|
علي نعيمي
>>
يادداشت
هاي جديد
>>
پست
الكترونيك
>>
سايت شخصي
بيوگرافي:
تاريخ تولد: 23 شهریور 1360 در تهران
تحصيلات: فارغ
التحصیل رشته ی فیلمنامه نویسی و دارای مدرک رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامی.
مدرس فیلمنامه نویسی و سابقه ی تدریس
در آموزشگاههای سینمایی. دو سال در رشته ی فقه و فلسفه در دانشگاه امام صادق
تحصیل کرد و به خاطر علاقه ی شدیدش به سینما به این رشته روی آورد.
>>
بيشتر
بیننده ها
(از 30 اردیبهشت 1387):
|
12 شهريور 1389 |
21 |
|
11 شهريور 1389 |
87 |
|
10 شهريور 1389 |
89 |
|
9 شهريور 1389 |
83 |
|
8 شهريور 1389 |
98 |
|
مجموع |
164,096 |
لينك هاي منتخب:
سعید مستغاثی
مسعود بهنود
آلوچه خانوم
سایت هفته نامه شهروند امروز
پایگاه فرهنگی ادبی لوح
سایت دوخت
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
وب سایت سید محمد خاتمی
محمدرضا آقاسی
هوشنگ گلمکانی
چراغ زندگی
منصور ضابطیان
خواندنی ها قدیمی
مینای مهتاب
میوز خلاق
مصطفی جلالی فخر
ترانه علیدوستی
مجید اسلامی
انجمن منتقدان سينماي ايران
شورای گسترش زبان
مینا اکبری
کیوان کثیریان
خزر معصومی
بنیاد باران (سید محمد خاتمی)
سخن
دکتر زهرا رهنورد
سکوت
فرهاد جعفری
وب سایت رسمی ماهنامه سینمایی فیلم
آمار به روز جهان
تغییر
تغییر
اکبر منتجبی
آراز بارسقيان
مصطفی مستور
حمیدرضا نصیری
صادق هدایت
خوابگرد
سید ابراهیم نبوی
حسام الدین مقامی کیا
مونا زندی حقیقی
محمدعلی ابطحی
سجاد صاحبان زند
امیرحسن چهلتن
موج سوم(دعوت از خاتمی)
وبلاگ هفته نامه شهروندامروز
فهیمه خضرحیدری
رضا صدیق
سازمان ایرانگردی و جهانگردی
لیست نوشته ها:
فاصلهی «خوب» بودن با «بد» بودن .... /
کشف یک مشاهده
در کنار خطوط سیم پیام.... حکایت دو کاج /
سرود ملی این روزها
هنوز هم برای من عزیز و پاکی... /
مقدمهای بر یک مشاهدهی لذیذ/ قسمت دوم ... فیلم احمد... تولد سینت و چند چیز دیگر
صورتکهای مهربون ؛ خندههای دروغین /
دربارهی شایعات در سینما و نسبت مستقیماش با شکلگیری جوامع در حال توسعه
بهانهی زندگی /
دربارهی « احتمالا گم شدهام» و مقدمهای بر یک اتفاق / قسمت اول
مکثی برای گذر از خزان /
پراکندههایی برای این روزها/5
ما که توقع نداریم زندگی زیبا بشه باز ... /
برای این روزها / 4
کارگردانی که ناگهان پست مدرن شد... /
تاملی قبل از مشاهده پستچی سه بار در نمی زند...
با چشمان کاملا بسته... /
تک نگاری برای ترانه علیدوستی
مجهول الهویه ... /
یادداشتی درباره ی الی ...
" کافه اورژانس " /
نگاهی به سریال "پرستاران"
یک جور دیگر /
درباره بازی ایران و شکست علی دایی
بی گمان زیباست ازادی /
بهاریه سال 1388
لذت عجیب دیده شدن /
درباره جلسات مطبوعاتی جشنواره 27 ، خبرنگاران، منتقدین و غیره ...
سوءتفاهمهای ما در برخورد با کارآگاه /
نگاهی به کارآگاه علوی2 ساخته حسن هدایت
بالاخره الی آمد ... /
شلوارهای وصلهدار * /
نگاهی به سریال بیگناهان ساخته احمد امینی
بازوی قدرت، پاشنه آشیل /
رشد خزنده تولید تلهفیلم در سیما
اسم اش اصغر است پیشه اش فیلمسازی /
ستاره های شبهای برفی .... /
انتخاب ترین های جشنواره از نگاه من ...
همیشه یک پایان تلخ بهتر از یک تلخیه بی پایانه .... /
چند خطی برای « درباره الی ... »
هنوز خيلي راه داريم تا نااميد شويم ... /
مروري بر كارنامه كاري رسول صدرعاملي به بهانه بزرگداشت او در جشنواره فيلم فجر
گلدانهای خالی ... /
برای اولین روز سینمای ایران و آخرین روز بین الملل جشنواره فجر
سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم ... /
برای این چند روز اول جشنواره ...
چنان و چنین .... /
برای یک تشابه اتفاقی و یک اتفاق فرح بخش برای « درباره الی ... »
موندن و سوختن و ساختن .... /
چند خطی برای نود ...
خانه ام بی آتش ... /
درباره آتش سبز ساخته محمدرضا اصلانی
وقتی فیلم صیقل میخورد /
با بهرام دهقان درباره تدوینگری در سینمای ایران
ذلت لذت /
برای این روزها ...
شطرنج با ماشین قیامت ... /
چکیده ای از یک لذت / قسمت اول
تردید میان جهنم و جهنم ... /
سکانس هایی از شهر-زیبا
دلگیرم از این شهر سرد /
سه راه حل برای یک مسئله ... /
موخره برای کنعان ...
انکار اغماض... /
نگاهی به مناظره جواد شمقدری و محمدمهدی عسگرپور در برنامه دوقدم مانده به صبح
سردرگمي در ميان زنان /
نگاهي به فيلم سه زن ساخته منيژه حکمت
فقط حرفامو باور کن .... مگه عشق تو آدم نیست /
چند خطی برای آلبوم جدید سعید شهروز
نذار بفهمه یه طوریته ... /
یادداشتی برای کنعان ساخته مانی حقیقی
حالا دیگر به کلی ... /
چند خطی برای پل نیومن ...
صدا؛ دوربین؛ حرکت .... کات ! /
جشن خانه سینما و چند سئوال ابهام بر انگیز ...
نوستالژی نسل بی ستاره ... /
این یک هم نشینی فوق العاده است برای مرور خاطرات... از دست ندهید...
23 شهریور ... /
پرش تا خط سوم ...
دست غیب ... /
خدا علی دایی را دوست دارد ...
بر او ببخشایید... /
شش سال گذشت ... و حکایت من و سی نت
به گلی اعتماد کنید ... /
گلشیفته فراهانی و مجموعه ای از دروغ ها ...
تهران شهر بی آسمان /
یادداشتی برای دایره زنگی و بهانه های جورواجور پست کردن یک مطلب قدیمی
عذر آن تقصیرها ... /
شما هم یک جوابی بدهید؟؟ الان دقیقا چند سالتان است؟؟؟
سرگردان و سردرگم ... /
از این دیار به اون دیار /
نگاهی به آثار علیرضا داود نژاد و بررسی چگونگی رسیدن به تیغ زدن
که سفر تقدیر ماست واسه همیشه .... /
تکرار و تکرار و تکرار ...
انگار می دانست می رود .... /
خسرو شکیبایی و یک عالمه حسرت ناگفته ...
در ستایش یک عدد /
ده هزار ، بار دیگر ...
بی نظمی در جوخه آتش ... /
ریز تر شدن در یک سری مشاهدات روزانه ...
دگر دیسی ناموزون ... /
فریدون جیرانی + مهناز افشار = دو قدم مانده به صبح
مگر نمی دانید ؟ مگر باور ندارید؟ /
حسرت پرنده عشق که نداره پر و بال ... /
رفتن تا ته یک مسیر و رسیدن بر سر یک دو راهی مسخره ....
نه تحملی ؛ نه صبری ؛ نه قراری /
پایان یک لذت نیمه تمام ...
گفته ام که گفته باشم / 1 /
دوستش دارم ... دوستش ندارم /
وقتی بر سر دوراهی قرار گرفتم ...
ما را سيراب ديدن فوتبال كنيد خواهشا ... /
ستايش نامه اي در مدح تيمي بدون تكرار
تو رو می دزدمت شبونه ... /
اندر احوالات چند روز روزمرگی مسخره ... یا به عبارتی خر خودتی
لینک بازی .... /
یک تکه نان ... /
یاران که ولش کن ...
دل من حالش خوشه ... اصلا بلد نیست بگیره /
یاد آوری یک روز از تاریخ زندگی مان ...
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن می شود ... /
امروز روز پیروزی فرهنگ قطبی بود ...
با اینکه احساس می کنی ... /
فعلا هیس ...
با عشق تو بر باد رفت آن آبروی مختصر... /
ترانه هایی که دوستشان دارم و ترانه هایی که دوستشان دارید و برایم دل دل می کنید...
اگر یک سوسمار بودم ... /
قراره توی پست بعدی یک بحث داغ رو با هم شروع کنیم . هرکی حاضره دستا بالا ...
یک تقاضای کوچولو . . . /
چیزی میانه ی بود و نبود
خندیدن که دلیل نمیخواهد ! ! ! /
نه من از خود بی خود شده ام نه شما حرف حق می زنید ...
وقتی یک لحظه خوشی به سراغم نمی یاد ... /
بهاریه ی سال 1387 .... و پایان خط
سرخی تقدیر عشق .... /
ختم جشنواره بیست و ششم با یک سری انتخاب ها ...
پاد ساعتگرد های یک واقعه پسا مدرنیسمی /
روزهای پایانی جشنواره ...
همیشه پای یک آپاراتچی در میان است ... /
روایت دو روز علافی و سردرگمی در سینما
هي منو تهديدم نكن كه ميرم ... /
ديدن اين فيلم را به افراد زير 15 سال و بالاي 15 سال توصيه نمي كنيم !!!
خيلي وقته كه به گريه هام مي خندم .... /
اندر حكايت حال و روز اين روزهاي جشنواره ...
بخواب آرام دل دیوانه ... /
روز اول جشنواره / خوب بد زشت ...
هر شب تنهایی /
این است حریف ای دل ... روز شمار جشنواره ای
سینما یعنی اعجاز بالها ی یک سیمرغ برای پرواز رویاها ... /
جشنواره نامه ...... یا ....... مرور ده ساله ای بر یک جشنواره ی بیست و شش ساله
یک روز از خواب پا میشی می بینی رفتی به باد ... /
و اما یک حدیث نفس دیگر ... جشنواره بیست و ششم .... دوست داشتن را هجی کن
شبهای رفتن تو ... /
سکوتی به عظمت عاشورا و کلامی به لیاقت حرمت های از بین رفته...
تصویر یک رویا /
یادداشتی بر فیلم " عاشق " ساخته افشین شرکت
خب تو بیا و بنویس ... /
آه پس که اینطور ...
عربده ؛ جنون ؛ آرامش /
کج زایی مساوی با مد سازی ( یا به عبارتی وقتی قراره برای دیگران تعیین تکلیف کنی )
بوسه اي در كوچه هاي مرگ ... /
اين همه سرگرمي و اين همه سردرگمي ( يا به عبارتي كار كردن خر ، خوردن يابو )
نتيجه گيري آخر ... /
اندر فوايد ديدن اغماء ؛ گول نخوردن از شيطان و دهات پير بابا
سریال سازی در ماه رمضان ؛ انگار شده همین ها ... /
یادداشتی بر سریال اغماء ساخته ی سیروس مقدم
دیوونه بازی در نیار * بهونه دست من نده /
یادداشتی بر نمایش « کوارتت » به کارگردانی امیر رضا کوهستانی
يك بار امتحان كنيد ... /
لزوم نگاهي هنرمندانه و نه جانبدارانه در انتخاب و معرفي فيلم به آكادمي اسكار
من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم .... /
درباره ی جشن خانه ی سینما و حواشی آن
زنگ تفريح /
يادداشتي بر فيلم «قاعده بازي » ساخته ي احمد رضا معتمدي
سينمايى كه ديگر براى كودكان نيست /
بررسى علل و عوامل نزول سينماى كودك به بهانه اكران فيلم «نصف مال من نصف مال تو»
چه ترس زیبایی /
به بهانه بزرگداشت رخشان بنى اعتماد در جشنواره لوكارنو
من در تو گم گشتم /
به مناسبت پنج سالگي مجله ي سينمايي / الكترونيكي « سي نت »
سفر جادويي /
يادداشتي بر « پيك نيك در ميدان جنگ» ساخته ي سيد رحيم حسيني
یه چیزی هم دستی میدم نباشی /
حدیث نفس یک عشق گم شده ** مهرجویی ، سینما و سنتوری
چه كسي خواهد ديد مردنم را بي تو ... /
يادداشتي بر ( روز سوم ) ساخته ي محمد حسين لطيفي
عینک دودی /
یادداشتی بر ( پارک وی ) آخرین ساخته ی فریدون جیرانی
درپوش /
یادداشتی بر فیلم (( نقاب )) ساخته ی کاظم راست گفتار
هر کسی هستی یه دفعه خط بکش از پشت نقاب /
توضیحاتی درباره ی هجویات یک برنامه ( شب شیشه ای )
در کمال بی شرمی /
فرهنگ برهنگی **** برهنگی فرهنگی
بوی کهنگی خانه ی مادر بزرگ /
جشنواره ی فیلم کودک ( ورشکستگان کوچک )
افتخاری که رنگ و بوی لیاقت ندارد /
سینما ی پارادوکس در نگاه به مقوله ی توجیهات اقتصادی
طعم خون ، خون بازی شور نیست ، تلخ است /
چند نکته درباره خون بازی و اکران آن
بهترین های سینمای ایران در سال 85 /
کافه ستاره و تقاطع بهترین های 85
غریبه /
به مناسبت روز جهانی تئاتر
بگو فردا مال ماست /
بهاریه و دلنوشته های یکساله ی من
لمپن ها به بهشت می روند /
نگاهی به فیلم اخراجی ها ساخته ی مسعود ده نمکی
زیر تیغ * تیغ زیر * زیر زیر * تیغ تیغ /
نگاهی به سریال زیرتیغ ساخته ی محمد رضا هنرمند
زمستان سینمای ایران در غم عزیزش ساکن ماند /
وایسا دنیا ..... وایسا دنیا من میخوام پیاده شم
آرام مثل همیشه ( خواب زمستانی سینمای ایران) /
مخاطبان سینما در کشاکش کج سلیقگی ها قهر کردند
جشنواره ی بیست و پنجم هم تمام شد /
باید باور کنیم که زندگی جریان دارد. حتی ......
به دنبال منافع خود نباشیم /
وقتی اعلام نامزدها این همه جنجال به پا می کند
این تواضع بود یا احترام به حق دیگران؟؟ /
بنی اعتماد میدان را خالی کرد
فیلمی رئالیستی با ساختار هالیوودی /
یادداشتی بر فیلم اقلیما ساخته ی محمد مهدی عسگر پور
لطفا تماشاگر را سرگرم کنید نه سردرگم /
یادداشتی بر فیلم قاعده ی بازی ساخته ی احمد رضا معتمدی
ساخته نمی شد بهتر بود /
یادداشتی بر فیلم پایان راه ساخته ی افسانه ی منادی
این یک پیش گویی است /
سه نماینده در میان کاندیداهای جشنواره
چیزی شبیه سنگ کوب ( یا سکته مغزی) /
یادداشتی بر فیلم مینای شهر خاموش ( جاده ی اصلی کجاست؟ )
حکایت های نامیرا /
وقتی بنی اعتماد دلش برای دسته گل های مردم می سوزد ( یادداشتی بر فیلم خون بازی ساخته ی رخشان بنی اعتماد)
به دنبال بهانه بگرد ( لطفا بچه را نزنید شیر گاز را ببندید) /
یادداشتی بر فیلم قفل ساز ساخته غلامرضا رمضانی
بی مهری پشت بی مهری ( چرا خون بازی به حاشیه می رود؟) /
هر چه که شما بگویید
استخوانهای خوک و دستهای جذامی /
یادداشتی بر فیلم پابرهنه در بهشت ساخته ی بهرام توکلی
|
|
موندن و سوختن و ساختن ....
چند خطی برای نود ...
دیدید برنامه نود را ؟ سعی می کنم جوگیر نشوم ... اما بعضی چیزها هست که نیازی به توضیح اضافه برای درکش نیست ... خیلی راحت می شود بعضی چیزها را تشخیص داد ... قرار هم نیست حرص و جوش زیادی بخوریم ... تازه الان می فهمم شرط واگذاری تلویزیون به دولت یعنی چه ... تازه الان متوجه می شوم که نداشتن حتی یک شبکه خصوصی در ایران یعنی چه ... قیومیت داشتن بر مردم را فهمیدید؟ مصلحت اندیشی آقایان را دیدید؟ این دیگر لغو امتیاز یک روزنامه و یا بستن یک مجله نیست ... این حتی اخراج خبرنگار پارلمانی از مجلس هم نیست ... اینها حتی بستن دهان چند عضو فعال روزنامه نگاری هم نیست ... این معنای تمام پدرخواندگی در ایران است ... به گواه خون هایی که داده ایم و آزادی ای که می خواهیم ... برنامه نود نمونه بارز استیصال است وقتی حتی در یک جای امن باشی ... وقتی حتی دزدی از خانه مجری برنامه هم فایده ای ندارد ... قدرت محض ... دموکراسی رنگ می بازد .... کمی شعاری است ... اما عادل فردوسی پور نخبه رسانه ای است ... امشب نشان دادند که چگونه نخبه ها یک به یک از این خاک دامن گیر رخت می بندند ... راستی حتما می دانید شبکه بی بی سی فارسی مدتی است راه افتاده ؟ حرفهای آخر عادل فردوسی پور را شنیدید ... نتیجه اش می شود پنج ماه تحمل برای رسیدن به خرداد 88 ...
لينك
-
شما هم بنويسيد
(5)
- 30 دي 1387
|
نظرات شما |
|
پونه
(10 تير 1388)
|
|
وقتی جمله آخر مطلبتو خوندم بغض داشت خفم میکرد کی میگه نوشته ها تاریخ مصرف دارن؟ کی وعده آزادی داد بهمون؟ کی 5 ماه انتظارمونو کرد 10 ماه. . . 1 سال. . . 10 سال. . .یک قرن. . .یک عمر. . .خدایا پس کجاست اون صبری که بهم قولشو داده بودی. . . من هنور هم چشم به راه معجزم. . .
.......................
علي نعيمي:
پونه ... پونه ... پونه ... دیدی چه جوری پرمون رو زدن ... پر پروازمونو؟؟؟؟ :(
|
|
|
|
علی
(2 بهمن 1387)
|
|
با مقاله ای در مورد جشنواره در خدمت شماییم http://golshiftehfanclub.persianblog.ir/
|
|
|
|
سيد آريا قريشي
(پست
الكترونيك -
سايت
شخصي -
1 بهمن 1387)
|
|
فقط مي مونه يه حسرت براي عادل فردوسي پور كه با برنامه ي نود يه شيوه ي جديد رو وارد كشور كرد و حالا دارن دستي دستي نابودش ميكنن.
|
|
|
|
بی نام
(30 دي 1387)
|
|
خانمها ، آقایان... مژده بدهید ، نود خنثی شد . دیگر نگران برقراری حق و عدالت نباشید . دیگر برخود سخت نگیرید . این آبی است بر شعله های وجود شما . خاموشش کنید این بی وجدان را . بگذارید رگ هایتان منجمد شود اجازه دهید قلبتان قندیل ببندد. رها کنید خودتان را ... حالا شبها راحت میخوابید بی هیچ عذاب وجدانی ، بی هیچ هراسی از پای مال شدن حقیقت و برافراشته شدن پرچم نا عدالتی .بر بسترتان آرام بگیرید و فراموشش کنید . بودنش را ، نگاهش را ، سکوتش را و فریادش را . دیگر برق چشمانش عذابتان نخواهد داد . نترسید خواهد رفت آرام و بی صدا همانطور که آمده بود ،آرام و پاورچین. و باقی خواهد گذاشت خاطره اش را . فراموشش کنید، او هرگز نبود . بیخوابید در زمستان وجودتان ، در غار تاریکتان که برایتان حجله وار آراسته اند. بخوابید در کنار شوفاژهایتان شما را چه نیازی به آتش اوست وسط کوهستان. که سوخت و سوخت و سوخت و هیچکس آتشی بر هیزمش نیافکند. بکشید چراغ دلتان را و تاریکی را از اعماق وجودتان در آغوش بکشید که این مطلوب شما و محبوب شما ست. لبخند تلخ گوشه لبانش را در آن شب سرد دیدید.چشمان نگران و خسته اش ، گلوی ورم کرده اش از بغضی فروخورده را و سرخی گونه هایش را به سیلی هایتان . به مقودتان ریسدید و این تیر خلاص بود بر پیکره اش. نگران نباشید آقایان دیگر هرگز نخواهد خندید .
کاش روزی دوباره جو گیر شویم. به امید نسیم آزادی ...
.......................
علي نعيمي:
مرسی ... متن خوبی بود ...
|
|
|
|
ابی
(30 دي 1387)
|
|
از حال دیشب عادل می شد همه چیز را فهمید اون از سیستم پیام رسانی این از تحریم کارشناسان وخیلی چیزهای دیگر بد به حال ما که اگر یک خوره ازمون انتقاد بشه دیگه واویلاامیدوارم نود وفردوسی پور بمونه به قول خود عادل امیدوارم همه جا حق ثابت بشه
|
|
|
|
|