New Page 1

سی نت | سینما شبکه

پرونده ویژه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

سایت سی نت

صفحه اول - اخبار - فیلم ها - نقد و یادداشت - ویدئو - هنرمندان - جدول فروش - نویسنده ها - جدول ارزشگذاری نویسندگان

پرسش و پاسخ   |  درباره ما   |   تماس با ما   |   تبلیغات  |   پیشخوان نشریات (جدید)

انتخاب رنگ پس زمینه صفحه:  Back-White Back-Orange Back-Green Back-Brown Back-Blue Back-Gray Back-Blue Back-Yellow

جستجوی      در    

جدیدترین مطالب

arrow  صدیقه کیانفر درگذشت

arrow  محمدعلی کشاورز در بیمارستان بستری است

arrow  جشنواره ونیز در موعد مقرر خود برگزار می‌شود/ اولین رویداد سینمایی که به خاطر کرونا لغو نشد

arrow  معرفی پروژه جدید نوید محمدزاده و پریناز ایزدیار/ پیش تولید فیلم مانی حقیقی آغاز شد

arrow  درخشش/ نگاهی به بازی‌های ژاله صامتی و پژمان جمشیدی در «زیرخاکی»

arrow  مستند Gcs3 (ضریب هوشیاری ۳) کلید خورد

arrow  عبدالرضا کاهانی: اگر مانعی نباشد لحظه‌ای برای نمایش آنلاین فیلم توقیفی «ارادتمند نازنین بهاره تینا» درنگ نمی‌کنم

arrow  جشنواره کن 2020 قطعا برگزار نمی‌شود

arrow  بازگشایی سینماها از عید فطر داوطلبانه است/ اولویت با فیلم‌های متوقف‌شده بهمن ماه است

arrow  جشن سالانه خانه سینما در آستانه لغو شدن/ اسعدیان: حتی داوری آنلاین هم ایده خوبی نیست

 

  New Page 1 New Page 1

فروش فیلم های روی پرده

:: به تومان ::

>> جدول کامل  -  فروش سال 1398

New Page 1 New Page 1

تولیدات جدید

پسرکشی

پسرکشی (محمدهادی کریمی)

بازیگران: ژاله صامتی، آرمان درویش، بهاره کیان افشار، نسیم ادبی، فرخ نعمتی، گلوریا هاردی، صحرا اسداللهی، زینب قادری، لیلا اوتادی، لیلا زارع با معرفی شهناز نصرتی و سهیل قاصدی

شین

شین (میثم کزازی)

بازیگران: جمشید هاشم پور، شهاب حسینی، محمود پاک نیت، غزاله نظر، آتش تقی پور و فاطمه شکری

لباس شخصی

لباس شخصی (امیرعباس ربیعی)

بازیگران: مهدی نصرتی، توماج دانش بهزادی، مجید پتکی، میلاد افواج، عماد درویشی، مهیار شاپوری، احمد لشینی، شهاب بهرامی، روزبه رئوفی، کیوان محمود نژاد، نجلا نظریان و ماه‌منیر بیطاری

ریست (تعارض)

ریست (تعارض) (محمدرضا لطفی)

بازیگران: رضا بهبودی، سودابه بیضایی، محمد صدیقی مهر، پریسا محمدی، حامد رحیمی نصر و رقیه افشین پور

دشمنان

دشمنان (علی درخشنده)

بازیگران: رویا افشار، ندا جبرئیلی، مسعود دلخواه، قربان نجفی، علی بی غم، سینوهه دانشمند، توران یاقوتی و سعید آرمند و...

پدران

پدران (سالم صلواتی)

بازیگران: علیرضا ثانی‌فر، هدایت هاشمی، گلاره عباسی، مهشید ناصری، کیوان پرمر، مهدخت مولایی، نوید لایقی، سارینا ترقی، یوسف یزدانی، مرتضی خانجانی، شیدا مودب، سعید پورشعبانی و سعید باغبان

مردن در آب مطهر

مردن در آب مطهر (نوید محمودی)

بازیگران: علی شادمان، ندا جبرائیلی، متین حیدرنیا ، صدف عسگری، سوگل خلیق، علی‌رضا آرا، امیررضا رنجبران، خیام وقار، پیمان مقدمی، مهتاب جعفری، فرید اسحاقی، فاطمه شکری، محیا رضایی، فاطمه میرزایی و علی‌رضا مهران

قصیده گاو سفید

قصیده گاو سفید (بهتاش صناعی ها)

بازیگران: مریم مقدم، علیرضا ثانی‌فر، آوین پوررئوفی، پوریا رحیمی‌سام و لیلی فرهادپور، فرید قبادی، سوده ازقندی، امیر شریعت، ماهور احمدی، محمد حیدری، زهرا پرهون، ابراهیم گله دارزاده، سمیه برجی، مهدی پیله‌وری، ماندانا معزی پور، سمکو روشنی، ساچلی تاجبخش

سینما شهر قصه

سینما شهر قصه (کیوان علیمحمدی، علی اکبر حیدری)

بازیگران: حامد کمیلی، بابک کریمی، آناهیتا درگاهی، فرخ‌ نعمتی، حمیدرضا پگاه، علی اوجی و با هنرمندی جمشید مشایخی و هدیه تهرانی

سه کام حبس

سه کام حبس (سامان سالور)

بازیگران: محسن تنابنده، پریناز ایزدیار، سمیرا حسن‌پور، متین ستوده، محمود نظرعلیان، یداله شادمانی، محمد اشکان فر، علیرضا مهران

>>  مشاهده لیست کامل تولیدات جدید

سینما شبکه (سی نت)  >> اخبار و مطالب  >> مشاهده متن اخبار

سقوط «آزاد» / یادداشت مهدی تیموری برای فیلم "هزارپا"

:: 16 مهر 1397  3:52:33 PM  ::

رضا عطاران و جواد عزتی در نمایی از فیلم «هزارپا» ساخته ابوالحسن داودی

رضا عطاران و جواد عزتی در نمایی از فیلم «هزارپا» ساخته ابوالحسن داودی

 

سینما شبکه (سی نت): «هزارپا» در یک کلام چیزی نزدیک به فاجعه است. یکی دیگر از مجموعه کمدی های بی سر و ته، تلویزیونی و فاقد شخصیت پردازی که سال به سال تعدادشان رو به افزایش است. چیزی شبیه به یک سقوط «آزاد» در کارنامه ابوالحسن داوودی. این فیلم هم همانند «نهنگ عنبر» سامان مقدم از فرمول «نوستالژی» بهره می برد اما به مراتب از هر دو نسخه فیلم مقدم فرسنگ ها عقب تر است. نه اینکه ما با «خندیدن» و «کمدی» مشکل داشته باشیم. اصلا و ابدا اینگونه نیست؛ پس پیش از اینکه برچسب های این چنینی به نگارنده بزنید پس از تماشای فیلم این متن را تا انتها بخوانید.


خلاصه داستان

روایت بخشی از زندگی رضا (رضا عطاران) و دوستش منصور (جواد عزتی) است که از طریق دزدی و کیف قابی زندگی خود را می گذرانند. آن ها یک روز برحسب اتفاق کیفی را می دزدند که مدارک مهم درون کیف، جا آن ها را به خطر می اندازد. رضا که یک پای خود را هم از دست داده است به طور اتفاقی متوجه یک دختر ثروتمند به نام الهام (سارا بهرامی) می شود که نذر کرده تا با یک جانباز ازدواج کند؛ او نیز سعی می کند از این فرصت سوء استفاده کند و با استخدام در آسایشگاه جانبازان سعی می کند تا به هر نحوی خودش را به الهام نشان بدهد که در این میان دستخوش اتفاقات بیشماری می شود...


فیلمنامه

خط داستانی و فیلمنامه آخرین ساخته ابوالحسن داوودی به شدت چندپاره و از هم گسیخته است. فیلم از همان سکانس های آغازین دو داستان را به صورت موازی پیش می برد. ابتدا ماجرای کیف قاپی و کیفی که دردسر ساز می شود و سپس رازی که رضا از آن خبر دارد؛ اما داستان به همین جا ختم نمی شود. با هر سکانس خرده پیرنگ های بیهوده و داستانک های جدیدی اضافه می شوند که هرگز نه به سرانجام درستی می رسند و نه از علت و معلولی حضور آن ها چیزی دستگیرمان می شود. شاید در نگاه اول وجود داستان های فرعی متعدد و ریتم بسیار تند فیلم ظاهرا «چشم نواز» به نظر بیاید اما در اوج همین چشم نوازی مخاطب با سردرگمی عظیمی همراه است که این نقطه قوت را به چشم اسفندیار اصلی فیلمنامه تبدیل می کند. فیلمنامه ای که اساسا هیچ است و تنها بر خوشمزه بازی های بازیگرانش تکیه کرده است. اتفاقات پرشماری در فیلمنامه گنجانده شده اند که کوچکترین تاثیری بر داستان ندارند و تنها برای گذر زمان فیلم به آن اضافه شده اند.

به طور کلی انگار اصلا فیلمنامه ای در هزارپا وجود ندارد. یک ویرانه تمام عیار که کوچکترین چیزی در سر جای خودش قرار ندارد و اساسا پیدا کردن «منطق روایی» برای آن کار عبث و بیهوده ای است. کمدی ای نمی بینیم و اگر هم ببینیم ابدا از جنس «موقعیت» نیست؛ حتی اگر هم موقعیتی به وجود بیاید علت، ابتدا و انتهای آن اصلا مشخص نیست. مثلا ما هرگز متوجه نمی شویم که چرا کیفی که دزدیدنش برای رضا و منصور دردسر ساز شده نزد آن مرد با آن لهجه عجیب و غریب وجود دارد؟ اصلا مدارک داخل کیف چیست؟ محتوایش چه قدر اهمیت دارد که این همه مشکل را برای دو کاراکتر اصلی خلق می کند؟ اوج بی حوصلگی در فیلمنامه و به ویژه اجرا - که در قسمت بعدی به آن خواهیم پرداخت - در سکانس درگیری اولیه رضا با افراد سازمان مجاهدین است. جایی که ترمز ماشین رضا با دستکاری پسرعموی الهام (سپند امیرسلیمانی) از کار افتاده و ماشین با سرعت بسیار بالایی در حال عبور از جاده است؛ چند تا تیر و ترقه در می شود، ماشین همچنان با سرعت می رود و ناگهان کات به سکانس بعد که رضا را می بینیم با کمی بی حالی نشسته و در حال گپ زدن است!!! اصلا سرنوشت ماشین چه شد؟ چگونه متوقف شد؟ افرادی که تیراندازی می کردند چه شدند؟ این دست از بلاتکلیفی ها و نامشخصی ها در هزارپا فراوان اند. کاراکترهایش نیز همینطور. اصلا کاراکتر پسرعمو که سپند امیرسلیمانی اجرایش می کند چه می گوید؟ حرف حسابش چیست؟ چه می خواهد؟ به جز دستکاری یک ترمز چه کاربرد دیگری برای قصه دارد؟ یا حتی کاراکتر دایی رضا با بازی ضعیف «مهران احمدی»؟ اصلا رابطه او با مادر منصور چه نقش پیشبردی ای در داستان دارد؟ نقش پیشبردی بماند؛ موقعیت کمدی دارد؟ از مخاطب خنده ای می گیرد؟ چه کاری انجام می دهد؟ همانطور که اشاره کردیم داستان های فرعی هم مثل داستان اصلی فیلم به هیچ وجه وضعیت بهتری در منطق روایی ندارند که هیچ بسیار لکنت بیشتری هم دارند.

حضور افراد سازمان مجاهدین در فیلم را کجای دلمان بگذاریم؟ آن هم تا این حد اغراق آمیز و اجراهای عقب مانده؟ آیا پای یک بیانیه سیاسی در میان است یا حرف های گنده گنده و یا اصلا هیچ چیز؟ شخصیت های منفی قصه بیش از آنکه ترسناک باشند و باعث ترس حتی کاراکترهای داخل قصه شوند خنده از روی حماقت را می آفرینند. اوج ضعف این فیلمنامه - که اگر با ارفاق بتوانیم وجود فیلمنامه در این فیلم را به رسمیت بشناسیم - مربوط به شخصیت پردازی آن است. الهام با بازی «سارا بهرامی» در ابتدا و حتی تا انتهای فیلم شخصیتی است مستقل، قدرتمند و مدیر که یک آسایشگاه با جانبازان اعصاب و روان متعدد را مدیریت می کند. او نذر دارد تا با یک جانباز ازدواج کند. رضا که از پای نداشته اش استفاده کرده و خودش را به جانبازی می زند حسابی در دل او جا باز می کند. اما درست در جایی از فیلم که باید حقایق آشکار شود و می شوند و منتظر عکس العمل محکم تری از زنی که نمادی از یک زن قدرتمند، مصمم و تصمیم گیرنده در دهه هفتاد است هستیم همه چیز به یکباره بهم می ریزد. الهام حتی با فهمیدن همه حقایق - اینکه حتی رضا یک جیب بر و دست کَج است - خواهان ازدواج با او است؛ حتی اگر شده به آن شکل کاریکاتورگونه و اجباری! پس اساسا قصه با ما سر شوخی دارد؛ چرا که به یکباره و به راحتی تمام پل های نیمه کاره پشت سر خودش را هم خراب می کند و به این خرابی می خندد! اصلا چرایی آی کیو بسیار پایین تمام زنان و دختران این فیلم خود جای سوال دارد. تقریبا تمام زنانی که در این فیلم وجود دارد با دیدن کوچکترین مردی هوش و حواسشان از بین می رود. حالا خیلی هم تفاوتی ندارد آن مرد رضا هزارپا باشد یا آنتونیو باندراس! فقط «مَرد» باشد و این خصوصیت را به خوبی در کاراکتر خانوم کمالی ( نعیمه نظام دوست) مشاهده می کنیم!

به نظر می رسد نکته ای که بیش از هر چیز دیگری موفقیت بی حد و وصف هزارپا در گیشه را فراهم کرده است در وهله اول حضور رضا عطاران و سپس شوخی های بیشمار جنسی آن است. البته وجود اشاره و شوخی های جنسی به خودی خود در یک اثر کمدی جزو عیب و ایراد محسوب نمی شوند؛ ایراد در جایی است که این شوخی ها به قدری زیاد شوند که کل قصه را تحت الشعاع خود قرار دهند و هیچ کمکی نه به قصه، شخصیت ها و ماجرای فیلم نمی کند و حتی موفق به خلق کوچکترین موقعیتی نمی شود. این شوخی ها در سکانس آمپول زدن خانوم کمالی به رضا و سکانس های آخر گروگانگیری در زیرزمین به اوج خود می رسد.


کارگردانی

از فیلمنامه گفتیم. جای بحث بیشتری هم داشت، اما می گذاریم و می گذریم. هزارپای داوودی حتی در بخش کارگردانی هم ایرادات زیادی دارد. از نماهای بیش از حد بسته ای که جغرافیای محدودی به مخاطب ارائه می دهد، تا میزانسن های ضعیف در اجرای سکانس درگیری و حتی انتخاب بازیگران و یک یا دو مورد گاف در حفظ راکوردها.

به جز اجرای رضا عطاران و تا حدی جواد عزتی که مشخصا بخش زیادی از آن هم به توانایی این دو نفر در بداهه سازی باز می گردد دیگر بازی استانداردی در این فیلم شاهد نبودیم. «سارا بهرامی» حسابی از فیلم جدا است. اصلا برای این فیلم و انگار برای کمدی ساخته نشده است. زمانی این وصله ناجور بیش از پیش به چشم می آید که او شمایل یک دختر به اصطلاح «خنگ» را به خود می گیرد. انگار که شاهد دو اجرای متفاوت در دو فیلم متفاوت از او هستیم. کدامشان را باور کنیم؟ دختر مستقل و قدرتمندی که برای ادای نذرش ذره ای به عقب نمی شیند؟ یا یک دختر با آی کیو بسیار پایین که هرطور شده می خواهد با یک جیب بر دروغگو ازدواج کند؟ «مهران احمدی» دیگر چرا انقدر باسمه ای و بد است؟ سرنوشت او و مادر منصور و حتی مادر رضا به کجا ختم می شود؟ «امیر مهدی ژوله» بیش از هر زمان دیگری ثابت می کند که کوچکترین توانایی در بازیگری ندارد و پرداخت بد، هدایت ضعیف و تکیه کلام هایی که بر روی او نمی نشیند و حتی همان قهقهه ها را هم از مخاطب نمی گیرد به خوبی نشان دهنده این موضوع است.

اگر «نان و عشق و موتور هزار»، «تقاطع»، «مرد بارانی»، «من زمین را دوست دارم»، «جیب برها به بهشت نمی روند» و «سفر جادویی» و را ندیده بودیم تحت هیچ شرایطی باورمان نمی شد که این اثر را کسی مثل «ابوالحسن داوودی» ساخته است. اثری که از ابتدا تا انتهایش «سطحی بودن» می بارد. چه در ساخت و چه در فیلمنامه. سکانس آخر و ترقه بازی هایی که با نماهای بسته پی در پی و کات های بی منطق و بد می گذرد و گویی فقط برای تمام کردن لحظات آخر فیلم گرفته شده اند که دیگر نوبر است! به هر حال با همه این ایرادات باید پذیرفت که هزارپا پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران لقب گرفته است و جریان اصلی سینمای ایران هم خوشبختانه یا متاسفانه در همین مسیر است. مسیری که با اینگونه نگاه مخرب شکل گرفته و با سرعت بسیار بالایی مثل ماشین رضا که ترمزش از کار افتاده به سراشیبی سقوط می رود؛ البته ما هم امیدواریم که مثل این فیلم سینمای ایران هم از این سراشیبی به طرز ناگهانی و غیر منطقی نجات پیدا کند و به یکباره از فردا شاهد معرفی فرهنگ درستی از فیلم، سینما و جریان اصلی سینما باشیم.. ما با امید زنده ایم!

 

منبع: روزنامه دنیای هوادار

1675 - احمد شاهوند

...............................................

کلاکت  اثر مرتبط:

هزارپا - Centipede        >> مشاهده اطلاعات کامل

 

Header

پرونده های ویژه سی نت از دوره های برگزاری جشنواره فیلم فجر

 

::  نقل مطالب و عکس های اختصاصی سینما شبکه (سی نت) بدون ذکر منبع، نام نويسنده و نام عکاس ممنوع است  ::


صفحه اول  |   اخبار  |  فیلم ها  |   هنرمندان   |   نقد و یادداشت  |  نويسنده ها   |  ویدئو  |  پرسش و پاسخ   |  درباره ما    تماس با ما  |   جدول فروش   |   تبلیغات

 

Cinetmag.com Telegram


تقدیر از احمد شاهوند در اولین جشن رسانه های سینمایی  تقدیر شده در چهارمین جشنواره وب به عنوان بهترین سایت فیلم به انتخاب کاربران  تقدیر شده در جشنواره نشریه های اینترنتی

  كليه حقوق اين سايت براي سایت سی نت (cinetmag.com) محفوظ است.

Copyright © 2003 - 2019 Cinetmag.com All rights reserved


طراحی و اجرا: استودیو سی نت