Header New Page 1

صفحه اول  -  درباره ما  تماس با ما   تبلیغات  پرسش و پاسخ  -  پرونده هاي وي‍ژه

29 خرداد 1392

فيلمها  هنرمندان  اخبار   نقد و یادداشت   نويسنده ها    جدول فروش (1391 - 1390 - 1389 - 1388 - 1387 - 1386 - 1385 - 1384)  سايت هاي سينمايي

انجمن سینمایی سی نت                جدول ارزشگذاری فیلم ها توسط:  >> نویسندگان    >> اعضاء

جستجو                                                                                                              انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

استودیو سی نت (طراحی و راه اندازی سایت داینامیک - تولید فیلم های تبلیغاتی، صنعتی و آموزشی)

:: www.CINETMAG.com :: Cinema News :: اخبار سینمایی

جدیدترین اخبار و یادداشت های سینمایی

  شلیک "گوچی" به قلب کره/ ایران مقتدرانه به برزیل رفت

  خانه‌ سینمایی‌ها به حسن روحانی نامه نوشتند

  رکوردشکنی «مرد فولادین»

  سینماهای نمایش دهنده «گذشته» مشخص شد

  محمدعلی کشاورز در کما نیست/ بهبود وضعیت هوشیاری نسبت به روز گذشته

  يوسف صيادي بستري شد

  سینما در انتظار دوازدهمین مدیر سینمایی

  تمام 10 سکان‌دار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

  استاد جلیل شهناز درگذشت

  «قاعده تصادف» نیمه دوم تیرماه توزیع می‌شود

  «گذشته» قطعا از چهارشنبه اکران می شود/ مسئولان حوزه هنری سه‌شنبه فیلم را می بینند

  «شیرین یزدان بخش» به جمع بازیگران فیلم «ملبورن» پیوست

  جمشید مشایخی: خانه‌نشین شده‌ام

  حسن روحانی درباره‌ی فرهنگ و هنر قول داد که...

  «ﺧﻂ ﻭﻳﮋﻩ» ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺳﺎﺧﺖ ﮔﺮﻓﺖ

  برنیس بژو: به «گذشته» افتخار می‌کنم

  «گلوگاه» فیلم بعدی گروه آزادی

  حسن روحانی با مردم ایران سخن گفت: باور کنید که فصل جدی همدلی آغاز شده است

  فیلمنامه «حراج» با نگاهی اجتماعی آماده شد

  حسن روحانی رئیس جمهور شد / با کسب 18.613.329 رای

فرهاد خالدار

>> يادداشت هاي جديد

>> پست الكترونيك

>> سايت شخصي


بیننده ها (از 30 اردیبهشت 1387):

29 خرداد 1392 6
28 خرداد 1392 146
27 خرداد 1392 108
26 خرداد 1392 385
25 خرداد 1392 108
مجموع

388,600

 


لينك هاي منتخب:

انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران

مصطفي جلالي فخر

كيوان كثيريان

اميد نجوان

محسن آزرم

سعيد مستغاثي

سجاد صاحبان زند

اميررضا نوري پرتو

عليرضا معتمدي

وحید فرازان

سعيد خنشا

سينما،تلويزيون،تئاتر

معبد ميوزها

آريانو


لیست نوشته ها:

برزخ زندگی یک آدم درستکار  /  گفت و گو با رضا عطاران به بهانه کارگردانی و بازی در فیلم "خوابم می آد"

شور زندگی  /  نگاهی به فیلم سینمایی روزهای زندگی،ساخته پرویز شیخ طادی

خالی تر از همیشه  /  نگاهی به عملکرد سیما در نوروز 91

روی پوست شهر  /  گفت و گوی مفصل و خواندنی با سعید سهیلی،کارگردان فیلم سینمایی گشت ارشاد

چراغ های خاموش  /  نگاهی به "سعادت آباد" به بهانه ورود به شبکه نمایش خانگی

سفری دلنشین  /  گفت و گو با رسول صدر عاملی،کارگردان فیلم سینمایی "شب"

شوق زیارت  /  نگاهی به فیلم سینمایی شب

تیشه به ریشه ی نقد  /  نقدی بر موضع منفی قراستی درباره جدایی نادر از سیمین

اصغر فرهادی،بر بلندای افتخار  /  عاقبت رویا به حقیقت پیوست

یک جشن دیگر  /  نگاهی تیتروار به برخی از فیلم های جشنواره سی ام فیلم فجر:

چند سطر واقعیت  /  نگاهی به حواشی جشنواره سی ام فجر

شوخی  /  نگاهی به فیلم سینمایی نارنجی پوش،ساخته داریوش مهرجویی

تضمین گیشه  /  نگاهی به فیلم زندگی خصوصی،ساخته محمدحسین فرحبخش

فرصت از دست رفته  /  نگاهی به فیلم گشت ارشاد،ساخته سعید سهیلی

حکایت دل های تنگ و سازهای بد آهنگ  /  نگاهی به فیلم سینمایی میگرن،ساخته مانلی شجاعی فرد

فانتزی کودکانه  /  نگاهی به فیلم "سلام بر فرشتگان"

سینما حقیقت  /  سینما خاطره

حواشی پررنگ تر از متن  /  نگاهی به فیلم تلفن همراه رئیس جمهور،ساخته علی عطشانی

برج ميلاد،ساعت شش بعد از ظهر   /  نمايش شهرآورد پايتخت در سالن رسانه ها

عذاب الیم  /  نگاهی به فیلم "در امتداد شهر"

قطار سرنوشت  /  نگاهی به فیلم یک مرد،یک ترن ساخته رابرت الدریچ

اوج ها و فرودها  /  نگاهی گذرا به کارنامه برخی از بازیگران مرد سینمای ایران در دهه 80

تلخ بازار  /  پخش سری جدید خنده بازار از شبکه سوم سیما

عملیات سکوت  /  گفت و گو با حمید بهمنی،کارگردان فیلم گلوگاه شیطان

سفره کاملاً ایرانی  /  نگاهی به برنامه های آشپزی سیما

اوج ها و فرودها  /  نگاهی گذرا به کارنامه برخی از بازیگران مرد سینمای ایران در دهه 80

حالا نابغه ها بزرگ شده اند!  /  نگاهی به شعرهای کتاب "لطفاً برایم اسپند دود کنید"

سوار نامدار  /  نگاهی به فیلم جوزی ولز یاغی به بهانه پخش از شبکه سوم سیما

مناسبتی ها  /  بازخوانی سریال​های ماه رمضان از آغاز تا امروز؛

جای خالی معنویت  /  نگاهی به سریال های و برنامه های مناسبتی سیما در ایام ماه مبارک رمضان

بهشت اینجا نیست  /  نگاهی به سریال پنج کیلومتر تا بهشت

اعتباری وِیژه برای سلطان  /  نگاهی به بازی عرب نیا در مختارنامه

قدم زدن در سطح  /  نگاهی به سریال سه،پنج،دو

درباره ی الی...  / 

کارگردانی با انرژی مضاعف  /  نگاهی به کارنامه کارگردانی رامبد جوان

سوپر استار  /  به بهانه کسب تندیس بازیگری انجمن منتقدان

بازیگری که بازی نمی کند!   /  نگاهی به بازی حامد بهداد به بهانه درخشش در فیلم جرم

فیلمسازی دغدغه مند  /  نگاهی به شاخصه های کاری علیرضا داودنژاد

کارگردانی واقع گرا  /  نگاهی به شاخصه های کارگردانی رضا عطاران

دست خالی  /  برنامه های نوروزی سیما

زمانی برای مستی کهکشانی ها  /  سریال ال کلاسیکو

بلوغ زودرس   /  نگاهي به شاخصه هاي کارگرداني "اصغر فرهادي"

دست پخت مخصوص رفقای خوب  /  تاملي چند در باب رازهاي محبوبيت "کلاه قرمزي" و "پسرخاله"

بزن در رو  /  نگاهی به سریال راه در رو

سینماگران از ادبیات داستانی برداشت درستی ندارند  /  اقتباس در سینما و تلویزیون

کنایه های زندگی   /  نگاهی به فیلم "لطفاً مزاحم نشوید"

گره های کور...  /  نگاهی به فیلم کیفر

در انتظار عدالت خداي فوتبال!  /  جام جهاني و باقي قضايا

ژانر ترکیبی؟!  /  نگاهی به فیلم دموکراسی تو روز روشن

پرسه در مه  /  يادداشت هاي پيش از جشنواره

چند دقيقه وقت براي اهداء جوايز  /  سومين شب منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران

يك كمدي نه‌چندان جدي   /  نگاهي به فيلم سينمايي "نيش زنبور"

پازلي ناتمام  /  نگاهي به فيلم سينمايي "كتاب قانون" ساخته مازيار ميري

اسير شعارزدگي  /  نگاهي به فيلم "خاك آشنا"

به آهستگي...  /  يك هشدار دوستانه و ...

باز هم فيلم خوب داري؟!  /  نگاهي به وضعيت اكران سينماي ايران در سال 88

معصوميت از دست رفته  /  نگاهي به فيلم درباره الي...ساخته اصغر فرهادي

الي آمد  /  اكران درباره الي

استقلال قهرمان شده!  /  خدا مي دونه كه حقشه!

قلم قرمز  /  تراژدي شكست آبي ها

بهترين هاي 87  /  در سالي كه گذشت

يادداشت هاي جشنواره  /  نگاهي به برخي از فيلم هاي جشنواره 27 فيلم فجر

تنهايي پر هياهو*  /  نگاهي به فيلم "به دل طبيعت وحشي"،ساخته "شان پن"

پيروزي بزرگ  /  اصغر فرهادي،برنده خرس نقره اي برلين

الي،اشكان و چند فيلم ديگر  /  بهترين هاي جشنواره از نگاه من

سخيف تر از سخيف!  /  درباره ي اخراجي ها

شنبه روز خوبي بود!  /  درباره الي و ...

قابل تامل  /  درباره عيار 14

بالاتر از نقد؟!  /  درباره "مي زاك" و حواشي پيرامونش

كنجكاوي برانگيزها  /  جشنواره بيست و هفتم و فيلم هايش

حيف نيست؟  /  جاي خالي "درباره الي"

نگريستن با چشم دل  /  به بهانه تماشاي "ويكي كريستينا بارسلونا"

چرا و چگونه؟  /  سريال هاي تاريخي و ...

تيزرهاي سوال برانگيز  / 

دروغ هاي واقعي  /  نگاهي گذرا به فيلم سينمايي "كاتين" ساخته آندره وايدا

اسطوره اي كه ذوب شد!  /  نگاهي به فيلم "مارادونا،دست خدا"

نفوذ خزنده لمپنيسم در فوتبال ايران*  / 

تلخ ترين تساوي قرن  /  تيم ملي فوتسال ايران و باقي قضايا

بودن يا نبودن؟ مساله اين است!  /  تاملي بر خداحافظي تلويحي گلشيفته با سينماي ايران

ذوب شدن تدريجي يك اسطوره  /  رويكرد تازه افشين قطبي و ...

مجموعه دروغ ها  /  گلشيفته فراهاني و ماجراهايش!

آوازي در فرجام  /  من،تو،او،ما و شش سالگي سي نت

جاي خالي بزرگان  /  نگاهي به دومين جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران

نگاهي به فيلم هاي آماده اكران سينماي ايران  / 

او هست براي هميشه  /  درگذشت ناباورانه خسرو شكيبايي و ...

باشكوه،اما نه چندان تكان دهنده  /  نگاهي به فيلم سينمايي تاوان

قصه سيمرغي كه تقسيم شد!  /  حكايت سيمرغ بلورين طراحي صحنه و لباس جشنواره فيلم فجر

شب رويايي  /  شب قهرماني بي چون و چراي اسپانيا

تقابل غم و شادي  /  حذف ايتاليا و صعود اسپانيا و ...

بزرگان بزرگي مي كنند  /  صعود ايتاليا،قهرماني استقلال،خداحافظي منصوريان و باقي قضايا

ايتاليا همچنان اميدوار است!  /  همگام با جام ملتهاي اروپا

ايتاليا به جام بازمي گردد  /  همگام با جام ملت هاي اروپا

حقيقت گمشده  /  نگاهي به فيلم سينمايي تلافي

او رفت تا بماند!  /  خداحافظي افشين قطبي و ...

معجزه ي فوتبال  /  فوتبال،قطبي و ...

نگاه سطحي به عشق  /  نگاهي به فيلم سينمايي "مجنون ليلي"

كمدي واقعيت  /  نگاهي به فيلم دايره زنگي ساخته پريسا بخت آور

چند گام به جلو  /  نگاهي به سريال مرد هزار چهره

نشاني از طنز نيست!  /  نگاهي به سريال هاي نوروزي سيما

در جستجوي آينده از دست رفته  /  نگاهي به فيلم "فرزندان انسان" ساخته "آلفونسو كوارون"

هميشه پاي يك فيلم در ميان است! (2)  /  يادداشت هاي بر فيلم هاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر

هميشه پاي يك فيلم در ميان است!  /  يادداشت هاي بر فيلم هاي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر

پله پله تا ملاقات سيمرغ  /  نگاهي به كارنامه بازيگري باران كوثري

ميم مثل گلي  /  نگاهي به كارنامه بازيگري 'گلشيفته فراهاني

(1)خانم بازيگر  /  نگاهي به كارنامه بازيگري ترانه عليدوستي

واقعيت محض  / 

بهترين هاي جشن بيست و ششم  / 

در كمال صداقت  /  نگاهي به سه فيلم از بخش مسابقه

نفس عميق يك مرد مرده  /  يادداشت هاي جشنواره (روز هفتم)

يوسف گم گشته بازآيد به كنعان ...  /  يادداشت هاي جشنواره (روز پنجم)

سينما حقيقت  /  يادداشت هاي جشنواره (روز سوم)

يادداشت هاي جشنواره   /  يادداشت هاي جشنواره (روز اول)

سوداي سيمرغ ايراني  /  در آستانه جشنواره فيلم فجر

ترس و معنويت  /  نگاهي به فيلم سينمايي

بهار سينما   /  به بهانه در پيش بودن جشنواره فيلم فجر

کيومرث پوراحمد و نسل ما   /  نگاهي به كارنامه سينمايي كيومرث پوراحمد و آخرين فيلمش "اتوبوس شب"

مصائب عبور از تونل كودكي  /  نگاهي به فيلم سينمايي "بچه هاي ابدي" ساخته پوران درخشنده

دردسر هاي ستاره بودن  / 

شش شخصيت در جستجوي منبع عشق  /  نگاهي دوباره به فيلم "مادر" به بهانه سالروز درگذشت زنده ياد علي حاتمي

چهارگاه  /  نگاهي به نمايش كوارتت

جديت مضاعف  /  نگاهي به نمايش گسترده ي فيلم هاي تلويزيوني

رفقاي خوب  /  نگاهي به فيلم سينمايي ((رفيق بد))

بازيگري مطابق جريان  /  نگاهي به كارنامه ي بازيگري هانيه توسلي

واقعيت و خيال  /  نگاهي به فيلم پسران آجري

سينما پر !  /  نگاهي به فيلم سينمايي كلاغ پر

لزوم نوآوري در سريال هاي روتين  /  نگاهي به سريال چارخونه

ضعف در خط پايان  /  تاملي بر پايان بندي سريال ميوه ممنوعه

حريم عشق  /  نگاهي به سريال ميوه ممنوعه

مناسبتي ها   /  نگاهي به سريال هاي سيما در ماه مبارك رمضان

ماموريت غير ممكن  /  سينماي ايران و اسكار

موقعيت از دست رفته  /  نگاهي به فيلم پاداش سكوت

نقطه اميد  /  نگاهي به فيلم كلاهي براي باران

سرنوشت محتوم  /  نگاهي به فيلم مردگان

هر عدد شعري ست!  /  به بهانه پنج سالگي سي نت!

ما نيز مقصريم!  /  ما و مسعود كيميايي!

آماتورها به بهشت نمي روند!  /  نگاهي به اجراي فرزاد حسني

دلزده از ليلي ها!  / 

كليشه ها در ميدان جنگ  /  نگاهي به فيلم پيك نيك در ميدان جنگ

بوسه بر خاك  /  نگاهي به فيلم روز سوم

نعش گرگ  /  نگاهي به فيلم رئيس

به سلامتي مرگ  /  نگاهي به فيلم گرداب

راز بقاء  /  نگاهي به فيلم ((صحنه جرم؛ورود ممنوع))

خودشيفته!  /  نگاهي به برنامه ي ((شب شيشه اي)) و حضور ((فريبرز عرب نيا))

فردا دير است!  /  نگاهي به حواشي پيرامون اكران فيلم ((سنتوري))

روزگار ناخوش سيما!!!  /  نگاهي به سريال هاي نوروزي سيما

انتخاب به سبك ايراني  /  بهترين هاي من، در سالي كه گذشت!

بدون فيلمفارسي هرگز!  /  نگاهي به فيلم ((مهمان))

كمدي الهي  /  نگاهي به فيلم اخراجي ها

ميم مثل مرگ  / 

شب يلدا  /  نگاهي به فيلم اتوبوس شب

عروسي خون  /  نگاهي به فيلم خون بازي

شاهكار   /  نگاهي به فيلم سنتوري


 نگاه سطحي به عشق

نگاهي به فيلم سينمايي "مجنون ليلي"

"قاسم جعفري" را پيش از آن كه با فيلم هايش بشناسيم،با سريال هاي تلويزيوني اش به ياد مي آوريم. سريال هايي نظير "خط قرمز" و "مسافري از هند" كه با تكيه بر قصه اي فراتر از خط قرمز هاي آن روزهاي رسانه ملي و نيز بهره جستن از زيبايي ها و جذابيت هاي ظاهري بازيگران و لوكيشن هاي مختلف ،تماشاگران بسياري را جذب قاب كوچك تلويزيون ساخته و تحولي هرچند اندك در روند سريال سازي سيما پديد آوردند.
با اين وجود عملكرد جعفري در عرصه سينما محدود مي گردد به چهار فيلم سينمايي (ماه مهربان،قاصدك،بازنده و گرگ و ميش)كه نه تنها مورد توجه منتقدان نگرفته اند،بلكه در گيشه نيز آنچنان كه بايد و شايد به توفيق چنداني دست نيافتند.شايد به همين دليل بوده است كه جعفري در آخرين ساخته سينمايي اش با گردهم آوردن مجموعه اي از ستارگان و بازيگران نام آشناي سينماي ايران و سود جستن از قصه هميشه جذاب "عشق" سنگ اول را محكم بنا گذاشته تا پيشاپيش خيالش از فتح گيشه ها آسوده باشد.
"مجنون ليلي" قصه ي جعبه اي باارزش است كه در روز عشاق (ولنتاين) به طور اتفاقي ميان چندين عاشق دلخسته دست به دست مي گردد تا عاقبت به دست صاحب اصلي اش برسد. فيلم با قضيه آشنايي صاحب جعبه (الناز شاكردوست) و عكاس جوان (محمدرضا گلزار) آغاز مي شود تا در نگاه اول چيزي جز نشانه هاي مرسوم در سينماي موسوم به بدنه را در چنته نداشته باشد. آدم هايي كه در كمترين زمان ممكن شيفته ي يكديگر مي شوند و به ياد هم به ترانه هاي عاشقانه گوش مي سپارند و حاضرند به خاطر يكديگر از جانشان نيز مايه بگذارند و در اين بين قرار است تا حد امكان بامزه نيز جلوه كنند.
اين بخش را مي توان ضعيف ترين و نچسب ترين بخش فيلم قلمداد كرد. از يك سو فيلمنامه به لحاظ منطقي لنگ مي زند (چه اينكه اين سوال در ذهن بيننده نقش مي بندد كه چطور مي شود در حالي كه شخصيت گلزار كارت ويزيتش را به ديگران تقديم كرده است،ليست بلند بالايي از شماره تلفن دريافت كنندگان كارت در اختيار وي قرار گرفته است؟) و از سويي ديگر تاكيد افراطي بر چهره و جذابيت هاي دو بازيگر اصلي اين بخش همراه با پخش ترانه هايي كه در لحظاتي كاملاً اضافي و تحميلي به نظر مي رسند،فيلم را در حد آثار درجه چندم سينماي ايران تنزل مي بخشد.
فيلم از لحظه تصادف شخصيت گلزار و قرار گرفتن جعبه در دستان كارگر مترو (نيما شاهرخ شاهي) يك روند سرد و كم اوج و فرود را طي مي كند. انگار قرار است جعبه با دليل يا بي دليل ميان افراد مختلف جا به جا گردد تا از اين رهگذر فرصتي براي عرضه اندام بازيگري فراهم گشته و پرده ي نقره اي با حضور وي رنگي ديگر گيرد. اين چنين است كه به جاي اينكه قصه ي آدم هاي روي پرده جذاب بنمايد،سيما و چگونگي حضور بازيگران نقش هاي مختلف است كه اسباب كنجكاوي تماشاگر را فراهم مي سازد. پرداخت ضعيف شخصيت حاجي فرش فروش (رضا رويگري) و همچنين قصه تكراري و نخ نما شده ي جريان عشق شاگرد وي (يوسف تيموري) به دختري ظاهراً ثروتمند (السا فيروز آذر) و در آخر افشاي حقيقت از زبان طرفين،از اعتبار اين بخش به شدت مي كاهد.
در ادامه حضور احمد پور مخبر در تاكسي شخصيت حميد گودرزي و نحوه ي گويش و شعر خواندن وي هرچند لبخندي را بر لبان تماشاگر مي نشاند با اين حال نبود خلاقيت و استفاده مكرر از كليشه هاي امتحان پس داده است كه آزار دهنده مي آيد. همچنين داستانك مربوط به حميد گودرزي و همسرش آنقدر كم رمق و كم اهميت به تصوير در آمده است كه به راحتي قابل چشم پوشي و ناديده انگاشتن به نظر مي رسد.شايد تنها كاركرد اين بخش را بتوان در قضيه رساندن الناز شاكردوست به بيمارستان جستجو كرد كه آن نيز در زمره بزرگترين گاف هاي فيلم قرار مي گيرد.
شايد بتوان اميد بخش ترين قسمت فيلم را در داستانك موسوم به "سه گره" جستجو كرد. اين بخش هرچند شروع اميدوار كننده اي ندارد (نگاه كنيد به كنسرت گروه موسيقي در ضيافت زباله ها كه كاركردي جز جلب توجه و همراه ساختن هر چه بيشتر تماشاگر عام پيدا نمي كند) اما در ادامه آنجا كه شخصيت هدايت (حامد بهداد) در آستانه ورود قطار،با دستان بسته مابين دو ريل راه آهن دراز مي كشد،نفس گيرترين و به نوعي جذاب ترين سكانس هاي فيلم بر روي پرده نقش مي بندد. در اين لحظات بيش از هر چيز بازي خيره كننده حامد بهداد و فيلمبرداري درخشان عليرضا زرين دست است كه جلب توجه مي كند..
با اين حال پايان بندي ضعيف و غيرقابل باور فيلم،طعم شيرين اپيزود متعلق به حامد بهداد را به سرعت تلخ مي كند.جايي كه فيلمنامه نويسان متعدد فيلم،لزوم منطق زماني فيلم را به هيچ مي انگارند و حضور الناز شاكردوست در بيمارستان كه پيش از اين در لا به لاي داستانك مربوط به حميد گودرزي به تصوير در آمده بود،همراه مي شود با قضيه خودكشي حامد بهداد و حضور وي در همان بيمارستان! گويي شخصيت الناز شاكردوست تمام اين مدت را در بيمارستان بي هدف به انتظار نشسته است تا فصل مفصل مربوط به بازي "سه گره" برگزار گردد و مصدوم به بيمارستان منتقل گردد تا شايد پايان فيلم سر و شكلي هيجان انگيز به خود گيرد.
در عين حال جعفري در "مجنون ليلي" قصد داشته به نوعي پرداختن به ريشه هاي فرهنگي ايران باستان را نيز در دستور كار قرار داده و با يادآوري روز اسپندگان به ايرانيان يادآور گردد كه مي توانند در ميان لايه هاي فرهنگي سرزمين خويش نيز نشاني از "روز عشاق" را جستجو كنند. اما مشكل فيلم در اين است كه آنقدر سطحي وار به مقوله عشق نگاه مي كند كه نه همذات پنداري تماشاگر را بر مي انگيزد و نه زمينه اي براي تفكر و انديشه پيرامون مقولات عميقي چون "عشق" در ذهن بيننده پديدار مي سازد. كاش كارگردانان و در راس آن ها فيلمنامه نويسان سينماي ايران با نگاهي ژرف تر موضوعات مورد بحث را مورد كنكاش قرار داده تا در عين حال كه گوشه چشمي به گيشه ها دارند،در زمينه انتقال پيام نيز روش هاي مناسب تري را پياده نمايند.

لينك  - شما هم بنويسيد (10) - 15/2/1387

نظرات شما

علیرضا (سايت شخصي   -   27 ارديبهشت 1387)

سلام
خودت در جریانی و میدونی که ما تهرانی ها، بدبختی کم نداریم. آلودگی و شلوغی و سر و صدای تهران، همرو دیوانه می کنه. من و خانواده، خونه ی دومی داریم در کیش. که تقریبا 5 ماه از سال رو معمولا اونجا هستیم و به دور از هیاهوی تهران امور می گذرونیم و چقدر هم بهتره. منم یه 8 روزی هست که تهران نیستم و تو کیشم و قراره انشالله اگه خدا بخواد، اوایل تیر ماه به تهران برگردم. چون خیلی کار تو تهران دارم. و البته اگه فیلمی تو اکران تابستون باشه که دندون گیر باشه و احیانا در جشنواره هم دیده نشده باشه، حتما باید دید. من تا اوایل تیر ماه تهران نیستم.
اگه سی دی فیلم رو نتونستی گیر بیاری، به یکی از دوستای با معرفت خودم میسپارم تا از طرف من بیاد و سی دی رو تحویل بده. بعد از بازگشتم به تهران هم حتما با دوستان، ملاقات حضوری داریم.
راستی ای داد گفتی قهرمان جام حذفی بشید و فیروز خان خوشحال بشه.... فیروز خان رفت و وفا نکرد! خیلی براش ناراحت شدم.
راستی تا حالا فکر کردی که سینما و فوتبال دو حیطه ی کاملا مجذا هستن و هر کدوم دارای جذابیت ها و کششهای خودشون. طوری که هر کس که در اونها غرق بشه، کمتر میتونه از اون دل بکنه یا دیوانه وار عاشق رشته یا حیطه ی دیگه ای بشه. ولی فوتبال تونسته سینمایی ها رو به طرف خودش بکشونه. در حالی که سینماف به ندرت تونسته فوتبالی ها رو به طرف خودش بکشونه. این خیلی جالبه!
برای من فوتبال، حس و جاذبه ی زیادی هست. ولی همیشه بسیار کمتر از سینما و در واقع زیر سایه ی اون بوده و سینما همیشه دغدغه ی مهم تری بوده. ولی اعتراف می کنم که تو این چند روزه، فوتبال و اون هیجانهای ویران کنندش، بر سینما چربیده و 2 هفته ای هست که طوری فوتبالی شدم که اگر از ابتدا بودم، الان چیزی به عنوان سینما برام معنا نداشت و توی کمپ تیمهای ملی بودم احیانا.
البته تمامش بعد از بازی امروز پرسپولیس به پایان میرسه. ولی همین که تونسته چندین هفته ذهن من و خیلیهای دیگه رو طرف خودش ببره و آشفته ی خودش کنه، اثبات گر همون جمله هست که میگن : جادوی فوتبال!
امیدوارم امروز وقتی این جادو فروکش می کنه، همراه با فریادهای خوشحالی تفکرات بزرگ و نو و فردی نو و بزرگ باشه.
امیدوارم پایان این مسیر، همراه با فریادهای خوشحالی فردی باشه که برای نخستین بار کلمه ی "فرهنگی ورزشی " رو معنا بخشید و اون رو به رخ کشید. امیدوارم پایان این جادو، همراه با خوشحالی تمام کسانی باشه که دل شیر دارن و ذهنی بزرگ. تا پایان کامل این جادو و مسیر، این چند ساعت رو آرام و قرار ندارم به گمانم!

.......................

فرهاد خالدار: خوش بگذره رفيق ... از آرامش كيش نهايت استفاده را بكن كه شلوغي و ترافيك و آلودگي تهران امان خيلي ها را بريده است ...
نمي دانم چرا ... ولي من نيز همچون تو به قهرماني تمام کسانی دل شیر دارند و ذهنی بزرگ اميدوارم ... در مورد فيروز خان هم هنوز در بهت و حيرتم!

 

علیرضا (سايت شخصي   -   25 ارديبهشت 1387)

سلام
فرهاد جان مطمئن باش که من برای قهرمانی استقلال در جام حذفی دعا می کنم. باور کن همیشه دوست داشتم تا کاش هر سال پرسپولیس و استقلال قهرمان دو جام ایران بشن تا بیشتر از 70% ایران با قهرمانی اونها به وجد بیاد. نه اینکه با قهرمانی سایرین، به سکوت بره.
امیدوارم بتونیم بعد از سالها، پرسپولیس و استقلال رو با هم و در کنار هم در آسیا ببینیم. انشالله.
اما در مورد نیوه مانگ : مطمئن باش که تو هم از نیوه مانگ به وجد میای. من نمی دونم که اینترنت پر سرعت داری یا نه. حتما به من بگو. اگر اینترنت پر سرعت داشته باشی، من لینک دانلود فیلم رو دارم و در اختیارت قرار میدم و به راحتی اون رو به سرعت دانلود می کنی.
کامنتت رو در وب آریانو دیدم و دیدم چقدر شبیه من گفتی. باور کن وقتی شنیدیم که قراره اصغر فرهادی فیلمنامه ی فیلم جدید کیمیایی رو بنویسه، خیلی خوشحال شدم و امیدوار. اما باز هم کیمیایی لج کرد و طرحش رو عوض کرد. الان شک ندارم که کیمیایی باز هم یک درام خیابانی با فیلمنامه و داستانی تخیلی و شبیه به بازیهای کامپیوتری و مغشوش و پا در هوا نشانمان میده. از طرح و خلاصه داستانش که مشخصه. کیمیایی همینه... عاشق گانگستر بازی و کلاه مخملی ها. از همان قیصرش تا حالا. همان قیصر و... هم فیلمهای خوبی نبودند و بیشتر حاصل شرایط بودند که مطرح شدند.
اما یه خبر دیگه شنیدم که دوباره خیلی خوشحال شدم. طبق گفته ی نزدیکان استاد مهرجویی، استاد قراره اواخر تابستون،به امید خدا فیلم جدیدش رو با اسم "سفر به شهر فرشتگان" کلید بزنه. بعد از مشکلات سنتوری، مهرجویی از ساخت نقاب زیبا منصرف شده. خیلی خوشحال شدم که استاد باز هم می خواد دست به کار بشه. لحظه شماری می کنم برای آغاز ساخت فیلم.
مگر اینکه داریوش مهرجویی و چند نفر دیگه در این برهوت، به داد ما و سینمای ما برسند.

.......................

فرهاد خالدار: ممنون از لطفت عليرضا جان ... به اميد حضور هميشگي و توامان استقلال و پرسپوليس در آوردگاه هاي آسيايي ...
متاسفانه اينترنت پرسرعت در اختيار ندارم و از اين حيث مستضعف محسوب مي شوم! ... اميدوارم راه ديگري براي دراختيار گرفتن فيلم وجود داشته باشد ... راستي با ملاقات حضوري موافقي؟ ... در مورد كيميايي كه فكر مي كنم كاملاً هم عقيده ايم و طبيعتاً جاي بحثي وجود ندارد ... فقط مي ماند يك اميدواري بزرگ كه هر چه سريعتر مراحل پيش توليد تازه ترين ساخته ي استاد مهرجويي به انجام رسد تا سينماي ايران بيش از اين از غيبت ايشان و ديگر اساتيد مسلم اين سينما محروم نگردد ... شاد باشي

 

آخرين شواليه (سايت شخصي   -   24 ارديبهشت 1387)

اتفاقا خيلي سعي مي کنم با قرمزها کنار بيام و مربيشونو مسخره نکنم! ولي خودت مي دوني که اينا چقدر پررو هستن و کوتاه موندن دست اين جماعت از قهرماني اون هم به مدت شش هفت سال چقدر اينها رو عقده اي کرده! بعد بازي امروز هم يه سري اس ام اس دريافت کردم که خيلي تحريکم کرد از عامل اصلي برد امروز پرسپوليس بنويسم! يعني يحيي گل محمدي! اون تعمدا نيمه ي دوم به بازيکناش دستور داد باز بازي کنن تا قرمزها بتونن با يه برد پرگل واسه بازي با سپاهان روحيه بگيرن! خود يحيي گل پلاستيکي هم به جاي اينکه از اين باخت ناراحت باشه در مصاحبه خيلي خوشحال بود که پرسپوليس با اين برد دل هواداراشو شاد کرد و ارزو کرد اين تيم قهرمان بشه!

.......................

فرهاد خالدار: رفيق قديمي فكر نمي كني خيلي داري تند ميري و بسيار بدبينانه به قضايا نگاه مي كني؟ با توجه به اينكه پيروزي صباباطري بر پرسپوليس همچنان اين تيم را در كورس قهرماني نگاه مي داشت،چه دليلي مي تواند داشته باشد كه يحيي گل محمدي تيمش را فداي قهرماني پرسپوليس كند؟

 

علیرضا (سايت شخصي   -   24 ارديبهشت 1387)

سلام فرهاد جان. امروز چون یه کم سرم خلوت تر شد و از طرفی به قول اون جوانان مفسد و از راه به در شده(!) کیفم به شدت کوک شد، تصمیم گرفتم یه سر به دوستان بزنم.
حالا کیفم چرا کوک شده؟ به دو دلیل.
من یه پرسپولیسی تیرم. منم سینما و فوتبال برام ادغام شده. وقتی امروز پرسپولیس برد، به دو دلیل خوشحال شدم : 1) چون یه پرسپولیسی تیرم و از این برد کوبنده به وجد اومدم.2) از طرفی، نصف دیگه ی خوشحالیم، به خاطر خوشحال شدن افشین قطبی عزیز بود. به قول خودت این آقای جنتلمن، واقعا افتخاری برای فوتبال کشور ماست. باور کن سر بازی پرسپولیس با مس کرمان وقتی مصاحبه های زنده ی بعد از بازی رو دیدم و دیدم که قطبی چقدر مثل همیشه، مودبانه و جنتلمنانه صحبت کرد و بعد از اون، طرز بیان لمپنی و کوچه بازاری اون مردک، امیر قلعه نوعی رو دیدم که چقدر بی شرمانه حرف می زنه، از اینکه فردی مثل قطبی توی ایرانه و الان مربی پرسپولیس هست، خیلی خوشحال شدم. خوشحالم که تو هم به قطبی علاقه داری. به نظر هم میرسه که آقای شاهوند هم یک پرسپولیسی شدید هستن. به ایشونم تبریک میگم. انشالله شنبه هممون بعد از قهرمانی، با هم به خاطر نه فقط پرسپولیس، بلکه به خاطر افشین قطبی و به موفقیت رسیدن این مرد عزیز و دوست داشتنی، شادی می کنیم.
اما دلیل دوم که چرا امروز سر حالم : به جرات میگم که خیلی وقته که شاهکاری تو سینما ندیدم. آخرین شاهکاری که توی سینما دیدم، فیلم معرکه ی چهارشنبه سوری بود. بعد از اون، البته فیلم خوب زیاد دیدم. مثل تقاطع، کافه ستاره، میم مثل مادر، خون بازی و به همین سادگی و ... و تو جشنواره ی اخیر هم 2، 3 تا دیگه. ولی از شاهکار خبری نبوده.
البته اگر سنتوری عزیز و بزرگ رو بذاریم کنار که من به شخصه، متاسفانه نتونستم به دلیل مشکلات، اون رو در جشنواره ببینم و در قاب کوچک اون رو دیدم.
میدونی که بهمن قبادی بیشتر از 2 سال قبل فیلمی ساخت با اسم نیوه مانگ که کلی جایزه از جشنواره های معتبر دنیا درو کرده و تحسین برانگیز شده. لاک پشتها هم پرواز می کنند قبادی رو خیلی دوست دارم. خیلی تلخه. هر چند گاهی به دام سانتی مانتال میفته. صحبتهای خود قبادی هم در عید بعد از نمایش فیلم از تلویزیون، خیلی جالب بود.
خوب، نیوه مانگ هم که در ایران توقیف ابدی شده و کمتر کسی اون رو دیده بود. دیروز توسط دوستان، تونستم این فیلم رو به دست بیارم و ببینم. فوق العاده بود. به مراتب از لاک پشتها هم پرواز می کنند، بهتر بود . بسیار حیف و تاسف برانگیز هست که این فیلم بزرگ نمیتونه توی ایران اکران بشه. فرهاد جان نمی دونم این فیلم رو دیدی یا نه. اگر دیدی که دوست دارم حتما نظرت رو در موردش بهم بگی. اگرم ندیدی که ازت می خوام که حتما فیلم رو ببینی. لینک دانلودش هم داره به تدریج پخش میشه. نیوه مانگ، بعضی موقع ها ما رو یاد سنتوری میندازه. بد جور به ذهن ما فلاش بک میزنه طرف سنتوری عزیز.
اما نمی تونم از نیوه مانگ بگم و از بازی بازیگرانش نگم. بازی هدیه تهرانی فوق العادست. واقعا حیفه که تهرانی اینجور خودش رو از سینما دور کرده . وجودش تو سینما لازمه. اگر اون نبود، چهارشنبه سوری، چهارشنبه سوری نمی شد. شوکران هم شوکران نمی شد. قرمز هم قرمز نمی شد و.... توی نیوه مانگ یه بازی استادانه انجام میده و نشون میده واقعا یک ستاره ی بازیگریه. خیلی سخته که بخوام بازی بزرگش رو وصف کنم.
اما در مورد بازی گلشیفته فراهانی این دختر فوق العاده با استعداد سینمای ایران، فقط میگم استثناییه. به جرات بازیش توی نیوه مانگ بعد از بازیش در میم مثل مادر، بهترین بازی اونه. بی نظیره. این دختر مظلوم سینمای ایران واقعا همیشه در حقش ظلم میشه. اینبار هم اکران نشدن و دیده نشدن نیوه مانگ، باز هم باعث شد یه بازی ماندگار دیگه ازش دیده نشه.
به قول یکی از دوستانم اگر نیوه مانگ و حتی سنتوری اکران می شدند، معنای کار هنری و بازی هنری برای بعضی از بازیگران نوپا که به جوایز ریز و درشتشون می نازند، خیلی بیشتر از قبل آشکار می شد.واقعا بازی گلشیفته فراهانی در این فیلم من رو مجذوب کرده. فرهاد جان بعد از دیدن این فیلم، خیلی با قاطعیت میگم که گلشیفته فراهانی با فاصله، بهترین بازیگر زن دهه ی هشتاد سینمای ماست. البته با نهایت احترام به ترانه علیدوستی عزیز که بازیش را بسیار دوست دارم.
بگذریم. ولی نیوه مانگ بد جور من رو سر وجد آورده. بعد از سنتوری، دومین فیلمی هست که در این چند ماهه، این کار رو با من کرده. این در کنار بازی امروز پرسپولیس، خلاصه امروز ما رو با طراوت کرده.
فرهاد جان حتما اگر نیوه مانگ رو دیدی، نظرت رو در مورد این فیلم بگو. اگرم که نگه، حتما ببینش. نیوه مانگ هم از اون دست فیلمهاست که مدتها میشه در مورد ساختار و محتواش، بحث کرد.
قربانت.

.......................

فرهاد خالدار: عليرضا جان سلام ... انقدر پرشور و با احساس نيوه مانگ را وصف كرده اي كه هوس كردم بي درنگ به تماشايش بنشينم تا شايد من نيز در اين احساس خاص و قشنگ تو شريك شوم ... متاسفانه هنوز نيوه مانگ را نديده ام و از همين امروز براي يافتنش تلاش خواهم كرد...اگر يافت نشد شايد مزاحم خودت شديم كه بطريقي فيلم را به ما برسوني...
ان شاءالله روز شنبه حق به حقدار خواهد رسيد و فوتبال نيمه ي عدالت محور خويش را به رخ كشيده و افشين قطبي دوست داشتني با تمام وجود موفقيت را در آغوش خواهد كشيد ... و البته اميدوارم شما هم دعا بفرمائيد كه قهرماني جام حذفي پاداشي ناچيز بر فرصت هاي از دست رفته ي آبي پوشان محبوب پايتخت و هوادارانشان در فصل جاري باشد ... قربانت

 

آخرين شواليه (سايت شخصي   -   23 ارديبهشت 1387)

سلام فرهاد ...
خوبي؟ سر نمي زني؟‌ نکنه چون ضد خرس قطبي ام نمياي؟ کلا چون خيلي تعصب دارم از پرسپوليسي ها خوشم نمياد! چه لمپن باشن چه جنتلمن!

.......................

فرهاد خالدار: سلام رفيق قديمي... گرچه در اين مورد خاص با هم اختلاف نظر داريم ولي فراموش نكن كه همچنان در تعلق خاطر به رنگي آبي و دنياي سينما و خيلي چيزهاي ديگر مشترك هستيم.... دير سر زدن هايم را بگذار به حساب گرفتاري هاري روزمره ... خوشحال ميشم بيش از اين ها شاهد قرار گرفتن نظراتت در آخرين سكانس باشم...

 

(21 ارديبهشت 1387)

قضیه رسوندن پروانه به بیمارستان توسط گودرزی رو اشتباه فهمیدی! پروانه داشته بیمارستانهای مختلفو میگشته
بیمارستانی که جلوش پیاده شد بیمارستانی نبود که فرهاد اونجا بستری شده بود اگه یه کم به دیالوگها دقت میکردی متوجه میشدی

.......................

فرهاد خالدار: بر فرض هم كه گفته شما صحيح باشد آيا نبايد تمهيدي نمايشي براي چگونگي رخداد اين اتفاق به كار گرفته مي شد؟

 

Ariano (سايت شخصي   -   18 ارديبهشت 1387)

بيچاره فرهنگي که قاسم جعفري به ريشه هاي آن بپردازد!! اگه مصاحبه ي زرين دست رو با باني فيلم در 1 ارديبهشت خونده باشي حسابي گند زده به جعفري و اون رو با گاريچي و لوکوموتيوران مقايسه کرده!

بعضي از بازيگران اين فيلم هم بهتره به جاي بازي در فيلم هاي سينمايي با ماشين هاي گرانقيمت شان در خيابان فرشته ويراژ دهند!!

 

بهار (17 ارديبهشت 1387)

بنده هميشه با مطالعه ي نقد شما و توضيح مختصر اما مفيدي كه در مورد فيلمنامه و ساير اجزاء فيلم مي دهيد، در عين اين كه هرگز به تماشاي فيلم ننشسته ام اما بخوبي آن را لمس مي كنم.
در مورد "مجنون ليلي" اما درجه ي ضعف اين فيلم آنجايي مشخص مي شود كه علي رغم مرور چندباره ي مطلب تان ، آخر متوجه خط مشي داستان آن نشدم!
علي اي حال، فكر مي كنم بشدت «گلزار زده» شده ام!! به نظرم محمدرضاي محبوب دهه ي هشتاد سينماي ما با پذيرفتن نقشهاي سطحي و معطوف ساختن توجه صرف به حضور در تبليغات و بيلبوردهاي بزرگراه ها، بقدري لوث و فاقد جذابيت شده كه با اين روند بعيد نيست سيل مشتاقانش را هم از دست بدهد. دانش محدود و ناقص سينمايي بنده مي گويد كه اساساً فيلمهايي كه گام اول را با بهره گيري صرف از چهره هاي جذاب ستاره هاي سينمايي براي پر رونق كردن گيشه بر مي دارند، در نهايت به چنين بن بستي هم برخورد خواهند كرد.
موفق و مؤيد باشيد جناب خالدار عزيز!

 

علیرضا (سايت شخصي   -   17 ارديبهشت 1387)

سلام فرهاد جان.
من این نظر رو یکبار فرستادم. ولی فکر کنم که نرسیده. اگر دو تا نظر احیانا رسیده بود، خودت یکیش رو حذف کن.
یادداشت خوبی در مورد مجنون لیلی نوشتی و نظرت در مورد این فیلم، دقیقا مثل منه.
من یک عقیده ای در مورد اپیزود گلزار و شاکر دوست دارم که خیلی هم روش پایبندم. به همین دلیل کمتر پیش اومده که جایی در مورد این اپیزود مجنون لیلی، چیزی غیر از مطلب پایین رو بنویسم. چون به نظرم خیلی شایستش هست
مجنون لیلی اثر اپیزودیکیه.
حسن فیلم های اپیزودیک اینه که اگه یک اپیزود، ضعیف از کار دربیاد، سایر اپیزودها می تونن فیلم رو نجات بدن و در مجموع، شیرازه ی کل فیلم، از هم نمی پاشه.
اپیزود نخستین و اصلی و سرمنشا سایر اپیزودهای مجنون لیلی، اپیزود محمد رضا گلزار و الناز شاکر دوست هست که داستان را شکل میده.
ما در این اپیزود، شاهد تصاویر ما قبل سینما و ما قبل نقد هستیم. زیر خط حداقل استانداردهای سینمای ایران و فاقد هرگونه وجه قابل بحث سینمایی.
کارگردانی قاسم جعفری در این اپیزود، در آماتوری ترین حد ممکن هست و از اله مان های دم دستی و پیش پا افتاده ی بسیاری بهره میبره.
پسری به دختری ابراز علاقه میکنه. دختر ابتدا جدیش نمی گیره.سپس عاشق اون میشه. در سکانسی دختر به یاد عشق می افته و در خودش میره و احساسی میشه.دوربین از او یک شات می گیره و یک موزک آبکی هم پخش میشه. چیزی مانند یک فیلم هندی درجه۳.
ما در این اپیزود شاهد تصاویری هستیم که همینجور بی هدف میان و میرن و کمتر ربطی می توان بین اونها پیدا کرد. اپیزودی مملو از دیالوگ های مصنوعی، که بازی طبق معمول بسیار ضعیف و مصنوعی و آماتوری محمدرضا گلزار در همان قالب همیشگی خودش و بازی مصنوعی و بد الناز شاکر دوست هم، به مصنوعی تر شدن این اپیزود، کمک شایان توجهی کرده. به خصوص به یاد بیار قسمتی رو که محمدرضا گلزار با دوربین عکاسی، کنار الناز شاکر دوست، صحبت می کنه و چه دیالوگ های مصنوعی و پیش پا افتاده ای رو با لحنی تصنعی بیان می کنه. به طور مثال اون دیالوگ که میگه: (اسم دختر رو صدا می کنه)،من از با تو بودن می ترسم!!
در مجموع، این اپیزود از فیلم مجنون لیلی، بیشتر به مانند کلیپ های عاشقانه ای هست که برای ترانه ها ساخته میشه و مجموعه ای از تصاویر به شدت بی مربوط هست که کنار هم قرار گرفتن.
سایر اپیزودهای مجنون لیلی، اپیزودهای بسیار نچسبی هستن که مدام شعار میدن و قصد دارن عشق رو تحمیل کنن و در واقع، بیشتر اون رو لوث می کنن.
اپیزودهایی مملو از سکانس های کلیشه ای و سطحی که پر هستن از دیالوگ های پیش پا افتاده که می خوان برامون از خوبی عشق بگن!
به یاد بیار اپیزود یوسف تیموری رو که سالهاست در سریالهای دسته چندمی تلویزیون شاهد این داستان هستیم و تازه اونها به مراتب با دیالوگ ها و پرداخت بهتری این داستان رو نشونمون میدن. یا به یاد بیار اپیزود سراسر شعار و نچسب رضا رویگری رو که تازه کلی پیام اخلاقی هم برای ما داره!!
یا حتی به یاد بیار اپیزود حمید گودرزی رو که بعد از اپیزود محمدرضا گلزار، بدترین اپیزود این فیلم هست و عشقی نشونمون میده در حد سریالهای درجه 4 رسانه ی عزیز ملی. مملو از دیالوگ های نچسب و سطحی.
اپیزود نیما شاهرخ شاهی هم عملا چیزی فراتر از سایر اپیزودها نیست.
اپیزود حامد بهداد هم با اون نحوه ی آغاز ، چیزی فراتر از سایر ایپزودها به نظر نمی رسید. اما خوب، در ادامه توی اون سکانس قطار و ماجرای ۳ گره، شاهد داستان تازه و پر حرارتی هستیم و فیلمبرداری جادوگر سینمای ایران و بازی خوب، هر چند اغراق شده ی حامد بهداد، این اپیزود از مجنون لیلی رو قابل تحمل تر و بهتر از سایر اپیزودها کرده. اون گاف های افتضاح فیلمنامه هم که بهش اشاره کردی. عدم منطق عقلانی و رعایت زمان بندی مشخص. من به شخصه مجنون لیلی رو اثر ماقبل نقدی میدونم.
در کل به نظرم قاسم جعفری اگر سریال بسازه، بسیار بهتره. همون خط قرمز و مسافری از هند، قابل تحمل تر بودن به گمانم!
در مجموع یادداشت خیلی خوبی نوشتی.
راستی خیلی خوشحال شدم که فیلم جدید اصغر فرهادی، کلید خورد. بد جور بعد از ۴ شنبه سوری، منتظر فیلم جدیدش بودم. و الان با این ترکیب بازیگرها و بازی کردن مانی حقیقی و پیمان معادی و کنار هم بودن گلشیفته فراهانی و ترانه علیدوستی، عطشم برای دیدن این فیلم، دو چندان شده.
در ضمن، آتشکارم رفت کنار دست سنتوری.... بعدا اکران می شود! خدا به داد برسه.
قربانت.

.......................

فرهاد خالدار: عليرضا جان سلام... خوشحالم كه بر خلاف دايره زنگي،اين بار كاملا با من هم عقيده اي ... به قول تو مجنون ليلي اثر ماقبل نقدي هست و همين بهتر كه در موردش بيش از اين سخني نگوئيم! ... در مورد آتشكار هم فقط و فقط ميشود اظهار تاسف كرد ... اميدوارم بلائي كه بر سر سنتوري عزيز آمد شامل حال آتشكار نگردد ...
راستي يه چيز ميگم بين خودمون بمونه ... ديشب خواب ديدم سر صحنه فيلمبرداري "درباره ي الي" جديدترين ساخته اصغر فرهادي هستم ... اين يعني اين كه من هم به شدت مشتاق تماشاي دست پخت جديد جناب فرهادي هستم ... موفق باشي دوست عزيز

 

حامد (سايت شخصي   -   14 ارديبهشت 1387)

راستش از سریال های این آقای جعفری هم خوشم نمیومد اما از حق نگذریم با همون دوتا سریال دو تا بازیگر جوان پسند رو به سینما معرفی کرد...

 

ثبت نظرات برای یادداشت فوق

نام و نام خانوادگي

پست الكترونيك

وب سايت شخصي

http://

متن پيام