|
علي نعيمي
>>
يادداشت
هاي جديد
>>
پست
الكترونيك
>>
سايت شخصي
بيوگرافي:
تاريخ تولد: 23 شهریور 1360 در تهران
تحصيلات: فارغ
التحصیل رشته ی فیلمنامه نویسی و دارای مدرک رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامی.
مدرس فیلمنامه نویسی و سابقه ی تدریس
در آموزشگاههای سینمایی. دو سال در رشته ی فقه و فلسفه در دانشگاه امام صادق
تحصیل کرد و به خاطر علاقه ی شدیدش به سینما به این رشته روی آورد.
>>
بيشتر
بیننده ها
(از 30 اردیبهشت 1387):
|
20 بهمن 1388 |
87 |
|
19 بهمن 1388 |
105 |
|
18 بهمن 1388 |
183 |
|
17 بهمن 1388 |
239 |
|
16 بهمن 1388 |
225 |
|
مجموع |
131,816 |
لينك هاي منتخب:
سعید مستغاثی
مسعود بهنود
آلوچه خانوم
سایت هفته نامه شهروند امروز
پایگاه فرهنگی ادبی لوح
سایت دوخت
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
وب سایت سید محمد خاتمی
محمدرضا آقاسی
هوشنگ گلمکانی
چراغ زندگی
منصور ضابطیان
خواندنی ها قدیمی
مینای مهتاب
میوز خلاق
مصطفی جلالی فخر
ترانه علیدوستی
مجید اسلامی
انجمن منتقدان سينماي ايران
شورای گسترش زبان
مینا اکبری
کیوان کثیریان
خزر معصومی
بنیاد باران (سید محمد خاتمی)
سخن
دکتر زهرا رهنورد
سکوت
فرهاد جعفری
وب سایت رسمی ماهنامه سینمایی فیلم
آمار به روز جهان
تغییر
تغییر
اکبر منتجبی
آراز بارسقيان
مصطفی مستور
حمیدرضا نصیری
صادق هدایت
خوابگرد
سید ابراهیم نبوی
حسام الدین مقامی کیا
مونا زندی حقیقی
محمدعلی ابطحی
سجاد صاحبان زند
امیرحسن چهلتن
موج سوم(دعوت از خاتمی)
وبلاگ هفته نامه شهروندامروز
فهیمه خضرحیدری
رضا صدیق
سازمان ایرانگردی و جهانگردی
لیست نوشته ها:
فاصلهی «خوب» بودن با «بد» بودن .... /
کشف یک مشاهده
در کنار خطوط سیم پیام.... حکایت دو کاج /
سرود ملی این روزها
هنوز هم برای من عزیز و پاکی... /
مقدمهای بر یک مشاهدهی لذیذ/ قسمت دوم ... فیلم احمد... تولد سینت و چند چیز دیگر
صورتکهای مهربون ؛ خندههای دروغین /
دربارهی شایعات در سینما و نسبت مستقیماش با شکلگیری جوامع در حال توسعه
بهانهی زندگی /
دربارهی « احتمالا گم شدهام» و مقدمهای بر یک اتفاق / قسمت اول
مکثی برای گذر از خزان /
پراکندههایی برای این روزها/5
ما که توقع نداریم زندگی زیبا بشه باز ... /
برای این روزها / 4
کارگردانی که ناگهان پست مدرن شد... /
تاملی قبل از مشاهده پستچی سه بار در نمی زند...
با چشمان کاملا بسته... /
تک نگاری برای ترانه علیدوستی
مجهول الهویه ... /
یادداشتی درباره ی الی ...
" کافه اورژانس " /
نگاهی به سریال "پرستاران"
یک جور دیگر /
درباره بازی ایران و شکست علی دایی
بی گمان زیباست ازادی /
بهاریه سال 1388
لذت عجیب دیده شدن /
درباره جلسات مطبوعاتی جشنواره 27 ، خبرنگاران، منتقدین و غیره ...
سوءتفاهمهای ما در برخورد با کارآگاه /
نگاهی به کارآگاه علوی2 ساخته حسن هدایت
بالاخره الی آمد ... /
شلوارهای وصلهدار * /
نگاهی به سریال بیگناهان ساخته احمد امینی
بازوی قدرت، پاشنه آشیل /
رشد خزنده تولید تلهفیلم در سیما
اسم اش اصغر است پیشه اش فیلمسازی /
ستاره های شبهای برفی .... /
انتخاب ترین های جشنواره از نگاه من ...
همیشه یک پایان تلخ بهتر از یک تلخیه بی پایانه .... /
چند خطی برای « درباره الی ... »
هنوز خيلي راه داريم تا نااميد شويم ... /
مروري بر كارنامه كاري رسول صدرعاملي به بهانه بزرگداشت او در جشنواره فيلم فجر
گلدانهای خالی ... /
برای اولین روز سینمای ایران و آخرین روز بین الملل جشنواره فجر
سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم ... /
برای این چند روز اول جشنواره ...
چنان و چنین .... /
برای یک تشابه اتفاقی و یک اتفاق فرح بخش برای « درباره الی ... »
موندن و سوختن و ساختن .... /
چند خطی برای نود ...
خانه ام بی آتش ... /
درباره آتش سبز ساخته محمدرضا اصلانی
وقتی فیلم صیقل میخورد /
با بهرام دهقان درباره تدوینگری در سینمای ایران
ذلت لذت /
برای این روزها ...
شطرنج با ماشین قیامت ... /
چکیده ای از یک لذت / قسمت اول
تردید میان جهنم و جهنم ... /
سکانس هایی از شهر-زیبا
دلگیرم از این شهر سرد /
سه راه حل برای یک مسئله ... /
موخره برای کنعان ...
انکار اغماض... /
نگاهی به مناظره جواد شمقدری و محمدمهدی عسگرپور در برنامه دوقدم مانده به صبح
سردرگمي در ميان زنان /
نگاهي به فيلم سه زن ساخته منيژه حکمت
فقط حرفامو باور کن .... مگه عشق تو آدم نیست /
چند خطی برای آلبوم جدید سعید شهروز
نذار بفهمه یه طوریته ... /
یادداشتی برای کنعان ساخته مانی حقیقی
حالا دیگر به کلی ... /
چند خطی برای پل نیومن ...
صدا؛ دوربین؛ حرکت .... کات ! /
جشن خانه سینما و چند سئوال ابهام بر انگیز ...
نوستالژی نسل بی ستاره ... /
این یک هم نشینی فوق العاده است برای مرور خاطرات... از دست ندهید...
23 شهریور ... /
پرش تا خط سوم ...
دست غیب ... /
خدا علی دایی را دوست دارد ...
بر او ببخشایید... /
شش سال گذشت ... و حکایت من و سی نت
به گلی اعتماد کنید ... /
گلشیفته فراهانی و مجموعه ای از دروغ ها ...
تهران شهر بی آسمان /
یادداشتی برای دایره زنگی و بهانه های جورواجور پست کردن یک مطلب قدیمی
عذر آن تقصیرها ... /
شما هم یک جوابی بدهید؟؟ الان دقیقا چند سالتان است؟؟؟
سرگردان و سردرگم ... /
از این دیار به اون دیار /
نگاهی به آثار علیرضا داود نژاد و بررسی چگونگی رسیدن به تیغ زدن
که سفر تقدیر ماست واسه همیشه .... /
تکرار و تکرار و تکرار ...
انگار می دانست می رود .... /
خسرو شکیبایی و یک عالمه حسرت ناگفته ...
در ستایش یک عدد /
ده هزار ، بار دیگر ...
بی نظمی در جوخه آتش ... /
ریز تر شدن در یک سری مشاهدات روزانه ...
دگر دیسی ناموزون ... /
فریدون جیرانی + مهناز افشار = دو قدم مانده به صبح
مگر نمی دانید ؟ مگر باور ندارید؟ /
حسرت پرنده عشق که نداره پر و بال ... /
رفتن تا ته یک مسیر و رسیدن بر سر یک دو راهی مسخره ....
نه تحملی ؛ نه صبری ؛ نه قراری /
پایان یک لذت نیمه تمام ...
گفته ام که گفته باشم / 1 /
دوستش دارم ... دوستش ندارم /
وقتی بر سر دوراهی قرار گرفتم ...
ما را سيراب ديدن فوتبال كنيد خواهشا ... /
ستايش نامه اي در مدح تيمي بدون تكرار
تو رو می دزدمت شبونه ... /
اندر احوالات چند روز روزمرگی مسخره ... یا به عبارتی خر خودتی
لینک بازی .... /
یک تکه نان ... /
یاران که ولش کن ...
دل من حالش خوشه ... اصلا بلد نیست بگیره /
یاد آوری یک روز از تاریخ زندگی مان ...
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن می شود ... /
امروز روز پیروزی فرهنگ قطبی بود ...
با اینکه احساس می کنی ... /
فعلا هیس ...
با عشق تو بر باد رفت آن آبروی مختصر... /
ترانه هایی که دوستشان دارم و ترانه هایی که دوستشان دارید و برایم دل دل می کنید...
اگر یک سوسمار بودم ... /
قراره توی پست بعدی یک بحث داغ رو با هم شروع کنیم . هرکی حاضره دستا بالا ...
یک تقاضای کوچولو . . . /
چیزی میانه ی بود و نبود
خندیدن که دلیل نمیخواهد ! ! ! /
نه من از خود بی خود شده ام نه شما حرف حق می زنید ...
وقتی یک لحظه خوشی به سراغم نمی یاد ... /
بهاریه ی سال 1387 .... و پایان خط
سرخی تقدیر عشق .... /
ختم جشنواره بیست و ششم با یک سری انتخاب ها ...
پاد ساعتگرد های یک واقعه پسا مدرنیسمی /
روزهای پایانی جشنواره ...
همیشه پای یک آپاراتچی در میان است ... /
روایت دو روز علافی و سردرگمی در سینما
هي منو تهديدم نكن كه ميرم ... /
ديدن اين فيلم را به افراد زير 15 سال و بالاي 15 سال توصيه نمي كنيم !!!
خيلي وقته كه به گريه هام مي خندم .... /
اندر حكايت حال و روز اين روزهاي جشنواره ...
بخواب آرام دل دیوانه ... /
روز اول جشنواره / خوب بد زشت ...
هر شب تنهایی /
این است حریف ای دل ... روز شمار جشنواره ای
سینما یعنی اعجاز بالها ی یک سیمرغ برای پرواز رویاها ... /
جشنواره نامه ...... یا ....... مرور ده ساله ای بر یک جشنواره ی بیست و شش ساله
یک روز از خواب پا میشی می بینی رفتی به باد ... /
و اما یک حدیث نفس دیگر ... جشنواره بیست و ششم .... دوست داشتن را هجی کن
شبهای رفتن تو ... /
سکوتی به عظمت عاشورا و کلامی به لیاقت حرمت های از بین رفته...
تصویر یک رویا /
یادداشتی بر فیلم " عاشق " ساخته افشین شرکت
خب تو بیا و بنویس ... /
آه پس که اینطور ...
عربده ؛ جنون ؛ آرامش /
کج زایی مساوی با مد سازی ( یا به عبارتی وقتی قراره برای دیگران تعیین تکلیف کنی )
بوسه اي در كوچه هاي مرگ ... /
اين همه سرگرمي و اين همه سردرگمي ( يا به عبارتي كار كردن خر ، خوردن يابو )
نتيجه گيري آخر ... /
اندر فوايد ديدن اغماء ؛ گول نخوردن از شيطان و دهات پير بابا
سریال سازی در ماه رمضان ؛ انگار شده همین ها ... /
یادداشتی بر سریال اغماء ساخته ی سیروس مقدم
دیوونه بازی در نیار * بهونه دست من نده /
یادداشتی بر نمایش « کوارتت » به کارگردانی امیر رضا کوهستانی
يك بار امتحان كنيد ... /
لزوم نگاهي هنرمندانه و نه جانبدارانه در انتخاب و معرفي فيلم به آكادمي اسكار
من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم .... /
درباره ی جشن خانه ی سینما و حواشی آن
زنگ تفريح /
يادداشتي بر فيلم «قاعده بازي » ساخته ي احمد رضا معتمدي
سينمايى كه ديگر براى كودكان نيست /
بررسى علل و عوامل نزول سينماى كودك به بهانه اكران فيلم «نصف مال من نصف مال تو»
چه ترس زیبایی /
به بهانه بزرگداشت رخشان بنى اعتماد در جشنواره لوكارنو
من در تو گم گشتم /
به مناسبت پنج سالگي مجله ي سينمايي / الكترونيكي « سي نت »
سفر جادويي /
يادداشتي بر « پيك نيك در ميدان جنگ» ساخته ي سيد رحيم حسيني
یه چیزی هم دستی میدم نباشی /
حدیث نفس یک عشق گم شده ** مهرجویی ، سینما و سنتوری
چه كسي خواهد ديد مردنم را بي تو ... /
يادداشتي بر ( روز سوم ) ساخته ي محمد حسين لطيفي
عینک دودی /
یادداشتی بر ( پارک وی ) آخرین ساخته ی فریدون جیرانی
درپوش /
یادداشتی بر فیلم (( نقاب )) ساخته ی کاظم راست گفتار
هر کسی هستی یه دفعه خط بکش از پشت نقاب /
توضیحاتی درباره ی هجویات یک برنامه ( شب شیشه ای )
در کمال بی شرمی /
فرهنگ برهنگی **** برهنگی فرهنگی
بوی کهنگی خانه ی مادر بزرگ /
جشنواره ی فیلم کودک ( ورشکستگان کوچک )
افتخاری که رنگ و بوی لیاقت ندارد /
سینما ی پارادوکس در نگاه به مقوله ی توجیهات اقتصادی
طعم خون ، خون بازی شور نیست ، تلخ است /
چند نکته درباره خون بازی و اکران آن
بهترین های سینمای ایران در سال 85 /
کافه ستاره و تقاطع بهترین های 85
غریبه /
به مناسبت روز جهانی تئاتر
بگو فردا مال ماست /
بهاریه و دلنوشته های یکساله ی من
لمپن ها به بهشت می روند /
نگاهی به فیلم اخراجی ها ساخته ی مسعود ده نمکی
زیر تیغ * تیغ زیر * زیر زیر * تیغ تیغ /
نگاهی به سریال زیرتیغ ساخته ی محمد رضا هنرمند
زمستان سینمای ایران در غم عزیزش ساکن ماند /
وایسا دنیا ..... وایسا دنیا من میخوام پیاده شم
آرام مثل همیشه ( خواب زمستانی سینمای ایران) /
مخاطبان سینما در کشاکش کج سلیقگی ها قهر کردند
جشنواره ی بیست و پنجم هم تمام شد /
باید باور کنیم که زندگی جریان دارد. حتی ......
به دنبال منافع خود نباشیم /
وقتی اعلام نامزدها این همه جنجال به پا می کند
این تواضع بود یا احترام به حق دیگران؟؟ /
بنی اعتماد میدان را خالی کرد
فیلمی رئالیستی با ساختار هالیوودی /
یادداشتی بر فیلم اقلیما ساخته ی محمد مهدی عسگر پور
لطفا تماشاگر را سرگرم کنید نه سردرگم /
یادداشتی بر فیلم قاعده ی بازی ساخته ی احمد رضا معتمدی
ساخته نمی شد بهتر بود /
یادداشتی بر فیلم پایان راه ساخته ی افسانه ی منادی
این یک پیش گویی است /
سه نماینده در میان کاندیداهای جشنواره
چیزی شبیه سنگ کوب ( یا سکته مغزی) /
یادداشتی بر فیلم مینای شهر خاموش ( جاده ی اصلی کجاست؟ )
حکایت های نامیرا /
وقتی بنی اعتماد دلش برای دسته گل های مردم می سوزد ( یادداشتی بر فیلم خون بازی ساخته ی رخشان بنی اعتماد)
به دنبال بهانه بگرد ( لطفا بچه را نزنید شیر گاز را ببندید) /
یادداشتی بر فیلم قفل ساز ساخته غلامرضا رمضانی
بی مهری پشت بی مهری ( چرا خون بازی به حاشیه می رود؟) /
هر چه که شما بگویید
استخوانهای خوک و دستهای جذامی /
یادداشتی بر فیلم پابرهنه در بهشت ساخته ی بهرام توکلی
|
|
نذار بفهمه یه طوریته ...
یادداشتی برای کنعان ساخته مانی حقیقی
بالاخره جدیدترین ساخته مانی حقیقی اکران شد. کنعان را یک بار در جشنواره و سه بار هنگام اکران اش دیدم. از این سه بار دو بار اش پشت سر هم بود تا ببینم آن یادداشتی که زمان جشنواره نوشتم احساسی بوده و یا هنوز هم می توانم بر سر حرفهایم باقی بمانم ... اینکه کنعان لکنت دارد در آن شکی نیست. حداقل اگر دوستان حرفم را در مقیاس بزرگ اش و رابطه های علی و مینا و دخیل بستن مینا بر تنه درخت و بهانه گیری و دلیل های بی منطق مینا برای جدا شدن اش از مرتضی ( که لابد بر میگردد به ازدواج تحمیلی اش با مرتضی و عشق مرده اش با علی) و حضور ناقص و "یکهو ای" آذر در خانه مینا و یک علامت سئوال گنده در گریه و عشق آذر در کنار علی ؛ قبول ندارند لااقل این حق را به من می دهند که جزئیاتی همچون تصادف با گاو (چرا انسان نه؟) در جاده و سفر به شمال و گذر از یک جاده کوهستانی با عظمت های خلقت لا یزال خدایی ( که لابد این هم بر می گردد به همان ژانر سردرگم معناگرا که هر کس یک معنا از آن دارد) و برگشتن روی سکه درست در یک سوم پایانی زمان فیلم که هرگز فرصت مجال بیان التهاب مینا را کارگردان برای مخاطب پیدا نمی کند و مثلا تاکید بر ایستادن آسانسور منزل مرتضی و مینا در طبقه نیمه کاره ساختمان و همه و همه را نشان از یک جزء بر کلیت یک اثر متناقض بپندارم ... گیرم منِ کج فهم و سینما نابلد معنای پایان باز و ایهام و ریتم را ندانم اما این نفهمیدن را هم حتی اگر به پای یک تماشاگر عادی بگذارید کاملا حق می دهید که سینما محل این نوع خواسته خرجی های فلسفی نیست که مخاطبین را به چند بار دیدن فیلم دعوت کنید و بعد از کلی زور زدن ، وقتی حتی یک کلمه هم با نظرات شما سینما دان ها مطابقت وجود نداشت آنها را نه تنها متهم به کج فهمی و عوام زدگی کنید که لیاقتشان را در سطح فیلمهای گیشه ای و ضد هنری بر سرشان بکوبانید.
اگر در مقام قیاس بر بیایم گاها ستایش نامه ها و فحش نامه ها و دلگیری ها بر سر فیلم مانی حقیقی که همانقدر که خود اثر پر از ایهام است تفکرات دوستان را هم پر از ایهام کرده این تضاد نوشته ها در مدح و ضم اثر بیشتر شبیه به دو روی سکه ی پز روشنفکری ای است که اگر بگویید خوب است محکوم به جزء بینی مسائلی می شوید که یک چشم ماوراءی می خواهد و اگر بگویید بد است متهم به عدم درک و جبهه گرفتن در مقابل یک رنسانس فلسفی- مذهبی ای که می تواند یک جریان باشد.
برای اینکه من هم کلیت اثر را زیر سئوال نبرم که لااقل در دو دسته ی بالا قرار نگیرم بگذارید که یکی هم به نعل بزنم و بگویم که همان دو سوم آغاز فیلم به شدت شاهکار است... مانی حقیقی در کمال بی ادعایی اثری را خلق کرده که با اینکه نماها و میزانسن ها بسیار به جا و حساب شده است اما توی ذوق نمی زند. یادآور می شوم صحنه ی هر باره ی تکان خوردن پرده ی پذیرایی را در سپیده دم صبح و یا التهاب آغازین فیلم که با دکوپاژ خوب کارگردان و کلوزآپ های خیره کننده اش از چاه آشپزخانه و توالی آن چهره ی مینا نشان از شناخت بی حد و حصر کارگردانی را می دهد که قبل از آنکه یک کارگردان و فنی کار باشد یک تئوریسین و فلسفه دان ی است که از ساخت اثرش قصدی دارد. برای همین هم است که به شدت حسرت می خورم چطور حقیقی توانست از تله ی ممیزی های ارشاد برای صحنه ی در آغوش کشیدن مینا و مرتضی خلاصی پیدا کند اما از ظرف زمانه و تحمیل های فکری ای که زائیده ی وزارات ارشاد این سه سال گذشته برای رسیدن به سینمای والاتر است ؛ فرار نکرده و تن سپرده به یک سری ارجاعات پر لکنت و ناقص که هم حضور علی را در فیلم خنثی کند و هم این مایه های گل درشت دینی توی ذوق نزند....
می دانید کنعان درست در مقابل یک هجمه نقدها و نظرها ( لااقل در بین دوستان) قرار گرفته که نمونه ی مشابه اش که درست در مقابل قرار می گیرد می شود سریال مرگ تدریجی یک رویا. دوستان سریال را می بینند و با آب و تاب دنبال می کنند و بعضا از بسیاری از صحنه هایش لذت می برند ولی برای اینکه متهم به تهجر پروری و ضد روشنفکری نشوند اصلا به روی خودشان نمی آورند. یا مثلا اگر در کنار هم می نشینند مستقیم و غیر مستقیم اثر را می کوبند و بعضا منکر اجراهای فنی کار می شوند. حالا برای کنعان هم همین مصداق پیدا کرده است. دوستان یا نمی خواهند از مواضع خود کوتاه بیایند یا فکر می کنند در قیاس کل چیزی را فهمیده اند که آنان را از کل جامعه متمایز کرده و اگر خدایی ناکرده از موضع خود کوتاه بیایند متهم به سست عنصری می شوند. یا اگر من اشتباه می کنم بگویند من کجایش را نفهمیده ام و از دستم در رفته ... یا کنعان می شود یک اثر فرای سینمای ایران و تاریخ ساز می شود و یا همانند فیلمسازان روشنفکر نما ( بخوانید شهیدثالث و گله) در ذهن ناقص این آدم های کج فهم باقی نمی ماند.... باقی اش بماند بقایتان که مثلا موسیقی رضاعی توی ذوق می زند و خارج از خط قصه و فیلم نواخته می شود انگار و اینکه هر جور هم که حساب کنید بازی ترانه علیدوستی ( با اینکه لق لقه دهان دوستان کمتر بودن سن اش از کاراکتر است) و محمدرضا فروتن بهترین بازی های کارنامه کاری شان است...
با کلیت حرفهایم مشکل دارید؟؟؟ اشکالی ندارد ... بحث می کنیم و حرف می زنیم ... چون ما متمدن هستیم و بعد هم اینکه من چهار بار فیلم را دیده ام .... باور کنید .
لينك
-
شما هم بنويسيد
(8)
- 13 مهر 1387
|
نظرات شما |
|
مانی
(20 مهر 1387)
|
|
اه مگه این گلشیفته کیه هر وبلاگی میری بحث راه افتاده گفته ایران نمیام خوب جهنم نیاد مگه کیه هزارتا از اون بهتر هست واقعا چقدر بیکاریم ما
.......................
علي نعيمي:
اینجا کسی از ایشون صحبت نکرده ... فقط یه کامنت بود که تایید شد ... اینقدر هم اه اه نکن ... حالت بد میشه ...
|
|
|
|
معبد میوزها
(سايت
شخصي -
20 مهر 1387)
|
|
ترانه علیدوستی خیلی خوب بازی کرده. ..
آپم: راهنمای نگارش سناریوی بازی الکترونیکی -- مدرن ترین شیوه ی داستانگوئی
|
|
|
|
معبد میوزها
(سايت
شخصي -
20 مهر 1387)
|
|
بازی ترانه علیدوستی در آن فیلم فوق العاده است ... آپم: راهنمای نگارش سناریوی بازی های الکترونیکی -- مدرن ترین شیوه ی داستانگوئی
از کامنتت هم ممنون.
|
|
|
|
......
(19 مهر 1387)
|
|
شما کسی بودید که چه به حق چه ناحق از گلشیفته دفاع میکردید پس بهتره بری تصاویر پخش شده از ماهواره رو ببینی رو فرش قرمز و حتی بعد و قبلشو بعد بفهمی چه نادرست دفاع میکردی از ادمی که همه چیز رو به شهرت میفروشه.....
|
|
|
|
ابی
(17 مهر 1387)
|
|
در کل فیلم بدی نبود لااقل توی فیلم های اکران شده توی چندین سال اخیر حرفهای برای گفتن داشت به خصوص که اصغر فرهادی هم در مقام فیلمنامه نویسی هم بود چون کارهایش اگر نگیم در حد شاهکار باشه خوب هست وقابل تحمل وتامل برانگیز قصه داستان هم خیلی گیج کننده نیست میشه گفت تقریبا فیلمنامه شسته رفته ای داره که تماشاگر عادی میتونه باهاش ارتباط برقرار کنه ولی نمیشه از ضعف های فیلم هم چشم پوشی کرد مثل دلایل عجیب غریب مینا برای طلاق یا بعد از تصادف با گاو درون جاده وعهدی که با خودش مبینده اگه اذر زنده بمونه جدا نمیشه از مرتضی یا اینکه گذشته علی چی بوده چه اتفاق های بین مینا ،مرتضی وعلی افتاده ایا علاقه ی بین علی ومینا بوده یا مینا جوابی بهش نداده وکلی چیزهای دیگر اما بازی بازیگران از محمد رضا فروتن که یکی بازی حساب شده وتا حدودی کنترل شده اما باور پذیر را به خوبی ارائه داده ویکی از بازی های خوبش در چند وقت اخیره ترانه علیدوستی به نسبت نقشی که بهش محول شده که چندین سال از سن واقعی خودش بزرگتره لااقل اعصاب خورد کن نبوده واز پس نقش بر آمده اما به پای بازی هاش در من ترانه و چهارشنبه سوری که عمرا برسه وبهرام رادان که جزو ستاره های هست که علیرغم چهره خوب بازی های خوبی هم داره امادر این فیلم چیز زیادی رو نمیکنه یا اینکه نقش اجزای کار بیش از حد بهش نمیده و افسانه بایگان که کاندیدای بهترین بازیگر نقش مکمل شده به نظر من بازیش در کافه ستاره خیلی بهتر بوده تا این فیلم فکر نمیکنم برای کافه ستاره جایی کاندید شده باشه ولی خب از اجرای نقشش خوب بر امده
|
|
|
|
بماند
(16 مهر 1387)
|
|
بازی علیدوستی عالی بود بهتر از خیلی بازیها نمیونم چرا اگر سوالی راجع به به قول خودتون رشتتون ازت بشه جواب نمیدی حتی گفته بودی راجع به فیلمنامه میگی کلا مشکوک میزنی
|
|
|
|
علي غلامي
(16 مهر 1387)
|
|
سلام علي جان.منم اين فيلمو3بار ديدم 1بار جشنواره 2بار اكران.ولي من خيلي از فيلم خوشم اومد هر 3بار.2/3 اول فيلم هم به قول تو شاهكار بود. مرسي موفق باشي
|
|
|
|
مینا
(سايت
شخصي -
15 مهر 1387)
|
|
سلام چه عجب!!!! لااقل نظر عمومی می دادید که هم همه ببینند هم آمار نظرهام بره بالا. امیدوارم همون طور باشه که شما می فرمایید. مرسی خیلی لطف کردید که سر زدید.
|
|
|
|
|