 'گلشيفته فراهاني

(1)خانم بازيگر  /  نگاهي به كارنامه بازيگري ترانه عليدوستي

واقعيت محض  / 

بهترين هاي جشن بيست و ششم  / 

در كمال صداقت  /  نگاهي به سه فيلم از بخش مسابقه

نفس عميق يك مرد مرده  /  يادداشت هاي جشنواره (روز هفتم)

يوسف گم گشته بازآيد به كنعان ...  /  يادداشت هاي جشنواره (روز پنجم)

سينما حقيقت  /  يادداشت هاي جشنواره (روز سوم)

يادداشت هاي جشنواره   /  يادداشت هاي جشنواره (روز اول)

سوداي سيمرغ ايراني  /  در آستانه جشنواره فيلم فجر

ترس و معنويت  /  نگاهي به فيلم سينمايي

بهار سينما   /  به بهانه در پيش بودن جشنواره فيلم فجر

کيومرث پوراحمد و نسل ما   /  نگاهي به كارنامه سينمايي كيومرث پوراحمد و آخرين فيلمش "اتوبوس شب"

مصائب عبور از تونل كودكي  /  نگاهي به فيلم سينمايي "بچه هاي ابدي" ساخته پوران درخشنده

دردسر هاي ستاره بودن  / 

شش شخصيت در جستجوي منبع عشق  /  نگاهي دوباره به فيلم "مادر" به بهانه سالروز درگذشت زنده ياد علي حاتمي

چهارگاه  /  نگاهي به نمايش كوارتت

جديت مضاعف  /  نگاهي به نمايش گسترده ي فيلم هاي تلويزيوني

رفقاي خوب  /  نگاهي به فيلم سينمايي ((رفيق بد))

بازيگري مطابق جريان  /  نگاهي به كارنامه ي بازيگري هانيه توسلي

واقعيت و خيال  /  نگاهي به فيلم پسران آجري

سينما پر !  /  نگاهي به فيلم سينمايي كلاغ پر

لزوم نوآوري در سريال هاي روتين  /  نگاهي به سريال چارخونه

ضعف در خط پايان  /  تاملي بر پايان بندي سريال ميوه ممنوعه

حريم عشق  /  نگاهي به سريال ميوه ممنوعه

مناسبتي ها   /  نگاهي به سريال هاي سيما در ماه مبارك رمضان

ماموريت غير ممكن  /  سينماي ايران و اسكار

موقعيت از دست رفته  /  نگاهي به فيلم پاداش سكوت

نقطه اميد  /  نگاهي به فيلم كلاهي براي باران

سرنوشت محتوم  /  نگاهي به فيلم مردگان

هر عدد شعري ست!  /  به بهانه پنج سالگي سي نت!

ما نيز مقصريم!  /  ما و مسعود كيميايي!

آماتورها به بهشت نمي روند!  /  نگاهي به اجراي فرزاد حسني

دلزده از ليلي ها!  / 

كليشه ها در ميدان جنگ  /  نگاهي به فيلم پيك نيك در ميدان جنگ

بوسه بر خاك  /  نگاهي به فيلم روز سوم

نعش گرگ  /  نگاهي به فيلم رئيس

به سلامتي مرگ  /  نگاهي به فيلم گرداب

راز بقاء  /  نگاهي به فيلم ((صحنه جرم؛ورود ممنوع))

خودشيفته!  /  نگاهي به برنامه ي ((شب شيشه اي)) و حضور ((فريبرز عرب نيا))

فردا دير است!  /  نگاهي به حواشي پيرامون اكران فيلم ((سنتوري))

روزگار ناخوش سيما!!!  /  نگاهي به سريال هاي نوروزي سيما

انتخاب به سبك ايراني  /  بهترين هاي من، در سالي كه گذشت!

بدون فيلمفارسي هرگز!  /  نگاهي به فيلم ((مهمان))

كمدي الهي  /  نگاهي به فيلم اخراجي ها

ميم مثل مرگ  / 

شب يلدا  /  نگاهي به فيلم اتوبوس شب

عروسي خون  /  نگاهي به فيلم خون بازي

شاهكار   /  نگاهي به فيلم سنتوري


 قلم قرمز

تراژدي شكست آبي ها

گل پيروزي آبي ها كه به وارد دروازه مي شود، بي اختيار به هوا مي پري. خوشبختي را با تمام وجود احساس مي كني. چند دقيقه اي بيشتر به پايان بازي نمانده است و از هم اكنون مي تواني خودت را براي يك ماراتن نفس گير ديگر در هفته پاياني آماده كني.گوشي را بر مي داري و با اس ام اس، واژه گل را با تمام وجود بر سر آشنايان قرمز دوستت فرياد مي زني.
دقايقي بعد ناباورانه در بهتي عظيم فرو مي روي. درست ثانيه هاي پيش از به صدا درآمدن سوت پايان مسابقه،دروازه تيم محبوبت باز مي شود و همه ي آن شور و اشتياق جاي خود را به تاسفي عميق مي دهد.سيل اس ام اس هاي تسليت به سوي تو روانه مي شود. به دنبال مسكني براي التيام زخم خود مي گردي.اما هر چه مي گردي،كمتر مي يابي. پدر همچون هميشه سرش در روزنامه است و مادر هم هيچگاه قرص آرام بخش خوبي نبوده است. ناگهان به ياد وبلاگت مي افتي و تصميم مي گيري با نگارش چند خطي از شرح ماوقع،خودت را خالي كني. خالي از غم و اندوه و افسردگي ناشي از تراژدي شكست!
اين روزها زمانه با ما چندان سر سازگاري ندارد. آن از شكست هاي غافلگيركننده ي آسيايي و اين از ناكامي هاي ناباورانه ي داخلي. آن از باخت اعصاب خرد كن تيم ملي و اين از انتخاب سوال برانگيز سرمربي تيم ملي!
انگار وقت آن رسيده است كه بر روي فوتبال نيز قلم قرمز بكشيم و در وادي هاي ديگر به دنبال اندكي شادي،غرور و آرامش بگرديم.

لينك  - شما هم بنويسيد (8) - 27/1/1388


 بهترين هاي 87

در سالي كه گذشت

ضمن تبريك فرارسيدن سال 1388 به تمامي خوانندگان اين وبلاگ،بهترين هاي سينماي ايران در سال 87 از ديدگاه من بدين شرح معرفي مي گردند:

•بهترين فيلم : 1-به همين سادگي،2-ريسمان باز،3-آواز گنجشكها،4-فرزند خاك،5-دايره زنگي
•بهترين كارگرداني : مجيد مجيدي(آواز گنجشكها)، رضا ميركريمي (به همين سادگي)،مهرشاد كارخاني(ريسمان باز)
•بهترين فيلمنامه : رضا ميركريمي و شادمهر راستين (به همين سادگي)، اصغر فرهادي (دايره زنگي)،محمد علي آهنگر (فرزند خاك)
•بهترين فيلمبرداري : محمد آلادپوش (به همين سادگي)،عليرضا زرين دست (فرزند خاك)،تورج منصوري (آواز گنجشكها)
•بهترين تدوين : هايده صفي ياري (دايره زنگي)،حسن حسندوست (آواز گنجشكها)،سعيد شاهسواري (روز بر مي آيد)
•بهترين موسيقي متن :حسين عليزاده (آواز گنجشكها)،آريا عظيمي نژاد (فرزند خاك)
•بهترين طراحي صحنه و لباس : شعله نواب تهراني و ژيلا مهرجويي (آتش سبز)،شيوا رشيديان (به همين سادگي)
•بهترين چهره پردازي :سعيد ملكان (پابرهنه در بهشت)،محمدرضا قومي (ميناي شهر خاموش)،محسن ملكي (آتش سبز)
•بهترين جلوه هاي ويژه: داود رسوليان (فرزند خاك)
•بهترين بازيگر نقش اول مرد : محمدرضا فروتن (كنعان)،رضا ناجي (آواز گنجشكها)،داريوش فرهنگ (روز بر مي آِيد)
•بهترين بازيگر نقش اول زن : هنگامه قاضياني (به همين سادگي)،ترانه عليدوستي (كنعان)،يكتا ناصر (روز بر مي آيد)
•بهترين بازيگر نقش مكمل مرد :حامد بهداد (دايره زنگي و مجنون ليلي)،افشين هاشمي (پابرهنه در بهشت)،بابك حميديان (ريسمان باز)
•بهترين بازيگر نقش مكمل زن :مهتاب نصيرپور (فرزند خاك)،بهاره رهنما (دايره زنگي)،گوهر خيرانديش (دعوت)
•ضعيف ترين فيلم :1-زن ها فرشته اند،2- تيغ زن،3-چارچنگولي،4-خواب زمستاني،5-تلافي
•انتخاب ويژه سال : "گلشيفته فراهاني" به خاطر تمامي بحث ها و جار و جنجال هاي مربوط به متن و حواشي حضور و عدم حضورش در سينماي ايران!

لينك  - شما هم بنويسيد (7) - 2/1/1388


 يادداشت هاي جشنواره

نگاهي به برخي از فيلم هاي جشنواره 27 فيلم فجر

سوپراستار/تهمينه ميلاني

معناگرايي تحميلي

اگر چه تهمينه ميلاني،در نشست پرسش و پاسخ پس از نمايش "سوپراستار"، فبلمش را واجد نزديك ترين مضمون به بخش "در جستجوي حقيقت" مي دانست،اما بهانه الصاق چنين عنواني به فيلم بسيارتحميلي و غير منطقي به نظر مي رسد.چه اينكه "سوپر استار" پيش از هر چيز فيلمي است درباره حواشي زندگي خصوصي و كج رفتاري هاي گاه احمقانه يك ستاره سينماي ايران! سوپراستاري (شهاب حسيني) كه گرچه مجموعه اي از تنديس هاي مهم جشن هاي سينمايي را به خانه برده است،اما آن قدر بدمن است كه به بديهي ترين اصول حرفه اي دهن كجي مي كند و شيوه نامعقول خودش را در پيش مي گيرد.در اينجاست كه فيلمنامه نويس به داد اين شخصيت مفلوك مي رسد و دختركي (فتانه ملك محمدي) كه قرار است شازده كوچولوي قصه باشد را سر راهش قرار مي دهد تا با روش هاي كاملاً كليشه اي جوان را به راه راست هدايت كند.
از آشنايي عجيب و غريب بازيگر و دخترك كه بگذريم،اين سوال كه چطور ممكن است شخصيتي پررو،سمج و اعصاب خردكن را به جاي فرشته اي آسماني به تماشاگر قالب كرد،به شدت ذهن را درگير مي كند.شايد به همين خاطر است كه وقتي در سكانس هاي پاياني ديالوگ هايي نظير "مثل يك پرنده رها بود" يا "من فرشته ها رو خوب مي شناسم!" از زبان آقاي سوپراستار شنيده مي شود،لبخند تماشاگر را بر مي انگيزد. كاش ميلاني قصه را به سمت و سوي معناگرايي سوق نمي داد تا لااقل با فيلمي خوش ساخت در باب مذمت ابتذال در زندگي ستاره ها رو در رو بوديم. با اين همه بازي شهاب حسيني و نسرين مقانلو تماشايي است و فتانه ملك محمدي نشانه هايي از اميد را بروز مي دهد.

..........................................

مي زاك/حسينعلي ليالستاني

مضحك

"مي زاك" حكايت جنيني است كه در آستانه به دنيا آمدن دچار ترديد مي شود". خلاصه داستان چند كلمه اي فيلم آن قدر جذاب و كنجكاوي بر انگيز است كه همگان را به تماشاي جديدترين ساخته حسينعلي ليالستاني ترغيب مي كند.اما شيوه اي كه ليالستاني براي پرداخت اين ايده جذاب به كار گرفته آن قدر دستمالي شده و سطحي است كه فيلم در حد همان دو سريال تلويزيوني "آواز مه" و "بوي گل هاي وحشي" باقي مي ماند و نه تنها اعتباري به كارنامه فيلمسازش اضافه نمي كند كه عملكرد وي را به شدت زير سوال مي برد. خلق شخصيت هايي كج و معوج و بازي اغراق آميز شماري از بهترين هاي سينماي ايران،همراه با ديالوگ هاي به ظاهر حكيمانه اي كاركردشان به خنده واداشتن تماشاگر است از جمله خصوصياتي فيلمي است كه قرار است پربار و جهانشمول به نظر آيد. در حالي كه هر از گاهي صداي اخبار راديو و تلويزيون هاي روستا، جهاني پرآشوب و پر از جنگ و خونريزي را به ياد مي آورند،آدم هاي فيلم به فكر بادبادك هوا كردن،كارت عروسي و حرف هاي دهان پركن خود هستند تا شايد راه تولد بچه تي تي(باران كوثري) را به اين دنيا باز كنند. عاقبت نيز با توبه كردن يك دزد خرده پا و سر به راه گشتن اهالي روستا،مشكل جامعه بشري حل مي شود و بچه مذكور پا به دنيا مي گذارد تا هر يك از اهالي،فرصتي براي ابراز وجود و بر زبان آوردن ديالوگ هاي مضحك خود در برابر دوربين پيدا كنند.اين وسط مقدار متنابهي صداي ناله دايناسورهاي منقرض گشته نيز هست تا به بشر گوشزد شود كه نگراني بابت انقراض نسل ها بسيار جدي است.افسوس كه تلاش هاي تحسين برانگيز تورج منصوري، در خلق تصاويري كه با استفاده از كرين قرار است تداعي كننده حضور كودك باشند،اينچنين بي ثمر باقي مي ماند.

.....................................

عيار 14/پرويز شهبازي

سراسر تعليق

هفت سال پس از ساخت شاهكاري چون نفس عميق،پرويز شهباري با فيلمي به جشنواره بيست و هفتم پا نهاد كه گرچه به اندازه فيلم ياد شده، مهم و تاثيرگذار نيست،اما در نوع خود از نمونه هاي موفق سينماي ايران به حساب مي آيد. فيلمي كه با خلق فضايي شبه وسترن،دنيايي سراسر تعليق را نثار بيننده اش مي كند تا قصه ي نه چندان پر پيچ و خمش،بكر و جذاب بنمايد.اگر چه محمدرضا فروتن در قالب شخصيت طلافروشي كه پس از آزادي سارق سابقه دار از زندان بيمناك جان خويش مي شود و زندگي خويش را تباه مي سازد،يكي از به يادماندني ترين بازي هاي خويش را ارائه مي دهد اما حضور كامبيز ديرباز،بدمني كه بي خشونت، ترس و اضطرابي نفس گير را القاء مي كند،بسيار غافلگير كننده است. استفاده از تمهيداتي چون ساختمان چوبي طلافروشي، فضاي برفي و رنگ هاي سرد،به خوبي در خدمت اثر درآمده و ريتم فيلم آن قدر متناسب هست كه اسباب كسالت بيننده اش را فراهم نسازد. با اين حال به نظر مي رسد شهبازي مي توانست با افزودن داستانك هايي جذاب تر،لحظات مرده فيلمش را از ركود فعلي خارج كند. به عنوان نمونه رو