Header

صفحه اول   اخبار   فیلم ها   نقد و یادداشت    ویدئو   هنرمندان   جدول فروش   نویسنده ها

پرسش و پاسخ   |  درباره ما   |   تماس با ما   |   تبلیغات  |   پیشخوان نشریات (جدید)

جدول ارزشگذاری نویسندگان بر فیلم های:

روی پرده  -  اکران 1397  -    اکران 1396  -   اکران 1395  -   اکران 1394  -  اکران 1393  -  اکران 1392  -  اکران 1391  -  اکران 1390

جشنواره 37 فیلم فجر - جشنواره 36 فیلم فجر - جشنواره 35 فیلم فجر - جشنواره 34 فیلم فجر - جشنواره 33 فیلم فجر - جشنواره 32 فیلم فجرجشنواره 31 فیلم فجر

جستجو (فیلم ها، هنرمندان، نویسنده ها)                                                                                        انتخاب رنگ پس زمینه صفحه: 

New Page 1
Cinetmag.com - Advertise

 

جدیدترین مطالب

  رقابت نزدیک «سرخپوست» و «متری شیش و نیم» / بهترین های جشنواره سی و هفتم فیلم فجر به انتخاب نویسندگان سی نت

  30 یادداشت کوتاه برای 30 فیلم بلند / یادداشت های کوتاه احمد شاهوند از فیلم های سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

  ایده آلیست نباشیم / جمع بندی مازیار معاونی از سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر به قلم

  جشنواره اي جان دار / یادداشت کوتاه فرهاد خالدی نیک به كيفيت آثار جشنواره سي و هفتم

  ناگهان سینما / تحلیل سیدجواد صفوی بر سی و هفتمن جشنواره فیلم فجر

  وقار بازیگری / مرور نیما بهدادی مهر بر بهترین نقش آفرینی های کارنامه علی نصیریان به بهانه کسب نخستین سیمرغ بلورین

  به رنگ خون ، خیانت و قتل / تحلیل و بررسی مجتبی اردشیری از ژانرهای غالب جشنواره سی و هفتم فیلم فجر

  از امین حیایی تا نوید محمدزاده / یادداشت مهدی تیموری برای بهترین بخش جشنواره سی و هفتم فیلم فجر: بازیگر نقش اول مرد!

  بازگشت میرکریمی به اوج / یادداشت ایمان آیینه دار برای فیلم «قصر شیرین»

  برداشت کوتاه / یادداشت حمید سلجوقی درباره چند فیلم از جشنواره سی و هفتم

 

پربیننده ترین  مطالب هفته اخیر

  رقابت نزدیک «سرخپوست» و «متری شیش و نیم» / بهترین های جشنواره سی و هفتم فیلم فجر به انتخاب نویسندگان سی نت

  شماره یازدهم نشریه الکترونیکی سی نت ویژه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر منتشر شد

  30 یادداشت کوتاه برای 30 فیلم بلند / یادداشت های کوتاه احمد شاهوند از فیلم های سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

  از امین حیایی تا نوید محمدزاده / یادداشت مهدی تیموری برای بهترین بخش جشنواره سی و هفتم فیلم فجر: بازیگر نقش اول مرد!

  وقار بازیگری / مرور نیما بهدادی مهر بر بهترین نقش آفرینی های کارنامه علی نصیریان به بهانه کسب نخستین سیمرغ بلورین

  فراخوان شانزدهمین دوره جشنواره فیلم کوتاه نهال منتشر شد

  ده فیلم ، ده فصل ماندگار / یادداشت زرنوش محمدی از سکانس های دیدنی سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

  می توانست شیرین تمام شود ... / یادداشت پاشا ابراهیمی درباره ی جشنواره سی و هفتم فیلم فجر

  برداشت کوتاه / یادداشت حمید سلجوقی درباره چند فیلم از جشنواره سی و هفتم

  جشنواره اي جان دار / یادداشت کوتاه فرهاد خالدی نیک به كيفيت آثار جشنواره سي و هفتم

 

سی نت  >> اخبار و مطالب  >> مشاهده متن اخبار

قصه ی ديو و فرشته / یادداشت حمید سلجوقی برای «آوای باران» به انگيزه ی روزهای پايانی پخش اش

:: 9 بهمن 1392  ::

آزاده زارعی در نمایی از سریال "آوای باران"

 

سی نت: حسين سهيلی زاده برای بيننده های پر و پا قرص سريال های رسانه ملی نامی آشناست. اگر نخواهيم گريزی به سال های اوليه ی دهه هشتاد بزنيم، حداقل در اين سال های اخير وی را با «ترانه مادری»، «دلنوازان»، «فاصله ها»، «دختران حوا» و ... بخاطر می آوريم. اولش بگويم «آوای باران» را بدون داشتن دليل قانع كننده ای برای خودم بيشتر از «دلنوازان» و «فاصله ها»يش دوست دارم اما آخرين ساخته ی سهيلی زاده، طبق معمول ساير آثارش ملغمه ای ست از وقايع كليشه ای هندی وار رايج در تلويزيون ايران كه آن را در رده ی سريال های اگزجره ی تُرك - مثلا همين «كليد اسرار» خودمان - و شبكه ی جم قرار می دهد.

قصه، قصه ی همان آدم های كتاب قصه هایِ بچگی ست. دو نوع آدم داريم يا فرشته ی مهربون يا ديو ِ بدجنس. قصه ی ما كه به سر برسد هميشه فرشته های مهربون برنده اند و ديوهای بدجنس بازنده.گروه فرشتگان سريال را طه،مرضيه، مرتضی و اهل و عيال، باران و صد البته فريد تشكيل می دهند و تيم ديوها را هم نادر، زيور، سينا و صد البته شكيب. آدم های قصه، تك بُعدی اند.يا سفيدِ شيری يا سياهِ نوك مدادی!. پس تا به اينجا داشته باشيد ضعفِ مفرط فيلمنامه در شخصيت پردازی.وقتی آدم اصل كاری ها شُسته رُفته پرداخت نشدند بی انصافی ست در مورد فرعی ها انتظاری داشته باشيم .

نكته ی ديگری كه آزارم می دهد اين است كه چندجايی به چشمم خورده «آوای باران» از اين جهت كه اولين سريالی ست كه به مقوله ی كودكانِ كار می پردازد جای تحسين دارد ، حال اينكه در اين سريال ، ابدا كودكانِ كار « مسئله» نيستند، « ابزار» و «بهانه» اند و سريال به كودكانِ كار نپرداخته.اگر همين در حاشيه قرار دادن كودكانِ كار، برگِ برنده است كه باز هم «آوای باران» اولين نيست.«پنجمين خورشيد» عليرضا افخمی كه مورد هجمه انتقاد يكی از نويسندگانِ همين سريال قرار گرفته بود بنظرم می شود اولين! ( بحثِ بی اهميتِ اولين و آخرين را كنار بگذاريم، سر اين چيزها به كسی مدال نمی دهند)

چند سؤال و نكته ی بی جواب برايم باقی مانده هنوز در بابِ اين سريال كه مطرح می كنم شايد با هم به جوابش رسيديم ؛

قطعا اين سريال ،از آنجايی كه وقايع قصه اش ايجاب می كند مشاور حقوقی هم داشته اما بنظر شما وقتی نادر و زيور با شناسنامه ی «باران رياحی» و با طراحی نقشه شان ، با استفاده از بيتا (به عنوان باران) سهام اصلی شركتِ طه را تصاحب می كنند، سهام به نام چه كسی می خورد؟ تا جايی كه عقل من قد می دهد اگر من را هم جای باران جا می زدند و با شناسنامه ی باران می رفتم محضر و اسناد را امضا می كردم باز هم سهام به نام باران رياحی می خورد. حالا با اين توضيحات، بنظر شما اصولا مگر سهام مال بيتا شده كه پنج قسمت درگير اين باشيم بالاخره راضی می شود آن را به پدر و مادرش ببخشد يا نه؟. بنظر شما اينكه با گذاشتن يك عدد خال ، يك نفر را جای دختر يك نفر جا بزنيم ، آن يك نفر هم بپذيرد ، يك طوری نيست؟! .الهی بميرم برای طه كه غير از مادر مرحوم آلزايمری اش و دختر گمشده اش و يك عدد خواهرزاده كلاهبردار، هيچ كس و كاری نه خودش و نه خانواده زهرا خانوم خدابيامرز (همسرش) ندارند و ايضا هزار ماشاالله به نادر توتونچی كه بعدِ بيست سال اينقدر خوب مانده و فقط چهار تار موی سفيد دارد و باور كنيد در نگاهِ اول فكر ميكنی فريد و بيتا همسن و سال پدرشان هستند! .لباس هايی كه در فصل اول بر تن آدم های قصه ديديم ، خيلی هاشان لباس رايج سال های آغازين دهه هفتاد نبود.از آنيتا جواهرچی بعيد بود!. حالا مگر مهم است كه بسته ی هروئين چگونه وارد كيف طه شده؟ و يا مگر مهم است به چه علت بعد از بيست سال، حكم حبس ابدِ طه به عفو ، تغيير می كند؟ .به اين ها اضافه كنيد اتفاقات ديگر بی منطق قصه مانند پيدا شدن سر نخی از باران ، درست يك روز بعد از انتشار عكس « هفت سالگیِ» بيست سال پيش اش توسطِ فريد در درندشتِ تهران . والا تا جايی كه ما يادمان می آيد عشق ازلی ابدی ِ طه در همان قسمتی كه تازه پای طه به زندان باز شده بود خواستگار دكتر داشت حالا اينكه ايشان بيست سال همينطوری مجرد مانده ... بگذريم! راستی اگر تفاوتِ ظاهر ( به عنوان مشخصه ی نمايشگر سنِ) مرضيه ی فصل دوم با فصل اول سريال را پيدا كرديد جايزه داريد.يكدندگی و گستاخی های غلو شده ی بيتا در باب ازدواج با سينا هم به دل نمی نشيند.(حالا جالب است در تمام مدتی كه ارتباط قبل ازدواج سينا و بيتا به نمايش گذاشته شده، بيتا نسبت به ارتباطِ طرفِ مقابل با هزار و شصت و شونزده دختر ديگر شكايتی ندارد كه هيچ تازه در جوابِ مادرش می گويد: «مهم اينه كه منو دوست داره» اما چند قسمتِ بعد تا سينای بدبخت ده دقيقه رفته پيتزا بگيرد، فرناز و الناز و شهناز و مهناز و... همگی به موبايلش زنگ زدند و بيتا هم ديده) . همچنين با تشكر از حامدِ عزيز كه هر ده قسمت يكبار خدا می رساندش و با اقدام به كشتن يك نفر واسطه خير می شود . يكدفعه كيانوش عاشق خيلی ظالم نشد به نظر شما؟. شكيب در خيابانِ تهران اسلحه می كشد؟! ( نه ببخشيد علامتِ تعجبِ اين يك موردِ آخر را پس می‌گيرم) .

برسيم به بازی ها؛ مهران احمدی را می پذيريم به عنوان بهترين بازيگر سريال كه با گريم خوب نويد فرح مرزی، كار فوق العاده سختی در حفظ راكوردهايش داشته و شكيبِ دائم الخمر را خوب نمايش داده.الهام چرخنده هم موفق شده حس نفرتِ تماشاگران را نسبت به شخصيتش بر انگيزد با اغراق هايی كه در اكت ها و گفتارش می بينيم . سام درخشانی مدام در جا می زند و يك مسير تكراری را می پيمايد.بازی آزاده زارعی را دوست دارم، اين وسط اما دو نفر هستند كه از بس تك بعدی و آسمانی اند! گاهی خنده دار و گاه اعصاب خوردكن می شوند، فريد و مرتضی . امير دژاكام انقدر كه نويسنده مسلطی ست بنظرم اصولا بازيگر نيست چون بازيگری برايش هيچگاه مقوله جدی نبوده و سياوش خيرابی هم دارد همان راهِ سام درخشانی را می رود.راستی گفتم سياوش خيرابی؟‌ هيچ سر در نمی آورم مگر ايشان دقيقا چطور در آن محيط خانوادگی نادر و زيور بزرگ شده كه صد و هشتاد و يك درجه با آن ها فرق دارد و از آن مهمتر دقيقا شغل ايشان چيست؟ نگوييد مددكار اجتماعی كه به قول مهران مديری: «شوخیشم قشنگ نيست»! . سپيده خداوردی بازيگر زيركی ست كه اينجا يك بازی بد با لهجه ی بدتر! از خود به نمايش می گذارد .

باز هم عرض می كنم آنچه اتمسفر داستانی «آوای باران» را شكل می دهد همسو با سريال های تركيه ای و فيلم های هندی ست.كارگردان آمده با توسل به كليشه های مرسوم بعضا اشك درآر ِ عامه پسند ، قصه ای احساس گرايانه مبتنی بر فراز و فرودهای وصال و هجران شكل داده كه اگر از نماهنگ های متعددِ آوازخوانی ِ شخصيت های اصلی هم در آن استفاده می شد آنوقت ديگر باچان پيش پگاه لنگ می انداخت! .

فقط چهارتا تبريك دارم كه بگويم به «آوای بارانی ها» ؛ اولا به مهران احمدی به پاس همه سختی هايی كه خوب می دانم در به نمايش دادن شكيب كشيده، دوم سازنده ی عنوانبندی آغازين كه از وقتی فهميدم بچه هايی كه می بينم در آن تصاوير بازيگر نيستند واقعی اند يك طوری شدم، سوم احسان خواجه اميری و چهارم نويسندگان سريال بخاطر اشاره به حادثه ی سقوط هواپيمای سال ۶۷

 

عکس های مرتبط:

مهران احمدی در نمایی از سریال "آوای باران"

 

حمیدرضا پگاه و سیاوش خیرابی در نمایی از سریال "آوای باران"

 

منبع: سی نت

7454 - احمد شاهوند

Header

::  نقل مطالب و عکس های اختصاصی سی نت بدون ذکر منبع، نام نويسنده و نام عکاس ممنوع است  ::

....................................................................................................................................................................................................

صفحه اول  |   اخبار  |  فیلم ها  |   هنرمندان   |   نقد و یادداشت  |  نويسنده ها   |  ویدئو  |  پرسش و پاسخ   |  درباره ما    تماس با ما  |   جدول فروش   |   تبلیغات

 

.......................................................................................................................................................................

 

..............................................................................................................................

  كليه حقوق اين سايت براي سایت سی نت (cinetmag.com) محفوظ است.

Copyright © 2002 - 2013 Cinetmag.com All rights reserved

............................................................

طراحی و اجرا: استودیو سی نت