Header

صفحه اول   اخبار   فیلم ها   نقد و یادداشت    ویدئو   هنرمندان   جدول فروش   نویسنده ها

پرسش و پاسخ   |  درباره ما   |   تماس با ما   |   تبلیغات  |   پیشخوان نشریات (جدید)

جدول ارزشگذاری نویسندگان بر فیلم های:

روی پرده  -  اکران 1396  -   اکران 1395  -   اکران 1394  -  اکران 1393  -  اکران 1392  -  اکران 1391  -  اکران 1390

جشنواره 35 فیلم فجر - جشنواره 34 فیلم فجر - جشنواره 33 فیلم فجر - جشنواره 32 فیلم فجرجشنواره 31 فیلم فجر

جستجو (فیلم ها، هنرمندان، نویسنده ها)                                                                                        انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

New Page 1
Cinetmag.com - Advertise

کم پیدا می‌شوند مردانی که هیبت مرگ دلشان را در آن لحظه‌های دهشت بار نلرزاند. تو شیر شجاع نجف آباد از آن مردانی که جبروت مرگ را فقط با نگاهت به بازی گرفتی.  /  احمد یوسف زاده

 

بازخوانی

سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر

 

سی نت در شبکه های اجتماعی

 

logo-samandehi

 

آر اس اس - RSS

 

 

جدیدترین مطالب

  فیلم «ارادتمند نازنین، بهاره، تینا» فردا پنجشنبه برای اولین بار در کانادا به روی پرده می رود

  بابک حمیدیان و مینا ساداتی جلوی دوربین جشن دلتنگی رفتند/اولین نمایش فیلم در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

  فیلم ضد انگلیسی «یتیم‌خانه ایران» در انگلستان به روی پرده رفت

  با پایان یافتن مهلت حضور فیلم ها مجموعا 137 اثر در جشنواره فیلم فجر ثبت نام کردند(94 فیلم سینمایی و 43 مستند)/اعلام آثار سودای سیمرغ هفته اول دی ماه

  «آهوی پیشونی سفید ۲» فرم حضور در جشنواره ملی فیلم فجر را پر کرد

  «لالاکن» خود را برای جشنواره فیلم فجر آماده می‌کند

  خسرو معصومی اعلام کرد: «کار کثیف» فرم فجر را پر کرد/ انجام آخرین مراحل فنی

  اختصاص نیمی از فروش پردیس کورش به زلزله‌زدگان کرمانشاه

  آخرین وضعیت «عرق سرد» با بازی باران کوثری

  "شهاب حسینی" پس از بازدید از پردیس تئاتر تهران: به ازای هر پنج فست فودی که در شهر باز می‌شود، حداقل یک سالن نمایش لازم است

 

پربیننده ترین  مطالب هفته اخیر

  آخرین وضعیت «عرق سرد» با بازی باران کوثری

  "شهاب حسینی" پس از بازدید از پردیس تئاتر تهران: به ازای هر پنج فست فودی که در شهر باز می‌شود، حداقل یک سالن نمایش لازم است

  اختصاص نیمی از فروش پردیس کورش به زلزله‌زدگان کرمانشاه

  فیلم «ارادتمند نازنین، بهاره، تینا» فردا پنجشنبه برای اولین بار در کانادا به روی پرده می رود

  با پایان یافتن مهلت حضور فیلم ها مجموعا 137 اثر در جشنواره فیلم فجر ثبت نام کردند(94 فیلم سینمایی و 43 مستند)/اعلام آثار سودای سیمرغ هفته اول دی ماه

  فیلم ضد انگلیسی «یتیم‌خانه ایران» در انگلستان به روی پرده رفت

  خسرو معصومی اعلام کرد: «کار کثیف» فرم فجر را پر کرد/ انجام آخرین مراحل فنی

  «آهوی پیشونی سفید ۲» فرم حضور در جشنواره ملی فیلم فجر را پر کرد

  «لالاکن» خود را برای جشنواره فیلم فجر آماده می‌کند

  بابک حمیدیان و مینا ساداتی جلوی دوربین جشن دلتنگی رفتند/اولین نمایش فیلم در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

 

سی نت  >> اخبار و مطالب  >> مشاهده متن اخبار

نگاهی به "یه حبه قند"

این فیلم را باید دوست داشت ؟؟!

:: 20 آبان 1390  ::

 

سی نت: فیلم "یه حبه قند" را در یکی از سینماهای یزد دیدم. صحبت کردن از فیلم کمی دشوار است چرا که پس از خروج از سینما همان اندازه که دوست دارید به فیلم فحش بدهید، ناخودآگاه عاشقش شده اید. عاشقش شده اید چرا که رنگ ها، صحنه پردازی ها و شاعرانه های فیلم یکی پس از دیگری در ذهنتان تداعی می شود. اما از آن متنفر هم هستید، از آن متنفرید هنگامیکه به انرژی هدر رفته ای که به پای نیمه اول فیلم گذاشتید فکر می کنید. به راستی چرا عوامل فیلم این همه بخل ورزیده و این همه زیبایی را از آغاز فیلم به ما هدیه نکردند؟!

در نیمه اول فیلم که حبه ی قند رویه ی شیرین خود را رو کرده است، بازیگران یکی یکی در قاب دوربین جا می گیرند و با مزه پرانی های نامفهوم خود به بیننده ثابت می کنند که خانواده شان خیلی سرخوش است. در واقع تک تک این نماها شما را برای فاجعه نیمه دوم فیلم آماده می کند. در طی تماشای تمامی این صحنه ها بزرگترین پرسشی که در ذهن نگارنده جا گرفت زمانی بود که فیلم در آن روایت می شد. بنده به شخصه تا سر و کله موبایل به میان نیامد با آن پوشش عجیب و غریب بازیگران حس کردم فیلم در برهه ای از زمان قاجار روایت می شود. گویا میرکریمی عزیز و طراح لباسش برای اینکه رنگ و بوی سنتی فیلم را غلظت بخشند به این لباس ها روی آورده اند در حالیکه اگر کمی بیشتر با بعد انسان شناسانه و مردم شناسانه به قضیه می نگریستند همچنین پوششی را برای بازیگران در نظر نمی گرفتند. آخر در کجای یزد مردم به این شکل لباس می پوشند. اصلا چرا فیلم باید در یزد روایت می شد؟ آیا مگر پیوندهای خانوادگی، قند و معماری سنتی را تنها در یزد می توان یافت؟ چرا این خانواده، نباید یک خانواده سنتی تهرانی باشد تا این همه زحمت برای آموزش لهجه یزدی که در نهایت بسیار هم بد درآمده به هدر نرود. لهجه شلم شوربایی که ملغمه ای است از لهجه تهرانی و یزدی و اصفهانی، لهجه ای که گویا برای غیر یزدی ها بیشتر قابل فهم است تا خودشان! اگر کارگردان با روایت این داستان قصد داشته نیم نگاهی هم به فرهنگ مردمان یزد داشته باید بگوییم این کار را بسیار بد انجام داده است. (در جایی خواندم میرکریمی حتی نسخه ای از فیلم را با نابازیگران یزدی پر کرده است. واقعا این همه زحمت برای چه؟ چرا داستان باید در یزد روایت شود؟) کارگردان قصد دارد با آوردن لپ تاپ و ازدواج غیابی اینترنتی، مدرنیته را درون این خانواده به اصطلاح سنتی به تصویر بکشد و اتفاقا همین تناقض هاست که به جای اینکه به بار درام فیلم بیفزاید بیننده را از احساس نزدیکی با این خانواده باز می دارد. جالب تر اینکه تمامی این ایل و قشونی که در فیلم می بینید برای همین ازدواج غیابی به یزد آمده اند!

تماشاگران گیج و بی حوصله که روی صندلی ها جا خوش کرده اند با سر خم و راست کردن ها و به خود پیچیدن ها دنبال سرنخی می گیرند تا آن را دنبال کنند و از فیلم لذت ببرند. حیف که این سر نخ بسیار دیر به آن ها داده می شود. اگر فیلم "مدرک مرگ" تارانتینو را دیده باشید می بیند نوع روایت یه حبه قند شما را ناخودآگاه به یاد آن می اندازد. همان اندازه که از نیمه اول بدگفتیم باید متضادش را برای نیمه دوم فیلم به کار ببریم. جایی که به راستی درام شکل می گیرد، همان یه حبه قندی که در نیمه اول از آن سخن راندیم جان دایی بزرگ خانواده را می گیرد، بی آن که کسی بداند این وسط چه اتفاقی رخ داده است. شخصیت پردازی خوب و ظریف دایی خانواده باعث می شود تا پس از مرگش، فیلم از فرو غلتیدن در دام احساسات گرایی باز داشته شود. پیرمرد بدعنقی که اصلا دوست داشتنی نیست اما تاثیرگذار است و بزرگ خاندان. از اینجاست که شاعرانه هایی که در نیمه اول به تنهایی زیبا بودند در دل داستان زیبا می شوند. فیلم میرکریمی را دوست ندارم به دلیل انتظار طولانی ای که برای شروع داستان از من گرفت و دوستش دارم به دلیل رهایی شیرین چهره دخترکی که زیر باد پنکه سقفی رویاهایش را در پس زمینه سیاه مرگ رنگ می زند، رادیوی قراضه پدربزرگی که نوای زیبایش را پس از مرگش زمزمه می کند و نهلیسم و بی تفاوتی زیبایی که در روایت اوج خوشی ها و نا خوشی ها حفظ می شود.

 

منبع: سی نت

2393 -  

...............................................

  اثر مرتبط:

یه حبه قند - Ye Habbe Ghand        >> مشاهده اطلاعات کامل

Header

::  نقل مطالب و عکس های اختصاصی سی نت بدون ذکر منبع، نام نويسنده و نام عکاس ممنوع است  ::

....................................................................................................................................................................................................

صفحه اول  |   اخبار  |  فیلم ها  |   هنرمندان   |   نقد و یادداشت  |  نويسنده ها   |  ویدئو  |  پرسش و پاسخ   |  درباره ما    تماس با ما  |   جدول فروش   |   تبلیغات

 

.......................................................................................................................................................................

 

..............................................................................................................................

  كليه حقوق اين سايت براي سایت سی نت (cinetmag.com) محفوظ است.

Copyright © 2002 - 2013 Cinetmag.com All rights reserved

............................................................

طراحی و اجرا: استودیو سی نت