سی نت | سینما شبکه

www.CinetMag.com

برتینا

سایت سی نت

صفحه اول - اخبار - فیلم ها - نقد و یادداشت - ویدئو - هنرمندان - جدول فروش - نویسنده ها

پرسش و پاسخ   |  درباره ما   |   تماس با ما   |   تبلیغات  |   پیشخوان نشریات (جدید)

جدول ارزشگذاری نویسندگان بر فیلم های:

دهه نود (از سال 1390 تا کنون)

روی پرده  -  اکران 1397  -  اکران 1396  -   اکران 1395  -   اکران 1394  -  اکران 1393  -  اکران 1392  -  اکران 1391  -  اکران 1390 جشنواره 37 فیلم فجر و ...

جستجو (فیلم ها، هنرمندان، نویسنده ها)   

انتخاب رنگ پس زمینه صفحه:  Back-White Back-Orange Back-Green Back-Brown Back-Blue Back-Gray Back-Blue Back-Yellow

برتینا

New Page 1
www.cinetmag.com - Advertise

 

جدیدترین مطالب

  «جنگ زرگری» غول های هالیوود! / «مارتین» در مقابل مارول، «استیون» در برابر نتفلیکس؛

  فریدون جیرانی نهایتا تا یکشنبه 28 مهر مرخص می شود / فرزند جیرانی: مشکل دست چپ و تکلم با درمان رفع می شود

  انتقاد دوباره اسکورسیزی از سینمای گیشه‌پسند

  فیلم سینمایی «روزی دو میلیون» دومین ساخته مجید توکلی در تهران کلید خورد

  فیلم متفاوت مخاطب را به سینما جذب می‌کند/ استقبال از «مسخره باز»

  نمایش «پل چوبی» در آمریکا

  گیشه سینماها در آبان گرم می‌شود/ ترافیک اکران حل شدنی نیست

  رنگ‌آمیزی موسیقی «رد خون» چگونه تغییر کرد؟/ روایت یک همراهی ۱۵ساله

  فریدون جیرانی در بیمارستان بستری شد

  وضع گیشه سینماها در تابستان اسف‌بار بود/ هزینه سینماها 7-8 برابر شده است

 

پربیننده ترین  مطالب هفته اخیر

  فیلم متفاوت مخاطب را به سینما جذب می‌کند/ استقبال از «مسخره باز»

  انتقاد دوباره اسکورسیزی از سینمای گیشه‌پسند

  فیلم سینمایی «روزی دو میلیون» دومین ساخته مجید توکلی در تهران کلید خورد

  گیشه سینماها در آبان گرم می‌شود/ ترافیک اکران حل شدنی نیست

  رنگ‌آمیزی موسیقی «رد خون» چگونه تغییر کرد؟/ روایت یک همراهی ۱۵ساله

  فریدون جیرانی در بیمارستان بستری شد

  فریدون جیرانی نهایتا تا یکشنبه 28 مهر مرخص می شود / فرزند جیرانی: مشکل دست چپ و تکلم با درمان رفع می شود

  نمایش «پل چوبی» در آمریکا

  «جنگ زرگری» غول های هالیوود! / «مارتین» در مقابل مارول، «استیون» در برابر نتفلیکس؛

 

سینما شبکه (سی نت)  >> اخبار و مطالب  >> مشاهده متن اخبار

نفس گير عميق / یادداشت حمید سلجوقی برای "دربند"

:: 8 مهر 1392  ::

نازنین بیاتی در نمایی از فیلم

نازنین بیاتی در نمایی از فیلم "دربند"

 

سینما شبکه (سی نت): بين فيلم هايی كه اين روزها روی پرده است، «هيس...» خانم درخشنده كماكان قابل احترام است و نسبت به چند ساختۀ اخيرش بعد از «شمعی در باد» كه هميشه يك جای كارشان بدجور می لنگيد،كامل است. از هر چه بگذريم سخن ِ جسارتِ درخشنده در پرداختِ به اين سوژۀ ملتهب، خوش تر است. اگر احيانا دلتان لك زده برای يك دلِ سير اشك ريختن در سالن سينما، «هيس...» تا حدودی كمكتان می كند. «دهليز» بهروز شعيبی را از دست ندهيد و فصل های پدر - پسری اش را خوب ببينيد. سوای آنچه كه كليتِ قصۀ فيلم را تشكيل می دهد و از حال و هوای «هيس...» هم دور نيست اما فيلم شعيبی يك نمونۀ تازه و دوست داشتنی از عشق بين پدر و پسر را نشان می دهد كه خيلی سال است در سينمايمان گم اش كرديم. صحنۀ فوتبال بازی كردن اين دو را چند بار ببينيد. «جابجا» را نديدم اما كنجكاوم بدانم چطور توكل نيا با توسل به همان فرمول های هميشگی جذبِ مخاطب كه البته ديگر مدت هاست جواب نمی دهد، جواب گرفته.«هيچ كجا هيچ كس» را كه نگو! ابراهيم شيبانی عزيز آمده لقمه را هفت هشت بار دور سرش چرخانده و آخر هم نگذاشته دهنش! يعنی تصور بفرماييد يك عدد كلافِ باز شده داريم كه خيلی راحت و ساده می توانيم كارمان را با آن انجام دهيم اما آمديم انقدر كلاف را پيچانديم كه آخرش خودمان هم گيچ شديم و كلاف را همان شكلی ولش می كنيم! داستانِ «هيچ كجا هيج كس» در انتهای فيلم كاملا رها می شود. «پل چوبی» فيلم متوسطی ست كه قصه اش را دوست ندارم. «بخاطر پونه» را لطفا ببينيد و در اين هير و بير فيلم های پر سر و صدا، گم اش نكنيد چون اتفاقا در حد و اندازه های خودش، فيلم خوبی ست. «كلاس هنرپيشگی» يك شديدا اعصاب خوردكن ِ دوست داشتنی ست! كه تجربۀ تازه ای در اجراست و ديدنش خالی از لطف نيست هرچند اگر آخرش مثل من بلاتكليف بمانيد كه بالاخره دوستش داريد يا نه!
اما اصل مطلبِ اين نوشته، «دربند» پرويز شهبازی ست.
خب ما اين روزها دو اجتماعی درگير كننده داشتيم در سينمايمان، «هيس ...» و «دهليز» و حالا «دربند» را داريم. فيلم شهبازی حكايت ذره بينی ای از زمانه ی امروزی ماست. «دربند» با مخاطبش صادق است و ممنون از پرويز شهبازی كه به كار گرفتن احساساتِ بيننده را بلد است نه بازی گرفتنش را. حيف بلد نيستم كلماتِ خوشگل را كنار هم رديف كنم برای تعريف كردن از فيلم تازۀ خالق ِ«نفس عميق». اين فيلم يكی از بهترين كارگردانی ها را در بين فيلم های امسال دارد، تسلط كارگردان در تمام صحنه ها به چشم می آيد كه شايد مناسبترين و دم دستی ترين گواه برای اين حرف، فصل تصادف باشد كه در اجرا چقدر پخته در آمده كه ای كاش و صدكاش همانجا تيتراژ پايان می آمد. آنچه كه تا به حال غالبا در سينمايمان ديده بوديم از رها بودن يك گوسفند (منظور نازنين است. البته در قالبِ مثال) در ميان يك گله گرگ در يك شهر درندشت تاكيد فراوان بر روی محيط و موقعيت بوده اما اينجا اتفاقا فيلمساز نيازی نديده لانگ شاتِ خيابان های دور و دراز پر از ترافيكِ ماشين های ريز و درشت، زير سقفِ آسمانِ نه چندان آبی ِ شهر را نمايش دهد و فقط رفته در عمق دنيای درونی آدم هايی كه همه شان تنهای تنهای تنها هستند. (اميدوارم توانسته باشم منظورم را درست برسانم). «دربند» شهبازی خيلی تلخ و سياه است و شايد همين مسئله ما را در عين نزديكی به فيلم، از آن دور می كند. می دانيد اينبار با فيلمی رو به رو هستيم كه شخصيت هايش حوادث داستان را رقم می زنند نه اينكه در پی حوادثِ داستانی چند شخصيتِ بلاتكليف خلق شود. «دريند» اتفاقا تاحدودی نفطۀ مقابلی ست بر «نفس عميق» و تقريبا دنيايی شبيهِ «سگ كشی» بيضايی دارد، حتی از جهاتی شبيه به «راننده تاكسی» اسكورسيزی ست. زمانه، زمانۀ آدم های خاكستری ست و اين خاكستری ها را شهبازی نشان داده با جزئياتی مهندسی شده. جزئياتی كه حتی در پرداختِ شخصيت های فرعی اش هم به كار رفته. زمانه ای كه زمانه ی محبت هایِ با منت است، زمانه ای كه در آن «سادگی» برابر است با «بلاهت» و «زرنگی» معادلِ «حق خوری» ست. زمانه ی تيره و تاری كه بايد با چراغ قوه دنبالِ انسانيت های گمشده اش بگردی و برای محبت ديدن و محبت كردن، قبل از هر چيز حسابِ دو دو تا چارتا را بكنی.زمانۀ ترسناكی كه دائم به تو هشدار می دهد از يك فاصله ای به آدم ها نزديكتر نشو چون ممكن است همين فردا نزديك ترين دوستت بشود خطرناكترين دشمنت و...و...و... به خودت كه می آيی می بينی چقدر تنهايی ات بزرگ شده. حالا پرويزخانِ شهبازی يك « نفس گير عميق» ساخته. يك امتياز مثبتِ ديگر هم علاوه بر كارگردانی خوب و قصۀ حساب شده ی پرجزئيات به «دربند» اضافه كنيد و آن هم «قهرمان سازی» ست. بعد از سال ها ما يك قهرمانِ درست و حسابی زن داريم كه عجيب ما را ياد ترانه ی معصوم ِ پانزده سالۀ فيلم صدرعاملی می اندازد. قهرمانِ ساده ( جانِ عزيزتان اين سادگی را معادلِ خنگی و شوتی و پرت بودن و اين حرف ها نگذاريد، اين سادگی ها و يك رنگی ها اين روزها كيمياست)، عرض مي كردم قهرمان ساده ای كه چيزی از سياستمدار بودن آدم های اين درندشت نمی داند پا به اجتماع آدم های پيچيده می گذارد، اجتماعی كه يك خشونتِ پنهانِ آمادۀ فوران در خود دارد. اجتماعی كه زيرآب زنی و نارفيقی و ... را عين باقلوا در خود می بيند و اين هاست كه خشم و نفرت را به قهرمانِ نازنين ِ قصۀ ما اضافه می كند. درام جذابِ شهبازی، دانه به دانه خيس شدن رؤياها و خام شدن خيال هایِ قهرمانِ جسور، ساده و بامحبتش را در جريانِ ممتدِ مناسبات و موقعيات و درونياتِ سرد آدم های دور و برش نمايش می دهد. (بخاطر آوريد نمای بسته شده بر نگاهِ نازنين همگام با پايين آمدنش از پله های ساختمان كه فوق العاده بازی كرده نازنين بياتی و چه كرده اين هومن به منش كه سيمرغ امسال واقعا شايسته اش بود.). كاش شهبازی با همان تصادف، تمام مي كرد. كاش نازنين دختر شهرستانی، تنهايی و بدون اثری از اثراتِ خانواده اش يك فاصلۀ هشتاد كيلومتری را نمی آمد و تنهايی دنبال خانه نمی گشت.كاش بازیِ خوبِ بياتی ديده می شد همانقدر كه بهترين بازیِ عمر پگاه آهنگرانی برای اين فيلم ديده شد. نازنين بياتی چقدر خوب توانسته در تجربۀ اولش، نسبتِ احساسگرايی و اخلاقگرايی يك دختر شهرستانی را بطور طبيعی نشان دهد و در هيچكدام از اين دو وجه افراط نكند، همچنين معصوميتِ به قولِ يكی از دوستان لِه شده در جريان درام را به همان زيبايی ترانه عليدوستی در «من ترانه...» چقدر خوب نمايش می دهد. كاش به تجمعاتِ دانشجويی اشاره ای نمی شد كه اشاره ای نچسب بود با توجه به بی اثر بودنش در جريانِ داستان.
و كلام آخر اينكه بپذيريم «دربند» هوای تازه ای در سينمای اجتماعی ماست كه ارزش چندبار ديدن را هم دارد. تماشای اين فيلم حتی مي تواند كلاس درسی باشد برای يادگيری درست به كار بردن دوربين روی دست.
يادِ آن شعر گروس عبدالملكيان افتادم كه: «فرصتی نمانده است بيا همديگر را بغل كنيم! فردا يا من تو را می كشم، يا تو چاقی را در آب خواهی شُست. همين چند سطر. دنيا به همين چند سطر رسيده است. به اينكه انسان،كوچك بماند بهتر است، به دنيا نيايد بهتر است. اصلا اين فيلم را به عقب برگردان! آنقدر كه پالتوی پوست پشت ويترين،پلنگی شود كه مي دود در دشت های دور. آنقدر كه عصاها پياده به جنگل برگردند و پرندگان دوباره بر زمين. زمين... نه! به عقبتر برگرد. بگذار خدا دوباره دستهايش را بشويد، به آينه بنگرد، شايد تصميم ديگری گرفت!!!»

 

منبع: سی نت

8675 - احمد شاهوند

...............................................

  اثر مرتبط:

دربند - Darband        >> مشاهده اطلاعات کامل

 

Header

::  نقل مطالب و عکس های اختصاصی سینما شبکه (سی نت) بدون ذکر منبع، نام نويسنده و نام عکاس ممنوع است  ::


صفحه اول  |   اخبار  |  فیلم ها  |   هنرمندان   |   نقد و یادداشت  |  نويسنده ها   |  ویدئو  |  پرسش و پاسخ   |  درباره ما    تماس با ما  |   جدول فروش   |   تبلیغات

 

Cinetmag.com Telegram

.......................................................................................................................................................................

تقدیر از احمد شاهوند در اولین جشن رسانه های سینمایی  تقدیر شده در چهارمین جشنواره وب به عنوان بهترین سایت فیلم به انتخاب کاربران  تقدیر شده در جشنواره نشریه های اینترنتی

  كليه حقوق اين سايت براي سایت سی نت (cinetmag.com) محفوظ است.

Copyright © 2003 - 2019 Cinetmag.com All rights reserved


طراحی و اجرا: استودیو سی نت